تو احساس منی اما …

تو چشمای منی اما

دیگه چشما پر از خوابه

تویه روزای ابریمون

دیگه خورشید نمیتابه

تو دریایه منی اما

من اینجا تشنه و خستم

دیگه نایی ندارم تا

بگم با موج تو هستم

تو دنیایه منی اما

میگن دنیا تموم میشه

تو میدونی که میدونم

تب این عشق آتیشه

تو دستای منی اما

مدادم رنگه بی رنگه

نمیدونم چرا قلبم

با این احساس میجنگه

تو احساس منی اما

تمومه زندگیم درده

نمیخوام درد من روزی

به دنیایه تو برگرده … (کیوان حریری)

//

از این نویسنده بیشتر بخوانید: