چاقو

ترور می شه تک تک آرزوهام؛ سه قطره خون می چکه روی دیوار
پاتُ بکش بیرون از این زندگی؛ یه تهدیده! برای آخرین بار…!
ترور می شه توو شلیک نگاهت؛ سه قطره خون می چکه روی کاشی
بسّه دیگه لعاب چشم و ابرو؛ صورت می خوام نه دفتر نقاشی!
سوت می کشه هر لحظه توو سر من، کتری جوش اون همه هیاهو
خط خطی کن زندگیُ؛ ببندش؛ با خط چش(م) یا یه مداد ابرو
خسته ام از بوسه و بوی پنکک؛ طعم گس یه رژ به روی لبهام
برو…برو…برو از این زندگی؛ شکر زدی به قلب آرزوهام
چَن(د) دفه(دفعه) گفتم گرم زندگی شو؛ چن دفه گفتی واسه آخرین بار
آب که دیگه از سر من گذشته؛ چه یه وجب…برو؛ خدانگهدار
ترور می شه توو شلیک نگاهت؛ می بینمت کنار یه غریبه
یه زن که دیگه شکل زندگی نیست؛ یه زن که شکل شکلک و فریبه
ترور می شه تک تک آرزوهام؛ سه قطره خون می چکه بی هیاهو
ترور می شه تک تک آرزوهات؛ توو دست من توو قلب تو یه چاقو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: