واهمه

از این واهمه دارم که نباشی
همیشه گریه های من عزیزه؟
همیشه دستی ازتو روی شونه م
داره این غصه هام رو دور می ریزه

از این واهمه دارم که نباشی
از این که لحظه هام محکوم ِ مرگن
همیشه حال من این بوده بی تو
همیشه گریه هام همراه دردن

تو باشی غرق لبخند می شه لبهام
تو باشی بیشتر از لبخند نمی خوام
تو فردایی برام ساختی که با تو
با این امروز دنیا راه نمیام

همیشه فکر من تو بودی و تو
همیشه قصه هام رو با تو داشتم
کتاب زندگیم از عشق تو بود
ببین جات رو روی قلبم گذاشتم

از این واهمه دارم که بفهمی
تویی تنها امید هر شب من
بفهمی و بری تنهام بذاری
نگیری یک سراغی از تب من

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: