تیر خلاص

نگو راهِ دلت ، بستس
نگو کوچه ، چه تاریکه
نگو تو دل شکستی باز
نگو این راه ، باریکه
فقط می خونم از دردت
سکوتی بر لبم خوابید
یه کودک تویِ گهواره
صداش تویِ دلم پیچید
همش ناله ، همش غمگین
نشسته بغضِ تنهایی
پیامت خطِ قرمز خورد
جوابی نیست هر جایی
در و دیوار منُ دیدن
رسیدم پایِ دیـــــــدارت
کشیدم رنجِ دوریـــــــتُ
ندیدم غنـــــچه ی زارت
دلم کردی نشونـــــی تو
که می دونم پناهی نیـس
بزن تیرِ خــــلاص از دور
بُکُش دل رو گناهی نیس
برام آسونِ مردن چـــون
یه عمری زندگی کـردم
توو دنیایِ پر از وحـشت
به سختی بردگی کـردم
بازم درهایِ دل بـــــازه
بازم راهِ عبـــــــور آزاد
بیا در کنجِ دل بنشـــین
ببند اون دل نکن فریاد

جاسم ثعلبی ( حسّانی ) ۲۵/۰۴/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: