بید و باد

پشت یک کوه که بلندتر از تموم عالمه

جایی که غصه دل هیچکسی رو نمی شکنه

یه دونه درخت بید ، تنشو داده به باد

یه قناری قشنگ ، سایه محکم می خواد

باد شرقی می زنه ، لای شاخه های بید

دست مهربونیشو اما اون پس نکشید

با تنش یه جون پناه ،‌واسه اون قناری ساخت

دلشو به دست باد ،‌ توی بی رحمی نباخت

حالا هر روز بید مجنون تو هجومه تلخه باده

دلشو به عمق چشمه اون قناری هدیه داده

من همون قناریم ،‌تو همون سایه شدی

برای وجود من ،‌آیه نازل شدی

سایه باشو سایه بونی ،روی غربت چشام

گه من از قبیله نجابت و عشق و وفام

بذار تا باد سیاهه این زمونه بدونه

اون قناری نمی میره ،‌بید تنها بمونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: