کم میارم

کم میارم حستو پشت ترانه
این هم یک بازی رفتن بی بهانه
این هم یک حس شکست خالی از بغض
این هم یک امید رفتن که تو من مرد
کاشکی میشد قبل رفتن چند ورق احساس من رو تو بخونی
تا بدونی چی میشد اگه بمونی
تا بدونی وقتی بودی شاد بودم , چون توهستی
تا بدونی ……
اه میشد باشی و تقدیر این بود
لعنت و حس تنفر بعد از این
من به تقدیر و زمونه شک ندارم
شاید این تنها دلیل بودکه من ندارم
بهتره شعرم بمونه اخر کار
تا ببینم حس بودن رو به من داد
کم میارم حستو با این ترانه
کاشکی میشد تو بمونه به بهانه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: