مجازاتم کن …

وقتی میخواد بارون بیاد ابرا میشن شکل دلت

 

تمومه خونَمون شده شکل چشای خوشگلت

 

توباغچه ی خاطره هام یاد تو پرسه می زنه

 

توجاده ی جدایی مون بغض زمونه می شکنه

 

رفتنتْ طولانی شده ، عادت نداشتی دیرکُنی

 

این خسته رو برنجونی این دل ُ دلگیر بکنی

 

نه باهام حرف می زنهٰ، نه میخواد ببینتَم

 

میخواد ازم دل بکنه، نمی دونه دیونَشَم

 

شاید تو دلخوری ازم، شاید منم مقصرم

 

بیا مجازاتم بکن هرچی بگی من حاضرم

 

((نیستی ببینی گریه هام ابر بهاری شدنُ

 

تمومه این ترانه هام گریه و زاری شدنُ))

 

کاشکی می اومدی بازم مثه زمون بچگیت

 

دوباره آشتی می شدیم بیاد قهرِ کودکیت

 

اما دیگه بزرگ شدی، مغروری قد آسمون

 

یه رنگی تو نمی بینم؛ شدی مثه رنگین کمون

 

انگاری دوستم نداری قهرت یه نوع بهونه اس

 

میگی باید جدا بشیم مقصرَم زمونه اس

 

زمونه تقصیر نداره انگاری تقصیر منه

 

تو رفتی و تنهاشدم،تنهایی تقدیر منه

 

از وقتی نیستی پنْجَرَم باز نمیشه به روی من

 

افسردگی سراغمه ،نمونده تار و موی من

 

شکستم از دوری تو ،ندیدی این شکستنُ

 

بدجوری پژمرده شدم قول میدم نشناسی منو

 

 ((نیستی ببینی گریه هام ابر بهاری شدنُ

 

تمومه این ترانه هام گریه و زاری شدنُ))

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: