جنس شکست

یه هجوم سرخ ، از جنس سکوت  ، حک شده ، رو گونه های اشک من

یه سیاه تلخ، همرنگ ِ نیاز، رج زده، هق هقُ روی چشم زن

یه گناه زرد، مثل زخم ِ باز، می زنه قیمت، بیا منو ببر

زندگی بسته برای یک نفس،واسه ِ جهنمت، هیزم بخر

یه نگاه از شرم، که رنگشُ شکست، توی دست ِ پیر ِ فقرِ سرنوشت

مگه میشه دست زد به زندگی، مگه میشه بودنُ از سر نوشت

یه لب سبزی که سوخته از دعا، برای رسیدن به یک هدف

یه خیال خوش، که گم شد توی کاه، سوزنی که رفته توی قلب دف

ضرب خوشبختی رو پوست ِ گرمِ دف، واسه بی مهری ها معنا نداشت

سوزنی که قلب از معنا گرفت، نفرتُ برای بودن، جا گذاشت

حالا تو آینهِ سردِ پنجره، خشک شده ریشه خنده توی باغ

پُر شده هرزهِ غم دور ِ درخت، چوباشم می سوزه مثل یه چراغ

می شه از نور چراغ درسی نوشت،یا واسه قناری ها شعری سرود

شعری که بپیچه توی کوچه باغ،بشوره کابوسُ توی آب ِ رود

رودی که از چشم ما جاری بشه، تلخ ِسرد ِ این گناهُ ببره

گرچه دیروز ها تو بی مهری گذشت، واسه فرداها امیدُ بخره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام میلاد عزیز خواندم کار زیبایت را موفق باشی دوست من
  • درود جناب ماهیار عزیز کار خوبی بود از خواندنش لذت بردم سپاس قلت پرمهر @};-
  • شاید بهتر باشه به جای سوزن از خنجر استفاده کنم که معنی رو بهتر برسونه ولی قرابت معنایی رو با کاه از دست می ده @};-
  • دوست عزیز مشخصه تصویر درستی در ذهنت بوده و میتونستی در انتقالش به قالب ترانه خیلی بهتر عمل کنی.خانم موسوی هم به عدم انسجام اشاره کردند.واقعا این پراکندگی که گنگ بودن کارو به دنبال داره ذهن مخاطب رو خسته میکنه. ولی همیشه میشه بهتر بود.به امید کارهای بهتر @};-
    • دوست عزیزم ممنون از نظرتون بدون شک خواننده ها حق دارن...اما پراگندگی رو اصلا قبول ندارمو مفهوم به درستی ب قالب ترانه منتقل شده لطفت پاسخم رو به خانم موسوی بخونید @};-کاری که نوشتم برای یک بار گوش کردن نوشته نشده
  • ممنون دوست عزیز ..خوب بود ولی پرداخت منسجم تر کارتون رو زیباتر می کرد حس پریشونی و آشفتگی توو ابیات به چشم می خوره وقتی توو ترانه و اشعارمون از تشبیه و استعاره استفاده می کنیم باید توو دنیای واقعی مصداق درستی از اون استعاره رو داشته باشیم مثلن فرو رفتن سوزن درون یک دف چندان توو شنیدن صدای اون و و از کار افتادگیش تاثیری نمیذاره ولی مثلن پاره شدن سیم گیتار یا تار اونو بی استفاده می کنه و شعریت بهتری برای سرودن داره..به سختی میشه فهمید که شما از یه زن گناهکار داری حرف میزنی البته برداشت من بود ونمیدونم درست بود یانه ولی شما فقط اشاره ی کوچیکی به این مسئله داشتید وتوو ادامه اصلن مشخص نبود از کی و چی می گید.واقعن از صراحتم عذر می خوام و حس کردم که وطیفمه که این نکات رو خدمت گلتون بگم امیدوارم شاهد کارای قویتری ازتون باشیم @};- @};- @};-
    • درود بر دوست عزیزم...نظر شما محترمه و نظر شماست من جایی برای دفاع نمیبینم چون شما خواننده ای. با این وجود اجازه بدین توضیح بدم اولا شعر راجب زن گناهکار نیست هر بیتش به یه معضل اجتماعی اشاره داره فقط بیت اول داره مرد رو سرزنش می کنه که به خاطر نیازش زن رو بازیچه کرده...گناه زرد یا رشوه از نظر من دومین معضله ...فقر و گناهایی که فقر سبب میشه مثل دزدی یا خود فروشی محور عرضی بیت سوم هست ...متوصل شدن به توهمات و خرافات تو بیت چهارم چهارمین معضل هستش که در این باره باید توضیح بدهم خیالات خوشی که مثل سوزن توی انبار کاه گم میشه و دف که تشبیه از قلب هستش به تپش در میاره رو سوراخ میکنه البته همهمون میدونیم که این خرافات فقط یکی دوتا سوزن نیست ...بیت شیشم ددوباره از دف و ضرب روش به عنوان تپش قلب خوشبخت استفاده کردم که بی مهری ها نشون ظلم ها و معضلات فعلی ما هست به نظر من که توی چهار بیت قبلی اومده ...و خرافاتی که قلب رو از معنا(معنای دوم برای من خدا هست) می گیرن و دور میکنن و نفرت رو برای ما جا می زارن...حالا تو آینه سرد پنجره...حالت چشما که که درون قلب رو نشون می ده و می تابونه ...همون بی مهری ها رو تابونده ...چشا دیگه نمیخندن ...غم دور و بر درخت(یا ما رو) گرفته...و حاصل کارامون داره ما رو می سوزنه...ادامه شعر فکر میکنم روشن باشه ...به نظرم نه محور های طولی مشکلی داره نه محور عرضی ...ولی بازم حق با شما و خواننده کاره...من شاید باید چیزایی که مدنظرم بود رو ساده تر می گفتم...صراحت شما رو می پسندم امیدوارم کمکی به روشن شدن مساله کرده باشم @};-
      • آفرین میلاد عزیز این خیلی خوبه که خواستید به معضلات اجتماعی بپردازید ولی دوست عزیز این حجم زیاد بیان معضلات ناخواسته به آشفتگی دامن میزنه و چون واقعن نمیشه تمام این مسائل رو توو یک ترانه گنجوند گاهی حتی تحلیل و بررسی یکی از این معضلات به سختی توو یه ترانه جای می گیره و با تمام قریحه و باهوشی که شاعر داره بازم ناگفته های زیادی باقی می مونه من حس انسانی و ذهن تحلیل گرتونو تحسین می کنم ولی واقعن نمیشه مثلن 10 تا ناهنجاریو توو 10 بیت موشکافی کرد وتوو هر بیت به یکی از اینا اشاره کرد وواقعن شما تقصیر ندارید تنها اشتباهتون اینه که خواستید همه رو یه جا جمع کنید که مسلمه که کار مغشوش و تودرتویی میشه ..ممنون از پاسختون ومرسی که به فکر ساده تر پرداختن افتادید .براتون آرزوی موفقیت می کنم @};- @};- @};- @};- @};-
      • اولا بابت معضل ممنون @};- اشتباه از من بود اصلاح میشه ...معلم عزیز دوما چرا نمیشه عزیز من میشه به همه اشاره داشت و تاثیرشون رو نشون داد و همونطور که دیدین جمعش کرد البته مسلمه که فهم کار سخت میشه مغشوش رو قبول ندارم ...کل این شعر توی 5 دقیقه سروده و ویرایش شده ...و اون لحظه زبان گفتاری که داشتم این بوده و به نظر من حقیر ساده و روشنه...البته باید مخاطب رو هم در نظر گرفت خیلی از مخاطب ها شاید از نظر ادبیات فارسی و فهم لغوی و دستور زبان قدرتمند باشن ولی از نظر درک مفهوم کلی عاجز هستن...خیلی ها ظاهر رو میبینن و به باطن توجهی نشون نمی دن برای خیلی ها دل رو نوشتن کار آسونیه اما درک دل مشکله...منم برای شما آرزوی موفقیت می کنم @};-بازهم میگم حق با خواننده اثره و من انتظار ندارم که همه برداشت من رو از شعرم داشته باشن و هیچ ایرادی بهش نگیرن پس می پذیرم
  • یه گناه زرد، مثل زخم ِ باز، می زنه قیمت، بیا منو ببر زندگی بسته برای یک نفس،واسه ِ جهنمت، هیزم بخر =D> =D> =D> @};-
  • @};- @};- @};- =D> =D> =D>