اُتاقک

صدایِ ِمن روبشنو

بیرون از اون اتاقت

منم همون مسافر

دورمیشم از خیالت


تنها گناهم این بود

که جز توعشق نداشتم

دیدی با جونم برات

سنگ تموم گذاشتم


یادت میاد که گفتی

تا اخرش میمونی

عهدمونو شکستی

بس که نا مهربونی


گمون میکردم که تو

برام مثل رفیقی

زخمی زدی به قلبم

زخمی به این عمیقی


دروغی که تو گفتی

نداره راه, چاره

میگذرم از وجودت

اشکی نریز دوباره


حالا کنج, اتاقک

تنها باید بشینی

چشماتو خوب وا کنی

رفتنمو ببینی


من موندمو یه جاده

یه راه سخت و دشوار

صدایِ ِمن روبشنو

میرم خدا نگهدار



از این نویسنده بیشتر بخوانید: