یه مشت غم

دارم از تنهاییام ، یه کوه غم میسازم

من دارم زندگیمو ، به یه مشت غم میبازم

کوهِ دردم اگه بود ، تا حالا آب شده بود

دلِ پر طاقتِ اون ، دیگه بی تاب شده بود

پابه پای سختیا ، اومدم دم نزدم

راهِ ساختن با غمو ، عمریه خوب بلدم

خوب تونستم بسازم ، با غم و گریه و آه

آغوشِ هیشکی نشد ، واسه من یه سرپناه

زندگی برای من ، روی خوش نشون نداد

حیفِ لحظه هام که رفت ، الکی همش به باد

چینای رو پیشونیم ، خوب میگه چی کشیدم

خوب میگه تو زندگی ، به کجاها رسیدم ….

.

.

دوستان گلم منتظر نظر ها و نقد های شما هستم :)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: