بازم شب شد

سلام

راستش دلم گرفته بود خواستم با شعر خالی کنم

میگن بهترین دوست ادم اینه است (لطفا اینه باشید)

…………….

 

بازم شب شده  ستاره اومد رو سرم

 

دوباره تاریکه دلم بازم هوات زد به سرم

 

بازم دلم تنگه برات برا چشات و اون نگات

 

برای لبخند شب و کرشمه ها و خنده هات

 

بازم هوات زد به سرم بسه نزار سر به سرم

 

بسه دیگه شروع نکن یه عمره که در به درم

 

دوباره گرم شده سرت میگن اونجا تابستونه

 

نمیدونم چرا اما  اینجا هوا هوای بارونه

 

تو دستت توی دستم نیست توی دستم یه سیگاره

 

صدات دیگه نمی پیچه به جاش صدای گیتاره

 

حواسم رفته بود جایی بازم شب شد دوباره

 

چرا اخر این که کوچه فقط تصویره . دیواره

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: