هم آغوش

هم آغوش زانوم شدم شبهارو
از اون شب که تو آغوشش جا شُدی
دُرست وقتی که واسه آغوش اون
جلوی دو پاهاش تو زانو زدی

میخوام از خدا که تو خوشبخت بشی
با اینکه سیاه کردی تو بختمو
با اینکه سقوط کردم از اوج عشق
از اون وقتی که ول کردی تو دستمو

میخوام که به دستات خیانت کنه
فقط تا بفهمی یه بار حالمو
حالا با خیالت باید سر کنم
شب و روز هر ماه و هر سالمو

من هر کاری کردم به چشمت بیاد
خودم رو ندیدم واسه داشتنت
به هر کس که میشد رو میزدم
واسه یک دقیقه ی برگشتنت

کی میدونه امروز چند بار شکست
دلی که یه عمری تو دست تو بود
فقط از نگاه کردنه به کسی
که تنها لباسش شبیه تو بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود ورودتون مبارک یه مقدار تناقض معنایی داشت برای کار اول هم قابل قبول نیست ریتم جالب بود روی جمله هاتون بیشتر تمرکز کنید
  • زیبا بود آقای کاظمی من خوشم اومد . فقط اینکه عاشقی که میگه می خوام از خدا که تو خوشبخت بشی به نظرم دیگه نمیگه که می خوام که به دستات خیانت کنه
    • سپاس از حضورتون @};- اتفاقا خودم به این دقت کردم ولی ارزوی دوم صرفا از این رو هست که معشوق حال عاشق رو بفهمه و فقط یک لحظه حالشو درک کنه. البته این احساسات دوگانه بعد از شکست عشقی طبیعی هست.
  • درود بر شما جناب کاظمی . به اکادمی خوش اومدی ..کارتون خوب بود دوست عزیز فقط به پرورش جمله ها و پرداخت توجه بیشتری کنید و سی کنید قافیه های مناسبتری برای ترانه به کار ببرید مثلن جا شدی و زانو زدی و همینطوردست تو بود و شبیه تو بود قافیه های هماهنگی نیستند...جسارتم رو ببخشید و امیدوارم کارای بهتری ازتون بخونم ..با مهر @};- @};- @};-