نقطه چین …

تقدیم به یغما گلروئی و حسین پناهی و …

تو کوچت عجیبه ، تو کوچه ت کجاس ؟

کجا زنده ای با کدوم زندگی ؟

تصور کنم توو جهان مرده جنگ ؟

یا ” مستت بشم توی رانندگی ” ؟

از اون شب بگو ، شب که نه گرگ و میش

رفیقت ازت پوله تیغو گرفت

به شعرت به اون شب یه کم خیره شد

از احساس تو نای جیغو گرفت

از اون شب بگو شب که نه واهمه

تو خواستی بمونی ، رفیقت نذاشت

تو هم خسته بودی یکی مث من

تو داشتی بمونی ، رفیقت نداشت !!

ترانه ، توهم ، تنفر ، تشر

” تصور کن ” از اینهمه پر شدی

تو یعنی به واژه تبت سکته داد

تو توو من ترانه تصور شدی

از امشب بگو … شب که نه ، نقطه چین

همینم رفاقت بهت هدیه داد

تو تکلیفه فرداتو از من بپرس

ترانه ، تنفر ، تشر ، ارتداد

توو غربت اگه شب بهت سر کشید

ترانه ت روو شونه م ، منم جای تو

اگه من به شعرت به شب خیره شم

بگو پوله تیغه شبم پای تو !!!

ترانه ، توهم ، تنفر ، تشر

” تصور کن ” از اینهمه پر شدی !!!

تو یعنی به واژه ، تبت سکته داد !

تو توو من … ترانه تصور شدی

ترانه ای از سال ۹۱

به اعتقاد بعضی ها ، یکی از کارهای موفق ” آرش توفیقی “

دوستتان دارم !!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: