دوباره برگرد…

من هنوزم سر حرفم هستم
تا نهایت عاشق و دِلبَستم

من به یادِ تو همیشه مستم
میمیرم اگه نگیری دستم

شبِ آروومیه اما توو سرَم آشوبه
فکر اینکه تو نباشی قلبمُ میکوبه

فکرِ اون دستایِ گرمت که نوازش میکرد
فکرِ گیج و خستَمُ… با بوسه رامِش میکرد

فکرِ اون چشمای مستت ، فکر اون نگاه گرمت
فکر اون خنده ی شیرینت و اون حسِ قشنگت

قلبمُ میکوبه… قلبمُ میکوبه…

دلِ من وصلِ نگاته، دل من پیِ هواته
دل من دیوونه ی کرشمه و ناز و اداته

آخه دیوونه، دارم دق میکنم… دوباره برگرد
روز و شب گریه و هق هق میکنم… دوباره برگرد

بذا تا دوباره من پیشِت بخندم
دستتُ بگیرم و دورت بگردم

بذا تا آتیشِ قلبم بشه خاموش
نگو هیچوقت که منُ کردی فراموش

بذا تا بازم بهت تکیه کنم
تورو توو بغل بگیرمُ گریه کنم

آخه دیوونه دارم دق میکنم… دوباره برگرد…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: