مـجـمــوعـــۀ تـلـــخ

یه آهنگ غریبی داره دنیام ، که ریتم این ترانه رو میسازه

ولی دنبال هر واژه که میرم ، توی بارونِ چشمام رنگ میبازه

یه حسی توی دنیام گُر گرفته ، باید از هر چی که دارم جداشم

تمومِ وقتمم باشه میذارم ، که این آهنگو اجرا کرده باشم

باید کمک بگیرم از سکوتم ، هزار سالم که پاش وایسم می ارزه

صدای “غم” که روش باشه تمومه ، رو سِن باشه دلِ دنیا میلرزه

نُتم از بودنت دلگیر میشه

از این ریتم روونم سیر میشه

نمیخوام فاتحِ ترانه ای شم

که با دنیای تو درگیر میشه

باید تا انتهای این ترانه ، غم و تشویشِ من همراه باشه

واسه اجرای این مجموعۀ تلخ ، باید ضیافتی تو راه باشه

یه مهمونی میونِ غصه هامون ، حضورِ تو یه جور اجبارِ محضه

حالا که خالقِ این ازدحامی ، نمیذارم که آروم شی یه لحظه

نُتم از بودنت دلگیر میشه

از این ریتم روونم سیر میشه

نمیخوام فاتحِ ترانه ای شم

که با دنیای تو درگیر میشه

__________________________

درود دوستان بزرگوارم

سال جدید رو به همه دوستان اهل ادب تبریک عرض میکنم

اولین ترانه ایه که در سال ۹۲ در سایت قرار میدم امیدوارم مورد توجه قرار بگیره

وقت زیادی برای این ترانه صرف نشده پس با انتقادهای شما دوستان عزیز جا برای بهتر و بهتر شدن داره

با مهـــر                 جابر جعفرزاده |فـاتــح|

از این نویسنده بیشتر بخوانید: