زیر بارون….

زیر بارون ، توی کوچه های دلتنگه غریبه ، باز به یادت گریه کردم…..

سایه ی ابرای وحشی توو وجودم،بی نگاهت تک و تنها، پردردم…..

بغض چند ساله ی کهنه یادو امشب خالی کردم…

قطره های اشکای بی انتهامو ، به همه به اسم بارون حالی کردم…..

 

((بی تو جاده های بارون زده رو ،هلهله کردم

امشب از زمین و آسمون،من از خوده خدا هم گله کردم))

 

چترای رنگیه مردمه عجیبه ،شهر پوشالیه عشقو ،باز کردم

دیگه حتی واسه بوسیدنه دسته یه کبوتره کوچیکم، زیر بارون، ناز کردم

با نبودنای بی تمومه دستای عجیبت،زیر بارون،عینه دشتم

باز کناره تن ه رنجوره ستاره،دنبال خودم میگشتم

 

((بی تو جاده های بارون زده رو ،هلهله کردم

امشب از زمین و آسمون،من از خوده خدا هم گله کردم))

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: