دل باز

صدات کردم تو نشنیدی ، هوای زندگی دارم
ولی با تو سر موندن ، یه ترس از سادگـی دارم

تو سر سختی وداغونی ، تو مکار و تو دل بـــــازی
تو می دونی با این دردت ، روزی با من نمی سازی

نه دور از من شدی جانا ، نه در نزدیکی جا کردی
لباس شب عروسی رو ، به قهرت زیر پا کــــردی

دلم پر شد از این غم ها ، دیگه جایش شده ویرون
توی این ناباوری هایت ، دلم از دوریت خنــــدون

نبین با تو تماسی هست ، نخند بر دل بیمـــارم
به پرتابِ دروغینت ، ترک برداشت دیــــوارم

نمی خوامت نمی خوامت ، برو از قلب من بیـرون
باورکن جدی می گویم ، نگو در عشق من مجنون

برو دیگه پناهی نیست ، این دل رفته مهمــانی
چراغ زندگیت خاموش ، برو شهر رجز خوانی

جاسم ثعلبی (حسّانی) ۰۲/۰۵/۹۱
مشهد مقدس

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

533
۱۰