یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود، قصه شروعش عشق نبود

قلبی که میتپید واسم، کذب و دروغی بیش نبود

یکی بود یکی نبود، دلم واسش تنگ شده بود

حقیقتو درک نمیکرد،عشق منم بازیچه بود

یکی بود یکی نبود، به فکر من هیچوقت نبود

موقعی که میخواستمش، اصلا کنار من نبود

یکی بود یکی نبود، چشمش به یکی دیگه بود

آخرشم شکست و رف،دلی که پاش نشسته بود

***

یکی بود یکی نبود…

آخرشم غیر از خدای مهربون برای من هیچکس نموند…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: