پرت شدی از حواسم!!

نبودن سزاواره این بـــــودنِ

برو جاده رو پهن کردم برات

چه معکوسِ میگم دلت بامنه

میدونم نبودم توی لحظه هات

نگاهت عذابو علاقت ســـراب

رو لبهام یه واژست یعنی برو

توباختی که از دست دادی منو

نباختم که از دست میــدم تورو

تووتاراج هر لحظه ی زندگیم

به حس خیانت نمادین شـــدی

تو فرهـــــــادتو شکستی چرا؟

واسه چن(چند)تا خسرو،تو شیرین شدی؟!

دیگه با تو بـــودن عذابم شده

بگو کی تووقلبت جهنـــم زده؟

به حدی تووچشمای من بد شدی

که احساس نفرت ازت بی حــده

علاقم بهت خشک و خالی نبود

نزاشتی که عشقم رو ثابت کنم

برو شـــاید اینـبار بتونم دیگــه

بدونِ تو بغضم رو ساکــت کنم

تصور میــکردم برام قایــقی

به شوقت دلم رو به دریا زدم

بدون ،نامه هاتم مچـــاله شده

همونا  که روعشقِ تو تـا زدم

همش روتظاهر میگفتی:سـاده ام

که من اینجا خوردم فریب تـــورو

میخوای  باورم شه چقد ساده ای؟

خب اینبار ازم بگذر،.. ساده برو!

 

*******

احساس۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: