مکافات

یه بوفی،خوابه توچشمش
تنش ،مصلوبه دستاشه
عرق میریزه از سینه اش
دلش ،باروت ،میپاشه
صداها..سایه ها.. دورن
صدای خنده ی یک زن
کمی نزدیکتر میشه
تو آغوش زنش ،یک… تن…
غبار دود سیگارو
فضای خونه پر کرده
جنون و سایه ی مردی
که دور میز ،میگرده
گلوش ،آبستنه شاید
یه ابر بارور ،باشه
کسی اصلا چه میدونه
شاید،یک بغض تر باشه
نفسهاش مرده تو سینش
اتاقش خالی و سرده
جلو اشکاشو میگیره
گناهش اینه که …مرده!
….
بهش ،یک مشت ،تصویرو
خیابونا، بدهکارن
چرا این کوچه ها یک شب اونو راحت،نمیذارن؟
تموم شهر، بالبخند
براش ،کابوس تو خوابن
با دستاشون تموم شب
طناب دار میتابن
….
دوباره دستش افتاده
همون قیچی…همون ریشو
چقد بیتاب ،میگرده
بادستاش کوله پشتیشو
یه چیزی رو تو آغوشش
داره یک بند میبوسه
چقد خوشحاله ،انگاری
داره لبخند میبوسه
اتاقش سرد و خاموشه
نه قابی روی دیواره
نه عطری داره بالشتش
نه صبحی ، روبروش داره
…..
کنار بستر سردش ،
داره آهسته جون میده …
حریر قرمزه شالی
که بوی تند خون میده !

