:: جای خمیازه ::

جای خمیازه رو لبم مونده،گیج خوابم تو این شرایط سخت

زخم بستر گرفته دنیام از خواب های کثیفه رو این تخت

از خودم هم جذام می گیرم باید از ریشه منهدم شه تنـم

فاصله م با خودم یه طاعـونه، من گرفتار منجـمد شـدنم

مسلخم شده تنم، همین تختم، توی این منجلاب غوطه ورم

از دموکراسی ضعیفمه که از خودم هم یه عمره بی خبرم!

توو خـودم ازدحـام می سازم مـنه بیمـار منزوی هـر شب

آدمامـو گلـوله می بنـدم… من همین ام، یه دیکـتاتور اغـلب!!!

 می درم روزگارمو هر شب مثل یک گرگ تیرخورده ی مست

جای وحشی گری م رو تنمه زندگی م چند قرنه آلوده ست

“جای خوابم یه تیکه از قبره “توی یک گور دسته جمعی سرد

…جای خمیازه رو لبا مونده توی این خواب بی برو برگرد

محسن رمضانیــــــــــــــــ

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ترانه ی شما بسیار زیبا بود و به هیچ وجه قصد و منظورم از گذاشتن ترانه ی یغما گلرویی ، مقایسه با ترانتون نبود.. عذر می خوام از همه و شما اگه این کارم درست نبوده و باعث سوء تفاهم شده// من در حدی نیستم که بخوام کار کسی رو با دیگری قیاس کنم و همچین جسارتی هم نمی کنم! فقط خودم وقتی "جای خمیازه" رو ازتون خوندم یاد اون ترانه افتادم. فقط و فقط همین/ باز هم ببخشید.. @};- @};-
  • خیلی خیلی لذت بردم!!! @};- و یاد ترانه ای از "یغما گلرویی " افتادم... " این ترانه گواهیِ فوته، شاعرِ متن پیشِ رو مُرده بسکه هِی خواب دیده بیداره، بسکه رؤیاشو بالا آورده این شبیه دعای قبل از مرگ، این شروع یه اختتامیه‌س شکل آژیرِ قرمزه حرفام، تف به تسلیم، تف به آتش‌بس ایدز داره فرشته‌ی الهام، تن واژه کزاز می‌گیره یه سگِ هار توی لپ تاپه، دستای شعرو گاز می گیره . . . . " بسیار زیبا سرودین سربلند باشید/
  • محسن عزیز سلام این دست ترانه که بیدارگری خاصی رو در هسته خودشون دارن همیشه منو جذب خودش کرده با اینکه زبان ترانه کمی روتین و زبانی نیست که در اکثر ترانه ها ما اون رو ببینیم اما انسجام لازم رو داره @};- @};-
  • سلام محسن عزیز بسیار زیبا خوندمت آفرین داداش . لایک @};-
  • سلام. این کار اضافه های تشییهی و استعاره اییه بسیار زیبایی داشت. اما یه نکته به ذهنم رسید. تو کار یه سری ناهنجاری های درونی رو توضیح دادید و عوارضش هم گفتید .از جذام گرفته تا طاعون اما من با چند بار خوانش کار هم دلیل ناهنجاری های درونیه مولف رو پیدا نکردم یعنی شما اومدی یه سری درد های درونی مطرح کردی بدون ذکر دلیل. خیلی سعی کردم تمامه این دردهارو از خط دموکراسیه ضعیف برداشت کنم اما قابل هضم نبود به عنوان.مثل این درد ها میتونست معلول دوری از معشوق باشه یا چیزهای دیگه. موفق باشین و سربلند @};-
    • جواد پوران عزیزم مرسی از حضورت و دقتت. جواب سوالت با کمی دقت بیشتر در بیت آخر به وضوح قابل دریافته. همونطور که گفتی کار پر از تشبیه و استعارست. موفق و موید باشی
      • محسن جان میفهمم چی میخوای یگی اما خط آخر توانایی لازم رو واسه به دوش کشیدن این حجم مشکلات نداره. یعنی مخاطب با خوندن این خط ارضا نمیشه علت تمامه این نا ملایمات این خطه بنظرم اگه میخواسی دلیل نابهنجاری ها رو تو یه خط توضیح بدی باید اون خط توانایی به دوش کشیدن باقیه خط هارو داشته باشه و مثله یه شلیک تو ذهن مخاطب نفوذ کنه بنظرم واسه بیت آخر جا برای بحث زیاده اما یقینا جامع نیست موفق باشی @};-
      • حق با شماست. توضیح دادن در مورد شعر توسط صاحبش هیچگاه درست نیست نیست.اما برای نشون دادن خط سیر ترانه باید بگم شش بیت دیده میشه که در هر کدوم از اونها جزء به کل تشبیه شده و برای نشون دادن حالات کل از استعارات زیادی بهره گرفتم.و این در 5 بیت ابتدایی کاملن واضح و روئه.اما در بیت ششم وظیفه ی مخاطبه که با در نظر گرفتن جزء، کل رو پیدا کنه که در بیت شش هم با دو عبارت " گور دسته جمعی سرد" و خواب بی برو برگرد سعی شده مخاطب رو به سمت هدفم راهنمایی کنم. این کار با وسواس بسیار زیادی بسته شده، ریتم و قافیه ها و تبدیل هجا بهم در هر بیت متناسب با بیت قبل و بعده و در بیت آخر کار سعی شده به بهترین شکل ممکن کار بسته شه. اما اینکه این بیت بلاغت لازم رو نداره و گویا نیست باید مورد بررسی قرار بگیره و اگر همینطور که شما فرمودین باشه بازبینی خواهد شد. ممنونم از جواد پوران عزیز بابت این دقت و پیگیری. موفق و موید باشی رفیق
  • بسيار خاص و جالب @};-
  • سلام جناب رمضاني بزگوار @};- @};- من واقعن شرمندم انگار آخر صفم ديگه :-? :-( فكر ميكنم جزو اولين نفراتي بودم كه ترانه رو خوندم و عجيبه كه يادم رفته بود وجودمو با كامنت اثبات كنم ;)) @};- ترانه ي شما بسيار با صلابت و زيبا بود و من به شخصه تموم كاراتون رو دنبال و قلم تواناتون رو تحسين ميكنم @};- مانا باشيد @};-
  • سلام محسن جان عزیزم خیلی زیبا راستش هرچی فکر کردم دیدم بحثا مطرح شدن ومن دیگه در اون حد نیستم نکته ی اضافی بگم واقعا زیبا کار کردی داداشم @};- @};-
  • =D> =D> =D>
  • سلام آقای رمضانی شعر رویکرد پست مدرنی داشت تا حدودی.دوس داشتم از درد گفتن و گم کردن آرامشی که شاعر تو شعر کاملا تفهیم کرده به مخاطب رو... خلاقیت خوبی داشت شعر. این مصرع :مسلخم شده تنم، همین تختم، توی این منجلاب غوطه ورم با حذف "همین تختم"راحت تره و وزین تر میشه به نظرم. سلامت باشید :-) @};- @};- @};- @};-
    • درود بانو عاشقی عزیز سپاسگزارم از حضور و وقتتون. باتوجه به ساختمان کلی وزن و ریتم کار حذف " همین تختم" به کار ضربه میزنه. ادیت کار انجام شده و این بیت اصلاح شده. ممنونم از دقتتون. موفق و موید باشی
  • زيبا بود و لذت بردم می درم روزگارمو هر شب مثل یک گرگ تیرخورده ی مست جای وحشی گری م رو تنمه زندگی م چند قرنه آلوده ست
  • سلام این ترانه قوت لازم برای خونده شدن رو داشت آقای رمضانی
  • سلام می درم روزگارمو هر شب مثل یک گرگ تیرخورده ی مست جای وحشی گری م رو تنمه زندگی م چند قرنه آلوده ست زیبا بود @};-
  • سلام محسن عزیز همیشه نوشته هات رو دوست دارم ولذت میبرم از خواندنش موفق باشی دوست خوبم
  • چی بگم جناب رمضانی که درخور ترانه هاتون باشه =D> زبانم قاصره در وصفه این همه بلاغت ، عااالی سرودید و پسندیدم @};- @};- @};-
  • خلاقیت + حرفای تازه ترانه رو بینظیر کرده آموختم جناب رمضانی @};-
  • درود جناب رمضانی سال نو مبارک. ترانه تون رو خوندم و واقعا زیبا و عالی بود. با اجازه تون دیدگاه هارو هم مطالعه کردم و.. با نظر عماد عزیزم کاملا موافقم. روزهای درخشانی رو براتون آرزو دارم. @};-
  • سلام محسن جان نقد كه توسط دوستان عزيزم در كامنت هاي قبلي انجام شده و اونچه لازم بوده گفته بشه رو متذكر شدن،من فقط مي تونم بگم كاملا با فضاي ترانه ارتباط برقرار كردم و از صميم قلب گرفتم چي مي گي! برام هيچ جاي ابهامي هم نداشت! موفق تر باشي دوست من @};-
  • آقای رمضانی ترانه ی زیبایی بود. =D> =D> =D>
  • سلام. تبریک میگم.فوق العاده مضمونشو دوست داشتم. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • درود جناب رمضانی گرامی سپاس به خاطر حس آشنایی که این ترانه برای من داشت. درد با هر زبان و کلامی که سروده بشه تاثیرش رو برقلـب مخاطبین خواهد داشت. آخــرین ترانه ای که در این وزن ازتون خوندم دچار مشکل وزنی بود و عدم وجودش در این تجربه ی جدیدتون اتفاق خوبیه تبریک میگم. واما جای خمیازه رو لبم مونده،گیج خوابم تو این شرایط سخت زخم بستر گرفته دنیام از خواب های کثیفه رو این تخت من هم گاهی در این رکن وزنی به استفاده از "ها" ی جمع در کلمه ناچار میشم و میدونم که این مسئله به زبان ترانه آسیب میزنه،البته نه در هر لغتی مثلا "رگها" اما (خوابهای) شما توجه من رو جلب کرد احتمالا جزو مواردیه که به بافت زبان لطمه میزنه. کشفی که در این بند نهفته بود از اولین خوانش برام دلنشین بود خصوصا جای خمیازه وخوابهای کثیف رو این تخت. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از خودم هم جذام می گیرم باید از ریشه منهدم شه تنـم فاصله م با خودم یه طاعـونه، من گرفتار منجـمد شـدنم جز "هم" که بازهم درتنه ی زبانی نامانوس به نظر میرسید بند خوبی بود. ممنون. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مسلخم شده تنم، همین تختم، توی این منجلاب غوطه ورم از دموکراسی ضعیفمه که از خودم هم یه عمره بی خبرم "مسلخم شد تنم" در وزن صحیحه "شده" سکته ایجاد کرده. و بازهم "هم"! توی این بند کشفی وجود داره اما برداشت من این بود که میشد از "دموکراسی ضعیف" بار معنایی بیشتری کشید. قرار دادن یک ترکیب پست مدرن در بندی که بافت زبانی و محتوایی کلاسیک داره احتیاج به پرداخت بیشتری داشت. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توو خـودم ازدحـام می سازم مـنه بیمـار منزوی هـر شب آدمامـو گلـوله می بنـدم… من همین ام، یه دیکـتاتور اغـلب پرداخت این بند به نظر من چندان موفق نبود، جابه جایی ارکان (آوردن قید اغلب در انتهای جمـله به خاطر حفظ قافیه) و وارد شدن کلمه ی بیمار در این بافت زبانی به علاوه ی فقدان "به" در آدمامو گلوله می بندم به سلامت این بند لطمه وارد کردن. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می درم روزگارمو هر شب مثل یک گرگ تیرخورده ی مست جای وحشی گری م رو تنمه زندگی م چند قرنه آلوده ست جزو بندهای درخشان این ترانه بود. جای وحشی گری م روو تنمه. بسیار عالی. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جای خوابم یه تیکه از قبره “توی یک گور دسته جمعی سرد …جای خمیازه رو لبا مونده توی این خواب بی برو برگرد پایــان قانع کننده ای بود احسنت. امیدوارم نکاتی که اشاره کردم براتون مفید بوده باشه و شک ندام که شما یکی از بهترین هایی هستید که تا به حال در ترانه شناختم @};- @};-
  • جای خمیازه رو لبم مونده،گیج خوابم تو این شرایط سخت زخم بستر گرفته دنیام از خواب های کثیفه رو این تخت =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> big like @};-
  • زیبا بود و پر محتوی .. دروووو جنا رمضانی عزیز @};- @};- @};-
  • درود جناب رمضانی عزیز خوشحالم در سال 92 هم توفیق خوندنتون نصیبم شد همچون گذشته خواندنی بودید و لایک @};-
  • سلام محسن جان نمیدونم چرا نقدها انقدر سلیقه ای و سطحی شده شاید اگر به جای این ترانه ی مصور، نوشته ای در ژانر همه چی آرومه من چقد خوشبختم گذاشته بودی یک سری مخاطبان بیشتر ارتباط برقرار میکردند! البته با احترام به نظر دوست عزیز... از لحاظ محتوا کار بسیار عمیقی بود و نیاز به دقت و تفکر داشت تا بشه به عمق مقصود سراینده نزدیک شد. در مورد نماد هم بسیاری از مواقع الفاظ در معنای نمادین خود به کار نمیروند و هیچ جا هم به الزام انحصارِ کاربرد یک لفظ فقط در معنایی که نماد آن است نه امر و نه اشاره نشده است. در اشعار مهدی اخوان ثالت این هنجارشکنی رو بسیار میشه دید اما در زمینه ی ساختار ترانه ، در مصرع «مسلخم شده تنم، همین تختم...» وزن و ریتمت مخدوشه و دو هجا اضافه داری که با یک جا به جایی و ویرایش به راحتی قابل حله (با حذف تنم وزن این مصرع درست میشه / مسلخم شده همین تختم ، توی این منجلاب غوطه ورم) البته اگر تعمدی باشه نیازی به برطرف کردن این سکته هم نیست اما چون برطرف کردنش به محتوات خللی وارد نمیکنه شاید بهتر باشه در صورت نیاز فکری به حالش بکنی در پناه مهتاب
    • عماد عزیزم بی نهایت سپاس از حضور و شعور شعری بالات. در مورد کاربرد نماد و اوصلن نماد گرایی حق با شماست. مشکل ما در پذیرفتن و تن دادن به تمام اصول گذشته ست. حتی در خود نمیبینیم واژه ای برای مفهوم خودمون به کار ببریم. سپاس از توضیحت. موفق و موید باشی
  • درود جناب رمضانی عزیز از کار بسیار زیباتون لذت بردم خصوصا اونجا که فرمودین :می درم روزگارمو هر شب مثل یک گرگ تیرخورده ی مست جای وحشی گری م رو تنمه زندگی م چند قرنه آلوده ست ازتون سپاسگزارم و براتون ارزوی موفقیت دارم @};-
  • بسيارهم زيبا .... بسيارهم خوب.... واس اجرا سنگينه و اين يعنى ترانه اى كه منو خوشحال ميكنه @};- :-) سپاس :-)
  • سلام دوست من.متاسفانه نتونستم با کار شما ارتباط خوبی برقرار کنم.یک نوع میل به مبهم سرایی افراطی تو کارتون دیدم که نمیدونم تعمدیه، سبکه ..: از خودم هم جذام می گیرم باید از ریشه منهدم شه تنـم فاصله م با خودم یه طاعـونه، من گرفتار منجـمد شـدن کاربرد بیماری جذام در حیطه ادبیات خصوصا ادبیات داستانی نمادیست از فقر و فلاکت و طرد شدگی و در شعر هم عموما با همین کاربرد دیده شده.به نظر من استفاده از جذام توسط شما نه به واسطه خود این بیت بلکه به خاطر فضای کلی کار صورت گرفته یعنی از قبل تصمیم گرفتید که این کلمه باشه و به نظرم اینجا خوب پرداخت نشده.اگه یک بار دیگه این مصرع رو بخونیم: از خودم هم جذام می گیرم باید از ریشه منهدم شه تنـم ضمن اینکه "از خودم هم جذام می گیرم" خیلی قابل هضم نیست،قسمت دوم هم قابل دفاع نیست.اگر در قسمت اول طاعون بجای جذام اومده بود با توجه به نوع مقابله با این بیماری بیشتر بخش دوم قابل قبول بود.بیت بعدی: فاصله م با خودم یه طاعـونه، من گرفتار منجـمد شـدن این بیت اونقدر برای من مبهمه که هیچ حرفی نمی تونم در بارش بزنم.کم و بیش تو کل کار این مسئله به چشم می خوره.یه جا هم فک کنم که اشکال وزنی داشت :مسلخم شده تنم... موفق باشید
    • جناب غمخوار عزیزم درود و سپاس بی نهایت از دقتت و وقتی که گذاشتی. از خصوصیات اصلی شعر چند پهلو بودنشه و این راه رو برای هرمونوتیسم باز میکنه. توضیح شعر هیچگاه کار درستی نخواهد بود. ارتباط برقرار کردن مخاطب کاملن سلیقه ایه. بازهم سپاس از حسن نیتت دوست عزیزم. موفق و پیروز باشی
      • سلام.جناب رمضانی از سعه صدری که به خرج دادید متشکرم.مجموع نظرات هم نشان می دهد که کار شما اثر موفقیست.سرفراز باشید
  • براووووووووو همیشه از خوندن شعرهای محسن رمضانی لذت میبرم. @};-
  • درود جناب رمضانی عزیز این ترانه ی زیبارو قبلن ازشما خونده بودم.کارتون ستودنیه.لذت بردم و آموختم می پسندم @};- @};-