یادم تورا فراموش

دیگه از سن و سال من گذشته، توو رویای یکی دیگه بمیرم
با رویای یکی دیگه بخوابم؛ شب دلواپسی رو پس بگیرم
دیگه از سن و سال من گذشته، کسی اینجا توو قلب من بشینه
که اینجاها کسی رو باز ببینم؛ کسی، دیگه! منو اینجا ببینه
ازین چین و چروک روی چهره، که تقویم نگاه تو رقم زد
از اون زخم عمیق یادگاریت، که از رفتن، نموندن، زود دَم زد
ازین بن بست تاریک و سترون؛ازین شب مُردنای بی تو خاموش…
از اون یادم توراهای همیشه… که ایندفه منو کردی فراموش!
میون خواب تاریک یه کوچه، که پر شد از سکوت رفتن تو
همون لحظه که بارید از نگاهم؛ همون دل دل واسه باریدن تو
همون لحظه که اشکامُ ندیدی؛ همون لحظه که دستاتُ نداشتم…
کجای کوچه چشمُ جاگذاشتی؟ کجای کوچه قلبُ جا گذاشتم…؟
دیگه از سن و سال من گذشته، توو رویای یکی دیگه بمیرم
با رویای یکی دیگه بخوابم؛ شب دلواپسی رو پس بگیرم
دیگه از سن و سال من گذشته، که فردارو بدونِ تو بسازم
که دیروزُ کنار تو نبودم؛ که به هرکی از امروز دل ببازم!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: