وداع(این تراته رو تقدیم میکنم به برادرم که خیلی زود منو تنها گذاشت)

تن سردت تو آغوشم

تن بی جونُ یخ کرده

غم تنهایی بی تو

دوتا چشمامُ تَر کرده

شکسته بغض پنهونم

دارم از گریه سر میرم

یه احساسی بهم میگه

با این دلتنگی میمیرم

ببین بعد از نبودِ تو

پریشون میشم هر لحظه

یه حسی دارم این روزا

پر از بی تابیِ محضِ

خدا حافظ منم اینجا

کنارت این دم آخر

بخواب آروم تن زخمی

نمیشه رفتنت باور

برای رفتنت زوده

ولی تقدیرمون اینه

همین بغضی که جا مونده

تو قلبم سرد میشینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

776
۲۲