وزن آزاد در ترانه ی معاصر

reserch_&_dev

درود بر همگان

متاسفانه اخیرا موجی در آکادمی به راه افتاده که تعداد معدودی از دوستان حول محور وزن در ترانه، عدم صحت وزن عروضی در ترانه ها را به عنوان ایرادی نوساخته علم کرده و در غالب نقدها این مساله را تکرار میکنند به گونه ای که متاسفانه نوگامان عرصه ی ترانه سرایی تحت تاثیر این نقدها در حالی که حتی تعریف صحیحی از مقوله ی وزن در ترانه ندارند این مورد را بجا و نابجا در حاشیه ی ترانه هایی که میخوانند مطرح میکنند

هدف از این مقاله تعریف و تفهیم مقوله ی وزن در ترانه بر اساس دیدگاه صاحب نظران عرصه ی ادبیات و ترانه سرایی، همچون روزبه بمانی ، سعید کریمی و .. می باشد کسانی که دهه هایی از عمر خود را در عرصه ی ترانه و ترانه سرایی سپری کرده اند و تجربیات ، تحقیقات و کلام آنها میتواند چراغ راه کارورزان این صنف باشد، امید که این مقاله آغازی برای ایجاد تحول در فضای نقد و انتقادهای آکادمی ترانه باشد

متاسفانه مشکلی که ما در جامعه ی بزرگ ترانه سرایان داریم این است که غالبا هر ترانه سرا بعد از سرودن چند ترانه و چند ماه فعالیت در این زمینه میخواهد برای خود و دیگران مرجع علمی بشود ، قاعده بسازد و حتی الامکان آن را به هم صنفان خود تحمیل کند . بر اساس تعریف روزبه بمانی از ترانه : « ترانه در نگاه کلی شعریست که با ذهنیت موسیقیایی ، برای تلفیق با موسیقی و مناسب با سبک موسیقی مورد نظر سروده می شود که بدیهی است می تواند “موزون و مقفی هم نباشد”» ترانه سرایی که با حداقل پیش زمینه های تئوری موسیقی آشنایی ندارد و اساسا مفهوم ترانه در یک میزان با نت های مختلف موسیقی را نمیداند صلاحیت اظهار نظر کلی درباره ی وزن در ترانه را ندارد! اساتید برجسته ای چون شهیار قنبری که در حدود نیم قرن تجربه ی ترانه سرایی و در کنار آن تلفیق سروده های خود با موسیقی را تحت عنوان آهنگسازی در کارنامه ی خود دارند کسانی هستند که منابع ناطق ترانه ی معاصرند..

شاید خیلی ها ندانند در گذشته به هر سروده ای که با هجای کوتاه آغاز میشد و بر وزن «مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیل» استوار بودو چهار مصرع داشت ترانه می گفتند ، چیزی که ما امروز به آن دو بیتی می گوییم! آیا درست است که ما امروزه بخواهیم از ترانه چنین تعریفی ارائه کنیم به صرف اینکه شاعران کلاسیک نویس ما زمانی چنین تعریفی از ترانه ارائه داده اند؟ و از این تعریف قدیمی نسخه ای برای تمام ترانه سرایان بپیچیم و هر اثری که از آن تبعیت نکرد را دارای نقص بدانیم؟!

مساله ی وزن عروضی در ترانه هم سال هاست که تکلیفش روشن است! بزرگانی که والیان ترانه ی نوین فارسی در عصر معاصر هستند در گفتار و عمل خود وزن عروضی را به عنوان یک باید برای ترانه نپذیرفته اند آنوقت عده ای که در همه اصناف هم وجود دارند رسیده و نرسیده کاسه ی داغ تر از آش میشوند و اگر در گفتار خود مقبولیت چند نفری را ببینند آثار ماندگار و درخشان شهیار قنبری همچون ترانه ی – کودکانه – (بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی، بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو، بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ..) را هم به جرم نداشتن وزن عروضی و مقفی نبودن زیر سوال میبرند ، هر جا هم نتوانستند موسیقی درونی ترانه ای را دریابند به اعتراض میگویند فلان بخش ترانه ات روان نبود جناب پدر ترانه ی نوین!

این اوج ناآگاهی یک کارورز ترانه ی معاصر را میرساند چون به فراخور ناآگاهیش بر این باور است که ترانه آنقدر بی حساب و کتاب است که منِ نوعی باید برایش چارچوب مشخص کنم چهار چوبی تحت عنوان تقید به وزن عرضی در ترانه و الزام فراگیری عروض برای هر ترانه سرا

مطمئنا همه ی اساتید ، ادیبان و محققان متفق القول بر این باورند که آموختن عروض برای هر شاعر، ترانه سرا و حتی مخاطب شعر و ترانه مفید است و پیرو همین مفید فایده بودن بسیار خوب است که مقالات و آموزش هایی در این زمینه منتشر شود تا علاقه مندان مطالعه کنند و با آنها آشنا شوند که در آکادمی ترانه هم جناب تهرانی این زحمت را متقبل شدند و خدا قوت هم دارد. اما سخن از الزام به کارگیری عروض در ترانه حرفی نیست که ترانه سرایان این مجموعه بخواهند آن را از کارورزان کم تجربه ای مثل بنده و دیگرانی که سال های اول ترانه سرایی خود را پشت سر میگذارند یا بعضا چند ماهی ست به این صنف پیوسته اند بپذیریند.
پیرو توضیحات فوق بجاست که مروری کوتاه بر نظرات اساتید فن و ترانه سرایان صاحب نظر در مورد وزن ترانه داشته باشیم :

روزبه بمانی:

ترانه در نگاه کلی شعریست که با ذهنیت موسیقیایی ، برای تلفیق با موسیقی و مناسب با سبک موسیقی مورد نظر سروده می شود که بدیهی است می تواند “موزون و مقفی هم نباشد” امروزه کوچکترین تردیدی وجود ندارد که “فاقد وزن عروضی بودنِ سروده” چه به ضرورت ملودی و چه غیر از آن دلیل بر ترانه نبودن آن سروده نیست .

سعید کریمی:

وزنِ (برخی) ترانه (ها) را همانگونه که پیشتر گفتم ، می توان آزاد ! نامید ، با این توضیح که این نام عجالتا نامِ درستی برای وزنِ این ترانه ی خاص نیست.. .
وزنِ آزاد محصولِ شعر سپید (شاملویی)  است که آنرا باید خارج از این دو حیطه (وزن عروضی و وزن عددی)  دانست . کوتاهی و بلندی مصاریع از هیچ نظامِ هجاشناسی تبعیت نمی کند و اراده ی شاعر در بیانِ مفهوم و . . . آنرا مشخص می سازد . حال در این ترانه یغما به طورِ نسبی به وزنِ عددی توجه داشته است . تعدادِ هجاهای مصراعها به هم نزدیک و بعضا برابر است :

نباید گله‌ می‌کردیم‌ ( ۸ )
از سنگینی‌ِ چکمه‌هاتون‌ ! ( ۹ )
خُب‌ ما شونه‌ داریم‌ ( ۶ )
واسه‌ این‌ که‌ لِه‌ بشه‌ به‌ زیرِ پاتون‌ ! ( ۱۲ )

دستامون‌ُ واسه‌ این‌ داریم‌ ( ۹ )
که‌ قُل‌ُ زنجیرا نپوسَن‌ ! ( ۹ )
سینه‌های‌ ما جون‌ می‌ده‌ ( ۸ )
واسه‌ دریدن‌ُ گولّه‌ خوردن‌ ! ( ۱۰ )
و . . .
به جز یک مورد (بندِ نباید گله می کردیم)  در بقیه ی موارد ، اختلافِ تعدادِ هجاهای هر بند بیشتر از ۲ نیست و این نشانه ی تمهیدِ نسبیِ ترانه سرا برای اجرای موسیقیاییِ ترانه است . او به یکباره تمام قالبهای معمول را به هم نریخته بلکه در قالبِ چهار پاره ترانه ای مقفی نوشته با مصراعهایی که تعدادِ هجاهایی نزدیک به هم دارند که با توجه به فرمهای معمولِ موسیقی ایرانی قابلیت اجرا نیز دارد و بایست به انتظار نشست تا نتیجه ی کار را دید . به هر روی ، چنین تلاشهایی رهیافتی است برای خروج از کلیشه های ترانه نویسی در چند دهه ی اخیر ..

دکتر افشین یداللهی:
وزن در ترانه چه نوع کارکرد و معیاری دارد؟  برای ترانه‌هایی که روی ملودی نوشته می شوند از کشش‌ها و میزان‌های ملودی پیروی می‌شود.(نه از وزن عروضی!) اگر شما آن کلام را خارج از آن ملودی بخوانید ممکن است که هیچ وزنی در آن محسوس نباشد. اما در مورد دیگر انواع, وزن ترانه مثل کلام محاوره یک سری کشش‌ها و هجاها بلند و کوتاه است. ترانه‌سرا دستش باز است که به صورت‌های مختلف آن را بخواند و آنجا هم اینطور نیست که ما هیچ وزنی را رعایت نکنیم….

 در بقیه موارد هم چه از لحاظ هجایی و چه از لحاظ عروضی سکته‌هایی در ترانه اتفاق می‌افتد که با توجه به ظرفیت‌های ملودی قابل چشم پوشی و گاه باعث افزایش ظرفیت موسیقیایی کلام می‌شود و این به آن معناست که ترانه مجموعه‌ای از کلام و موسیقی است که تناسب آنها، ترانه خوب را عرضه می‌کند.

ادامه دارد..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • متاسفانه همینطوره، کمتر کسی متوجه اولویت وجه موسیقیایی و فضاسازی ترانه نسبت به مقفی بودن آن میشه...همین امر باعث ضعف در مفاهیم ،تکرار در کلمات شده و بدتر از اون تونسته یه معیار تعیین کننده در نظر مسئولین صدور مجوز و پیرو اون سرمشقی غیر حرفه ای برای ترانه سرایان نوظهور بشه
  • سلام،من مقاله شمارو خوندم؛و بایکی از ترانه سراها درمیون گذاشتم و آدرس این سایتو ب عنوان منبع خبریم گفتم؛ببخشید ولی گفتن منبع موثقی نیست و باید وزن عروضی در ترانه رعایت بشه؛گفتن آقای روزبه بمانی مطلبی رو ک شما درمورد وزن ترانه ازشون نقل کردید نگفتن ! گفتن به جای وزن عروضی میتونیم از هماهنگی آهنگ با متنم استفاده کنیم ؛در واقع منظورشون این بود ک نمیشه ترانه سرا اول ترانهبگه بعد روش آهنگ کار بشه و ملودی ذهن تراکنه سرا کافی نیست؛ممنون میشم راهنمایی کنید
  • آقای بهاری واقعا عالی بود....بنظر من .. سبک ترانه ... سبکی ِ که دست شاعر خیلی بازه...حالا چه روی ملودی چه معمولی... واقعا خیلی مقاله ی خوب و پر محتوایی رو به ما تازه وارد های این عرصه ی بزرگ ، ارائه کردین...ممنونم واقعا
  • خدارو شکر یکی حرف دل مارو زد واقعا ممنون آقا عماد @};- @};- @};- @};-
  • @};-
  • سپاس عماد عزیز از بیان این درد مشترک
  • @};- سلام و درود پاینده باشید وشاد تا همیشه های خدا به ترانه جدیدم دعوتید
  • @};- تقدیم به قلب های بهاری @};-
  • درود بر جناب بهاری عزیز و بزرگوار بسیار ممنون از پستی که قرار دادید و روشنگری کردید چون اگر قرار است صد در صد وزن و قافیه هم در ترانه رعایت شود پس بهتر است که دنبال غزل و قصیده و مثنوی رفت چون اینطور به نظر می رسد که رعایت اوزان و قافیه هم در اینجا دست انسان را می بندد و آن احساسی را که دارد تغییر می دهد چون خودم یکی از ترانه ها به زور به وزن در آوردم و ترانه ناخوشایند و بی معنی ای شد بهر حال امیدوار چنین مقولات دست و پاگیر در مورد ترانه اعمال نشود
    • ای بابا آخه چرا؟ مگه به زور کسی رو مجبور به ترانه سرایی کردند مثل ساخت خودروییه که بگید ترمز و فرمون و ... دست آدمو می بنده توی طراحی مگه میشه اصول شعر رو زیر پا گذاشت خب چه اصراری دارید به ترانه سرایی اگه نمی تونید شرایطشو داشته باشید؟ احساستونو تو کاری متمرکز کنید که استعدادشو دارید و می تونید اگه همه ی ترانه سرا ها میو مدند و می گفتند قافیه و وزن دست و پای مارو بسته پس بیایم نادیدش بگیریم که شاهد اثر ماندگاری نبودیم ولی اگه می خواید به زور نثر بی قافیه و بی وزنتونو تو قالب ترانه جا بدید باید بگم که اشتباه می کنید
  • بسیار ممنونم آقای بهاری از مقاله ی خوبتون کاش انتشار این دست مقالات و بحث و بررسی ترانه ها به صورت منظمی با یک برنامه ی مشخص تو آکادمی برقرار می شد تا انگیزه حضور و یادگیری تازه کارهایی مثل من هم بیشتر میشد تا از اشتراک دانسته های دوستان بتونیم بیاموزیم . منتظر ادامه ی مقاله تون هستم . سپاس
  • من در انتها منظور شما از این مطلب رو نفهمیدم. آیا خود شخص بنده موافق موزون بودن یک ترانه هستید یا نه؟ من خودم با نظر آقای روزبه بمانی بیشتر موافقم. ما بعضی وقتا انقدر به وزن بها میدهیم که خلاقیت و احساس رو شهید میکنیم مثلا در آن واحد یک بیت توی دلتون تجلی میشه با احساس شخصی و ریتم مخصوص به خودش . که حتی مولودی اون هم به طور ناخواسته به وجود اومده اونوقت که میای به وزنش توجه میکنی میبینی یک آش شعله قلم کار هست از نظر وزنی! من توی این حالت ترجیح میدم این آش رو مطابق احساس و ریتم ذاتی به وجود آمده یهو سر بکشم(بنویسم) و ازش لذت ببرم به جای اینکه بخوام کلمات یا بهتر بگم احساسات رو جا به جا کنم تا به یک وزن واحد برسم راحت بگم بخوام این آش رو دور بریزم . یا آشی رو بخورم که اصلا به مذاج من خوش نیست. وزن در مورد ترانه اصلا به نظر من معنی نداره اون هم ترانه ای که بخواد چکش ملودی و تنظیم کننده رو بخوره! به نوعی این حس واقعی و ملودی ذاتی و دوست داشتنی رو بیاییم فدای وزن میکنیم. در یک جمله ترانه کشته میشه! در انتها من منظور نویسنده این مطلب رو نفهمیدم اینوریه یا اونوری! :-) @};-
    • مجدد با دقت بیشتری بخوانید!
    • کاملا موافقم حرف من هم همین است که باید بیشتر به روان بودن ترانه اهمیت داده بشه تا وزن ترانه قرار ترانه بگیم نه شعر وگنه اگه بخوایم خیلی رو وزن حساس بشیم حتی خودمونم رمق نمیکنیم ترانه خودمونو بخونیم چه برسه به خوانندها منظورم این نیست وزن رو فراموش کنیم نه منظورم اینه به اندازه نیاز و در خور مصرع ها به وزن توجه کنیم تا هم زیبایی ترانه حفظ شه هم روان بودن اون
  • سلام جناب بهاری بهترین مقاله ای که در زمینه ی ترانه خوندم همین بود در ترانه هیچ باید و نبایدی وجود ندارد ضمنا سعی کنید به افرادی که در ترانه ها ایراد وزن میگیرند تذکر دهید به نظرم اینطور خیلی بهتر است بنده به خاطر همین رفتار دیگر کاربران ترانه های خودم را در این سایت منتشر نمی کنم ببخشید این حرفو می گم . وقتی میگن وزنش خرابه من خندم میگیره و میگم چقدر بی سوادن
  • درود داداش عماد عزیز با این مقاله منو از یک سردرگمی چند ماهه نجات دادی!!! اونقدر میون وزنهای عروضی و ترانه گفتنم دست و پا زدم که حسمو از دست داه بودم! :-S بازم ازت ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • متاسفانه.. نارحت میشم وقتی با اینجور پیام ها رو به رو میشم، بعضی وقت ها نقد به خودکامگی و تحمیل تبدیل میشه، ناراحتم از اینکه چرا زودتر این مقاله رو ننوشتم!
  • اول اینکه تشکر می کنم از کار خوبتون دوم اینکه بله حق با شماست وزن عروضی در ترانه بی معنیه اما باید یه چیزم در نظر گرفت وقتی ترانه بر اساس ملودی از پیش تعیین شده نوشته نشده باید به آهنگ ساز یا خواننده اجازه بده که روش ملودی سوار کنه طبق نوشته خود شما که کاملا با آن موافقم"ترانه سرایی که با حداقل پیش زمینه های تئوری موسیقی آشنایی ندارد و اساسا مفهوم ترانه در یک میزان با نت های مختلف موسیقی را نمیداند صلاحیت اظهار نظر کلی درباره ی وزن در ترانه را ندارد!" پس پیشنهاد می دهم قسمتی در سایت ایجاد شود که شاعر یا ترانه سرا وقتی کاری را قرار می دهد بگوید این کار مثلا بلوز یا راک است یا ریتم کار 2/4 یا 3/8 و ... نوشته شده است وقتی شاعری اینقدر آگاهی ندارد که ریتمی که ایجاد کرده به فرض مثال به 2/4 شروع شده و در وسط کار به 3/4 و بعد به 6/8 سنگین تغییر پیدا کرده و اگر با گام دو ماژور شروع کرده و به گام دو ماژور از نظر موسیقایی بر نمی گردد یا فضا سازی گام ر مینور را انجام داده اما قسمتی از شعر در گام فا ماژور می رود اشکالات مشخص باشد...خوب مسلما همه دوستان علم موسیقایی را تا این حد ندارند یا خوشبختانه من اشتباه می کنم.
    • البته کتمان نمی کنم که بعضی جاها در ترانه می توان ریتم را عوض کرد ولی باید با علم و سکوت های به جا و کار شده باشد...مثل کار خوب خواننده ای عزیز که متاسفانه اسمش را در حال حاضر فراموش کرده ام... حالم عوض میشه(که در عین حال ریتمم عوض میشه) و البته دو باره به ریتم اصلی بر می گردد و دقیقا با آکوردی که شروع شده کار به انتها می رسه.
  • ترانه کلام بالغی است که برای پیوند با موسیقی آمادگی لازم را دارد ترانه قدمت بسیار طولانی تری از تمام غالب های شعری دارد و به همین سبب است که تمام سبک ها و غالب های شعری رگ هایی از ترانه در خود دارند.
  • :-x :-x @};-
  • سلام دوست خوبم آقای بهاری واقعا ممنون بابت این نوشته ی آموزندت من تازه ترانه سرودن رو شروع کردک و چندسالی بود که غزل میگفتم برای همین این تذکرات خیلی به دردم میخوره و کمکم میکنه چون یه جاهایی زبان ترانم شبیه غزل بود و این. ایراد میدونستم. شاد باشی @};-
  • mersiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
  • ممنون آقای بهاری مقالتون عالی بود به نظر من خیلی از کارها هستند که وزن عروضی ندارند وبسیار زیبا ترا ترانه هایی شدن که کاملا وزن عروضی درش رعایت شده نکته ایی که خودم هم باهاش بر خورد کردم جایی خواستم ترانه م نقد بشه وقتی خوندم همه خوششون اومد اما اولین نقدی که خواستن کنن شروع به تقطیع کردن کار و متاسفانه دوبیت از کارم وزن عروضی نداشت و همین باعث شد کارمن رو ضعیف بدونن
  • مرسی از آقای بهاری عزیز مرسی از دکتر افشین یدالهی مرسی از دیگر دوستان که این مطلب رو برای ترانه سرایان باز کردن و حرف دل ما رو با دلایل و منطق درست ارائه کردن. مرسی سال جدید هم مبارک @};-
  • درود بر شما آقای بهاری بی صبرانه منتظر ادامه ی مقاله تان هستم =D>
  • درود عماد بهاری عزیز اسم نوشتت رو مقاله که نمی شه گذاشت اما روشن سازی به جایی بود . چیزی که خود من رو هم خیلی آزار می داد و ممنونم ازت بابت جسارت بازگوییش @};- راستش وقتی وارد آکادمی شدم ترانه های قوی ای نداشتم و هنوز هم ندارم اما براساس مطالعاتم و آشنایی که با ادبیات داشتم انقدری رو می دونستم که ترانه بیشتر بر پایه وزن سماعی نوشته می شه نه وزن عروضی !! حتی گاهی قافیه ها هم ممکنه قافیه های درستی برای یک شعر نباشند اما برای یک ترانه روی یک ملودی خاص کاملا هم به جا باشند. ولی کم کم کامنت ها و نظرات دوستان به این باور رسوندنم که شاید دانسته هام اشتباهن . خیلی از روزها ترانه های قدیمی و ماندگار یغما ، اهوارا ایمان ، افشین یداللهی ، استاد جنتی عطایی ، استاد شیرازی و .... بزرگانی از این قبیل رو تقطیع کردم که بدونم اشتباه از منه یا ...اما خب به نبود وزن عروضی هم در اشعارشون رسیدم و دیدم نه گویا ایراد در نگرش جدید افراد به ترانست . امیدوارم هرچه سریعتر کتابی که اهورا ایمان عزیز در مورد ترانه نوشتن مجوز چاپ رو دریافت کنه و به اصلاح دیدگاه هامون کمک کنه ! سپاس از تو و توضیحاتت @};- @};- @};-
    • درود خانم قریشی از قدیم الایام گفتن که در اسم مناقشه نیست چه روشن گری و شفاف سازی چه مقاله و ...، مهم برای من هدف دنبال شده در این تایپک بود که شما هم به خوبی اون رو با قلم خودتون بیان کردید ، امیدوارم کتاب جناب ایمان هم به زودی منتشر شده و مفید واقع گردد مقدمتان گرامی
  • جناب بهاری عزیز درود و سپاس . باید خدمت دوست خوبم عرض کنم که بنده به شخصه معتقدم ترانه نوشتن یعنی نت نویسی چون ترانه سرا بر اساس یک ملودی ( خوب یا بد / درست یا نادرست )کلماتی را در کنار هم قرار می دهد تا نهیتا یک اثر موزیکال خلق شود واین خود یک داستان مجزاست . بنده بارها در مجامع عمومی ترانه سرایی که جمعی از دوستان به نام ترانه سرا همچون افشین سیاهپوش عزیزم ، مسعود امامی گل ، بابک صحرایی دوست داشتنی ، مریم دلشاد فوق الاحساس و ... هم حضور داشتند در این رابطه بحث کردم و حتی مدتهاست که در این جلسات شرکت نمی کنم ، آن هم فقط به خاطر عدم توافق سلیقه ( شاید هم کم سوادی بنده ) اما در نهایت به نتیجه ی خاصی نرسیدم . به نظر بنده ترانه و ترانه سرایی به دو دسته تقسیم می شود : 1- ترانه های اجرایی 2- ترانه های نوشتاری حالا حرف من این است : اگر شما ترانه ای را بصورت مکتوب درجایی می نویسی و من ِ نوعی به عنوان خواننده آن را می خوانم باید از هر لحاظ صحیح باشد . چرا ؟؟ ... چون نه ترانه سرا به پای ترانه سنجاق شده که توضیح بدهد نه بنده علم غیب دارم که بدانم چه بوده و چطور باید باشد . برای مثال ســَــری به ترانه ی خود بنده به نام کابوس بزنید . در این ترانه من تعمدا از دو زبان استفاده کرده ام که تفاوت دو زمان را نشان بدهد اما می توانید در اکثر کامنت های ذیل آن بخوانید که همه این مسئله را گوشزد کرده اند !!! آیا مشکل از ترانه است ؟ آیا مشکل از ترانه سراست ؟ آیا مشکل از خواننده ی متن نوشتاری است که این کامنت را گذاشته ؟؟؟ بنده که پاسخی پیدا نکردم ... اما اگر همین ترانه را همین دوستان با ملودی مربوطه و بصورت موزیکال می شنیدند مطمئنا 50% این کامنت ها گذاشته نمی شد . اما در مورد وزن ترانه که فرمودید ، بله حق با شماست در ترانه ،وزن آزاد است و شما می توانید از تمام اوزان موجود استفاده کنید حتی از وزن نیمایی و ... اما بالاخره یک اسلوب و استخوانی را داراست نه اینکه باری به هرجهت چند کلمه کنار هم قرار بگیرد و بگوییم ترانه گفته ایم . موضوع دیگری که می خواهم در موردش صحبت کنم این است که حتی می شود در ترانه قافیه ها سماعی باشند نه ادبی . اما همه ی این ها زمانی به نظر خواننده و گوش وی خوش آهنگ و بدون ایراد خواهد بود که بصورت موزیکال باشد نه مکتوب . درهرحال این نظر شخصی بنده است و امیدوارم اگر درست است دوستان استفاده کنند و اگر غلط نادیده بگیرند . در مورد مطالب و بخش های " عروض و قافیه " هم که بنده در سایت جهت اطلاع و استفاده دوستان میگذارم باید بگم بیشتر از روی علاقه به نوشتن و فرصت خالی ایجاد شده در روز بوده و اصلا قصد استادی و تدریس و این چیزها رو نداشته و نخواهم داشت . بنده خودم هیچم و هیچ خواهم ماند . آمده ام که درس بگیرم ... امیدوارم دوستان راهنمای خوبی برای بنده باشند. پایدار باشید و سرفراز @};-
  • خسته نباشید بابت زحمتی که در تهیه ی این مقاله کشیدید ولی یه سری ایرادات رو در مقاله دیدم مثلا وزن دو بیتی که نوشتید مفعیلُ مفاعیلُ مفاعیل غلط بلکه وزن دو بیتی مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل هستش. بابت زحماتی که کشیدید بازم ممنون @};-
    • درود دوست من فکر میکنم اشتباه دید بوده چون از ابتدا در متن «مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیل» ذکر شده بود و الان هم بدون هیچ ویرایشی همین است..
      • بله همین ظوره مثل این که ببخشید اشتباه دید از من بوده سپاس گذارم @};-
  • درود جناب بهاری عزیز سپاس به خاطر این مقاله ی پربار و زحماتتون @};- @};- @};-
  • با سلام خدمت همه دوستان من تنها نظر شخصی خودم رو میگم ( چه درست و چه غلط ) ------------------------- از نظر شخص بنده استفاده از وزن در ترانه بسیار حائز اهمیته ولی این وزنی که من روی اون پافشاری میکنم "وزن آوایی " ترانس . که بسته به سلیقه ترانه سرا میتونه از بندی به بند بعد هم تغییر کنه اما این تغییر باید حساب شده باشه . وجود سکته ها و یا هجاچینی های اشتباه رو نباید با این دیدگاه هایی که دوستان دیگر ذکر کرده اند چشم پوشی کرد . درسته که بسیاری از این اشتباهات موقع خونده شدن توسط عوامل پوشونده میشه اما باید تا حد ممکن از این اشتباهات اجتناب کرد . به نظر من یه ترانه سرا نیازی نداره که وزن عروضی رو بلد باشه و همینکه بتونه نواهای کلمات رو درک کنه به علم کافی برای ترانه سرایی دست پیدا کرده . از طرفی استفاده از وزن عروضی در ترانه گاها موجب ضعف ترانه میشه . شما غزلیات متعددی رو میتونید بخونید که از نظر عروضی کاملا درست هستند اما اگه سعی کنید با آهنگ و ریتم اونارو بخونید دچار سکته های متعدد میشید . - غزلیاتی هم هستن که هم وزن عروضی دارند و هم وزن آوایی - (( البته این نکته رو هم متذکر میشم که وزن آوایی و وزن عروضی رابطه تنگاتنگی با هم دارن و از هم جدا نیستن )) از طرف دیگه همیشه این نکته رو در نظر داشته باشیم که ترانه نوعی شعره و بدون اجرا هم باید شعریت خودشو حفظ کنه . روان بودن و داشتن یه ملودی و ریتم قابل درک و فهم برای ترانه بسیار اهمیت داره . به نظر من نوشتن ترانه خیلی خیلی سخت تره از نوشتن غزل و داستان و ... و متاسفانه بازار ترانه اونقدر اوضاع خرابی داره که شاید در سال تنها یک یا دو ترانه اصولی و خوب بشنویم . خودتون هم مطمئنا واقف هستید که این روزها بازار ترانه بیشتر حول پول میگرده و زمانی که روی کارها گذاشته میشه خیلی کمه . از طرفی کمیت کار های یه ترانه سرا نشون دهنده قدرت ترانه سرایی ایشون شده و متاسفانه کمتر کسی به کیفیت کارها توجه میکنه . در ضمن کسانی که نام بردید جزو بازار ترانه هستند که مطمئنا کار خودشون رو زیر سوال نمیبرن و اگه اشتباهاتی داشته باشند با تغییر اسم ترانه سعی بر لاپوشونی کردن اونها دارند .ترانه های بسیار قوی و پرطرفداری از این اسامی پخش شده اما در عین حال کارهای ضعیفی هم داشته اند . که نقدهای بسیاری هم شده (که بعضا به دعواها و فرستادن نامه های سرگشاده بین خود این ترانه سراها منجر شده ) این اشخاص ترانه سرا هستند و تعیین کننده اصول ترانه نیستند . همونجور که ما نیستیم و هر کس باید ایده خودشو دنبال کنه .شاید روزی همه به یه ایده درست و واحد رسیدیم . -------------- جناب بهاری عزیز از بحث خوبتون متشکرم . اما از اسم پستتون گله دارم ای کاش نمیگفتید " وزن آزاد " . امیدوارم شما سبک خودتون رو تو ترانه پیدا کنید و اون راهی که به نظر خودتون درسته رو پی بگیرید . همین نوشته های من رو هم میشه به صورت آهنگ وار ادا کرد و روشون موسیقی گذاشت اما شعریت ندارن . ترانه باید ریتم و قافیه های درست داشته باشه و علاوه بر این ها دارای هدف و شاعرانگی باشه و بتونه با احساس مخاطب بیشتر از سایر ژانر های ادبی بازی کنه . موفق و موید باشید
    • سلام حمید عزیز نکات خوبی هم در کامنتت بود اما ببین دوست من، بخش عمده ی هدف من از انتشار این مقاله همین بود که دوستان کمی هم که شده دست از نظرهای شخصی‌و -من و تویی- بردارند! وزن آوایی عزیزم؟ ما چنین عنوانی در بین انواع وزن های شعر پارسی که -عروضی،نیمایی، عددی ، آزاد و..- هستند نداریم وقتی شما به عنوان یه ترانه سرای جوان که راه طولانی پیش رو داری میتونی تحقیق کنی چرا باید رو به نظرشخصی آورد و قاعده سازی کرد؟ ما برای نظر شخصی دادن در مورد ترانه 30 سال تجربه ی ترانه سرایی کم داریم آقا.. الان یکم تو شوکم! نمیدونم چی بگم وقتی شما شهیار قنبری که در مورد ترانه ی -کودکانه- ش در مقاله نوشتم رو با 50 سال تجربه و اون ترانه های ماندگار یه ترانه سرای بازاری میدونی احتمالا هیچ نظری رو جز همون نظرشخصی قبول نمی کنید من فکر میکنم این مقاله بیشتر به درد کسانی میخوره که دنبال نظرات قابل استنادند نه نظرات شخصی پوزش میطلبم دوست من حمید
      • عماد جان من هم میدونم وزن آوایی نداریم اما این اسمیه که من واسه وزن ترانه میتونم بذارم . به نظر من وزن ترانه هم میتونه یه اسم خاص واسه خودش داشته باشه و ترانه رو هم مقید به اون وزن کرد . وزن آوایی ، وزن شنیداری یا هر چیز دیگه ای با این دید میشه اصولی رو برای ترانه به وجود آورد که از نظر عقلانی هم درسته . ما ترانه رو مینویسیم تا خونده بشه . ترانه یعنی بازی با آواها . ایجاد ملودی ها و ... و مطمئنا این کودک نوپا میتونه قاعده های خاص خودشو پیدا کنه و نیازمند وزن ژانرهای دیگه ادبی نباشه. شما متاسفانه منظور منو متوجه نشدید . دوباره متن رو بخونید در مورد ترانه سرایانی که ذکر کردم . منظورم از ترانه سرای بازاری ایشون نبودند . بیشتر روی صحبت من آقای بمانی بود . من حدود 9 ساله به صورت تخصصی ترانه کار میکنم . نو پا نیستم اما خیلی چیزا هست که باید یاد بگیرم و خیلی چیزا هست که میتونم یاد بدم دوست خوب @};- @};-
  • عماد جان متشكرم از مقاله ي خوبي كه برامون گذاشتي. @};- اين موضوع مثل تيغ دو لبه س هم مي تونه ترانه رو به عرش ببره هم به فرش! ولي من اميدوارم دوستاني كه مي خوان به اين جريان بپيوندن ترانه رو يه بار ديگه به روزهاي خوش كودكانه برگردونن،بايد اميدوار بود... با اين حال هر موقع اين موضوع مطرح مي شه من مضطرب مي شم! به قول يغما: همین‌طوری هم نود درصد جوانان در فضای مجازی خود را ترانه‌سرا معرفی می‌کنند و بلند گفتن این که وزن و قافیه از الزامات ترانه نیست باعث می‌شود از فردا همه هذیانات خود را ترانه صدا بزنند! :|
  • قربان خود حضرت مولانا هم از این اوزان عروضی دل پر غصه ای داشتند. ولی من در کل با فضای کامنت هایی که برای ترانه می نویسند( البته تعمیمی به همه نیست) موافق نیستم. دعوت های دوستانه و انداختن دیگران در رو دربایستی به چند تعریف و چند شکلک ختم می شود و نهایت انتقاد ها هم به همین فلان وزن و بهمان قافیه. خیلی خیلی کم اتفاق می افتد که به محتوای کارها اشاره ای شود.
  • سلام بحث خوبی برای من بود استفاده کافی را از صحبتهای همه دوستان بردم . مرسی مرسی مرسی
  • سلام حقیقتا عالی و لازم بود من که پای ترانه خودم واقعا خسته شدم اونقدر که بعضی از دوستان روی مساله وزن حساسیت بی جا ایجاد کردن و جالب اینکه وقتی به ترانه های خودشون مراجعه میکردم از سبک و سیاق کلمات و ترانه مشخص بود در مفاهیم اولیه ترانه مشکل دارند . قبلا هم گفتم ترانه خوندن، نیاز به ذوق خوانش داره که متاسفانه بعضی ها اونو ندارند و نمیتونند کشش های مورد نیاز رو لحاظ یا از هم تفکیک کنند به خاطر همین اگر ترانه ای روی ملودی نوشته شده باشه توانایی ارتباط برقرار کردن با ریتم ترانه رو ندارند. این مشکل از جانب ترانه نیست بلکه از خواننده ست
  • ممنون آقای بهاری عزیز @};-
  • درود جناب بهاری عزیز از مقاله بسیار ارزشمندتون سپاسگزارم اموختیم @};-
  • درود جناب بهاری عزیز.بسیار از مقاله جامع و مفیدتون استفاده کردم..تازه کارم و بحث وزن تو ترانه از سولات ذهنیم بوده.از نظرات دوستان هم استفاده کردم...با این موضوع که ریتم تو ترانه میتونه از وزن ارجع باشه موافقم و این نکته هم قابله دفاعه که کارایی که قراره با تفکر ، از وزن آزاد استفاده کنن میتونن موفق باشن نه با استفاده از بحث وزن آزاد بدون قدرت و تفکر و تعمد سطح کارو پایین آوورد و راه توجیه رو باز کرد.باز ممنون از مقاله خوبت که قطعا برای من بسیار آموزنده بود.
  • مرسی عماد عزیز متاسفانه گاهی بعد تلفیقی شعر محاوره( یا به بیانی خاص؛ ترانه) با موسیقی فراموش میشه. گاهی حتی دوستانی وزن رو فقط به لحاظ عروضی مورد بررسی قرار میدن بدون اینکه گوشه چشمی به اشعار بانو بهبهانی و غیره داشته باشن.در ترانه یقینن کفه ی ریتم از وزن(با تعریف خاص در سبک ترانه) سنگین تر خواهد بود. امیدوارم با مطالبی که گرداوری کردیقسمتی از این اصرار در وزن عروضی در ترانه کاسته شه و در واقع نگاهی فراتر از ساختار خشک کلاسیک به ترانه بوجود بیاد. بی نهایت سپاس. موفق و موید باشی
    • محسن جان به نکته ی بسیار مهمی اشاره کردی. بدون شک باید بیشتر به این مساله بپردازیم و اگر مایل باشی حتما از کمکت در مقالات بعدی استفاده خواهم کرد، چون به واقع از ترانه سرایانی هستی که در کنار نگاه گسترده و وسیعت به قواعد ترانه سرایی قلم بسیار شیوایی همه در نوشتن ترانه داری قربانت عماد
      • عماد عزیز من سعی کردم فقط در این آکادمی درس یاد بگیرم و البته با دوستانی از جمله خودت آشنا شدم که علاوه بر علم درستشون و اشراف به ترانه انسان های بااخلاقی بوده و هستن. امیدوارم بتونیم با کمک هم حداقل در آکادمی این موضوع رو بیشتر مورد بررسی قرار بدیم. با کمال میل خواهم پذیرفت اگه کمکی ازم ساخته باشه. بازهم ممنونم ازت.
  • با 50درصد گفته هاتون موافقم ولی همین عزیزانی که نام بردید و تعارفشون رو از ترانه نوشتین به کارها -کتاب ها و ترانه های اجراشدشون اگه نگاه کنی میبینی که وزن و دیگر مواردی که نام بردین به خوبی وصحت کامل وجود داره-.در ضمن کسی اینجا نمیخواد معلم دیگری باشه وایجاد سبک کنه هدف نقد آثار وبه سمت تعالی بردن کارهست اینجا خانم ایکس بابهترین سابقه کارشو میزاره منه تازه کار نقدش میکنم یه کم انتقاد پذیر باشن همه چی درسته.با تشکر
    • درود دوست گرامی با احترام به برداشت تان! ولی این مقاله برای ارزیابی درصد موافقتِ من و شما گردآوری نشده است.. متاسفانه مساله همان هر ترانه سرا یک مرجع ترانه‌سرایی ست و إلا نظریات و صاحب نظران در این مقاله مباحث و افرادی نیستند که از روی ضعفِ انتقاد پذیری چنین گفته باشند!
  • سلام عماد عزیز با خواندن این مقاله به یاد بندی از آخرین مصاحبه یغما افتادم: شما از آن دسته ترانه سرایان هستید که معتقدید ترانه صرفاً باید دارای وزن و قافیه باشد یا معتقدید ترانه الزاماً باید مفهوم خاصی را به مخاطب منتقل کند؟ یغما گلرویی: هیچ بایدی در هنر وجود ندارد اما از آنجایی که آهنگسازان ما اغلب جسارت خروج از دنیای وزن و قافیه را نداشته اند، ما هم مجبوریم که این موضوع را در ترانه هایمان لحاظ کنیم. یک دوره ای وقتی جریان ترانه نوین آغاز شد، بعضی از ترانه‌سراها، سرودن ترانه های بدون وزن و قافیه را تجربه کردند و تجربه‌های درخشانی هم مثل کودکانه شهیار قنبری داشتند، اما دوباره وضعیت به حال قبلی بازگشت و همه ترانه‌سراها خود را به رعایت وزن و قافیه مقید می دانند چون با وجود همین ترانه های باوزن و قافیه هم آهنگ‌های چندان درخشانی ساخته نمی شود و همین‌طوری هم نود درصد جوانان در فضای مجازی خود را ترانه‌سرا معرفی می‌کنند و بلند گفتن این که وزن و قافیه از الزامات ترانه نیست باعث می‌شود از فردا همه هذیانات خود را ترانه صدا بزنند! http://weblog.yaghma.ir/index.php?id=82 ترانه ای از خود شما خواندم(ترانه واگیر) که بعضی مصرع ها وزن کاملا عروضی داشت و بعضی دیگر هیچ نوع وزنی نداشت https://www.academytaraneh.com/20026/%D9%88%D8%A7%DA%AF%DB%8C%D8%B1/ و این نوع ترانه توسط هیچ کدام از منابعی که از آن ها صحبت کرده اید تایید نشده! نه روزبه بمانی نه یغما گلرویی نه شهیار قنبری و نه هیچ کس دیگر مطمئنا اگر کسی از ترانه ای ایراد وزنی می گیرد از این دست ترانه هاست وگرنه ترانه ای که از ابتدا به قصد بی وزن سروده شدن سروده شده جای هیچگونه نقدی برای رعایت وزن ندارد تا بعد
    • *هیچ بایدی در هنر وجود ندارد* یغما ممنونم حسین عزیز در مورد مسائلی که قبلا صحبت کردیم و شما هم اشاره کردی مجددا حرف نمیزنم ، بقیه هم میتوانند به لینک ها مراجعه کنند و بخوانند به شرط ادامه ی مقاله به مسائل تازه تری هم می پردازم تا بعد
  • سپاس جناب بهاری @};-
  • جناب بهاری... مقالتون حرف دل منم بود... تشکر از زحماتت. @};-
  • خیلی ممنون از مقاله خوبتون آقای بهاری. @};-
  • درود عماد عزیز سپاس از زحمات و توضیحات قابل تامل تان با توجه به اینکه این مقاله بر پایه ی یک تحقیق علمی از مجموع نظرات اساتید نامبرده مدون گردیده است و در متن مقاله هیچ اشاره ای به نام یا گروه خاصی در جهت حاشیه پردازی وجود ندارد و متاسفانه پیش تر در مورد این مساله حاشیه هایی ذیل ترانه های کاربران دیده ام لازم دانستم در ابتدا به این نکته اشاره کنم که مدیریت آکادمی ترانه با هر گونه حاشیه پردازی در این زمینه شخصا برخورد خواهد کرد همانگونه که تا امروز در جهت حفظ آرامش خاطرِ کارورزان سایت ، با عوامل حاشیه ساز برخورد قاطعانه صورت گرفته است .