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/4629کپی شد!
1071
۴۲

  • ميروحيد سلام زيبا و خواندني بود @};-
  • مینا کاشانی درود خانم میرزایی اثرتون بسیار زیبا و دلنشین بود =D> @};- =D> @};- =D>
  • رضا قنواتی زیبابود درود
  • مهدی آرین منش خانوم میرزایی ترانه ی باکیفیتی از شما خوندم و از دل پسندیدم... پیروز و مانگار باشید @};-
  • مهدی صفا سلام خانم میرزایی/ درواقع تراژدی مصوری بود و از خواندنش لذت بردم شاید از فضا کارتون زیاد راضی نباشم اما از چینش هنرمندانتون اونقدر رضایت دارم که فضا رو کاور کنه. من کار شما رو بلند نمیدونم /کار بلند به کاری میگم که مخاطب رو کلافه کنه و این اصلن شایسته ی شعر شما نیست/ دو سه مورد کارتون پیوند ها دچار ضعف هستند که باید ترمیم بشه غبار دود سیگارو فضای خونه پر کرده جنون و سایه ی مردی که دور میز ،میگرده///////////// اتصال و ارتباط معنایی در بند از کار شما سوال برانگیز هست فضای خونه نمیتونه چیزی رو پر کنه بلکه پر میشه/اگر هم به سایه ی مرد منسوب هست باز هم دچار اشکال میشیم/شکل ساده اینطور هست= فضای خونه غبار و دود سیگار رو پر کرده یا=جنون و سایه ی مردی که دور میز میگرده فضای خونه رو پر کرده/ در هر دو صورت پاره ی اول به ایراد میخوره گلوش ،آبستنه شاید... این شاید فکر میکنم جای مناسبی نیست و ارتباط رو سست کرده یه ابر بارور ،باشه/// شکل صحیح در این عبارت میتونه این باشه ...گلوش/ ابستنه ابری// که شاید بارور باشه در کل به اینده ی ادبی شما خوشبینم/ سبز باش و مانا
    • مرضیه میرزایی سلام آقای صفا.ممنون که برام وقت گذاشتید و ترانمو خوندین . به نکات خوبی اشاره کردید البته منظور من در بند /غبار دود سیگارو فضای خونه پر کرده .../این بود که:دود سیگار،فضای خونه رو پر کرده وقدم زدن مرد همچنین جنونش یه تصویر جداگانه بود . درمورد بند:/گلوش آبستنه، شاید یه ابر بارور باشه .../ شاید یک ابر بارور باشه ،توضیحی بود درمورد آبستن بودن گلو.البته چیدمان شما هم معنی وتصویرخوبی رو میساخت. خوشحالم کردین . حضورتون باعث دلگرمیه منه . @};-
      • مهدی صفا سلام خانم میرزایی من منظور شما رو کاملن متوجه شدم واما مثل این میمونه که من بگم /نهار رو پر کرده شکم من.شما هم منظور من رو میفهمید اما اساس جمله ایراد داره. موفق باشید
      • مرضیه میرزایی درست میفرمایید جناب صفا میپذیرم. اولین فرصت تصحیح میشه.
  • رضا زهره وندی(پیمان) سلام مرضیه جان. از ترانه ات لذت بردم. آورین آورین یه بوفی،خوابه توچشمش خیلی خوبه! من خوابم گرفت! تنش ،مصلوبه دستاشه ایهام (تنش) رو دوست دارم عرق میریزه از سینه اش دلش ،باروت ،میپاشه میدونستی اینم ایهام داره؟ صداها..سایه ها.. دورن صدای خنده ی یک زن کمی نزدیکتر میشه تو آغوش زنش ،یک… تن… آورین. علت رو خوب تو این دو بیت گفتی(ذهنیت شخصیت) گلوش ،آبستنه شاید یه ابر بارور ،باشه آورین! اینم خوبه کسی اصلا چه میدونه شاید،یک بغض تر باشه احساس می کنم اضافیه! داستان با خودکشی تموم شد. خوب بود راستی بالش و بالشت به نظر من فرق نمی کنه!!! مرسی عزیز @};- @};- @};-
    • مرضیه میرزایی سلام آقای زهره وندی عزیز:ممنون که کارم و خوندین و نظرات خوبتون رو گذاشتید. وقتی یک بیت متولد میشه اینقدر بهش وابستگی پیدا میکنم که نمیتونم ازش چشم بپوشم منظورتون از اضافی بودن همه این بند بود یا همون یک بیت؟ خوشحالم از حضورتون.شاد باشید. @};- @};-
  • سعید زارمی (سام) سلام مرضیه جان ترانه تو از اول تا وسطای اون خیلی عالی و باتصویرای بکر پیش بردی اما آخرای ترانه ت احساس میکردم اون قوت بیتهای اول رو نداره اما این فقط یه نظر ه مررسی داری زیاد... @};-
  • امیر علیزاده سلام مرضیه جان..لذت می برم از خوندن ترانه هات..عالی بود.. +لایک @};-
    • مرضیه میرزایی وقت بخیر امیرعزیز.چقد خوبه که خوشت اومد. از اولین نفرایی بودی که منو همراهی کردی امیدوارم برای هرچه بهتر بودن ،حضورت تداوم داشته باشه .موفق باشی. @};-
  • صدیقه میری =D> =D> =D>
  • شیما طالبی پاریزی مرضیه عزیزم :-x :-x اولین کاری بود که ازت خوندم به قدری کشش داشت و دوسش داشتم که رفتمو بقیه ترانه هاتو هم خوندم عالی بود گلم لایک @};- @};- :-x :-x
  • اعظم اکبری @};- سلام احسنت تصاویر روبه روم راه رفتن بسیار قوی و جون دارسروده شده بود اگه این تصاویر به مرز ساده گوئی برسن محشره ترانه اندیشه ی خوبی داشت و بستر ذهن خوبی برا مخاطب قلم خورده بود با این ترانه به این باور رسیدم که باید منتظر بهترین ها باشم لایک @};- =D> سعی کن کلمات رو درست و به جا خورد کنی
  • سامان جاويدان سلام ترانه زيبايي بود آفرين . لايك
  • مجید شمس خانوم میرزائی این ترانه تون غافلگیرم کردا :-) نسبت به دوتا کار قبلی @};- @};- تصاویر نایب داشت ترانتون و خیلی دوس داشتم @};- فقط بالش را بالشت نوشتن کمی غیر اصولیه :-) و برای وزن استفاده کردین به نظرم @};- موفق باشید @};- @};- @};-
    • مرضیه میرزایی ممنونم آقای شمس. خیلی خوشحالم کردین وباعث دلگرمیمه. نظرات شما همیشه برام جالب بوده . من فکرمیکردم بنا به حالت شنیداری "بالشت" که کم و بیش شنیدم،همچنین زبان آزاد ترانه، این اجازه رو دارم که به این صورت ازش استفاده کنم. بازم درموردش مطمئن نیستم اگر اشتباهه ،حتما تصحیح میکنم (هرچند کارمو دشوار میکنه ) :-)
  • موسی صادقی سلام خانم میرزایی واقعا آفرین بر این استعداد هرچند ترانه تون طولانی بود ولی اینقد جذاب بود که آدم مجبوره تا تهش بخوندش @};- @};- =D> مرسی لایک @};-
    • مرضیه میرزایی سلام جناب صادقی. لطف کردین که دوباره نظرات خوبتونو گذاشتین .قبول دارم یکم به درازا کشید ،ولی بهم حق بدین حذف هرکدوم از بندها برام مشکل بود وهست. :">
  • کاوه رییسی تصاویر خیلی خوبی ساخته بودی.زبان یکدست و روونی داره.کارتون به گمان من پر از نقاط قوته.اما فک میکنی اکه بخواد آهنگ بشه یه کم طولانی نیس.البته این اصلن نمیتونه ایراد محکمی باشه @};- @};- @};-
  • مـریــم جـلائی سلام مرضیه جان ترانه ت خیلی عالی بود...موفق باشی @};-
  • جاسم ثعلبی (حسّانی) سلام خانم میرزایی ترانه ای زیبا و روان و جذاب به طولانی بودنش می ارزه افرین لایک
  • حامد تقی خواه نمدونم چن سالتون هست اما پختگی ی شیرینی در جملات حس کردم دوست داشتم ترانتون رو @};-
    • مرضیه میرزایی سلام آقای تقی خواه خیلی خوشحالم که خوشتون اومد.البته فکرنکنم بستگی به سن و سال داشته باشه تو آکادمی ،کوچکتر از منم زیادن که همشون استادن ،ماشالا!حتی فکر میکنم شما هم ... :-)
  • آنیتا نجفی سلام مرضیه جون!ترانه ی زیبایی بود @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • میلاد زمانیان سلام..زیبا بود. لایک.
  • ساحل صالحي سلام بازم يه كار قشنگ ازت خوندم عزيزم با اينكه نسبتا طولانيه ولي پيوستگي رو حفظ كرده تصاوير زيبايي داره ، با يه پايان بندي خوب آفرين به تو :-) @};-