صفر مرزی

منم و حال خرابم، من و سرفه های ممتد
من و قاب خالی تو،من و سردردای بی حد
گاهی خیس گریه می شم توی بغض بی خیالیت
بغضمُ بشکون با دستات؛ پس چرا نمی شه حالیت؟
بذا روی موج موهات، آرزوهای قشنگُ
بذا تا بچینم از دور، سرخیِ اون دلِ تنگُ
روی بوسه های مفرط ، منو غرق خواهشم کن
توی شهوتِ رسیدن، با نگات نوازشم کن
بذا از حریر پوستت به تنم قفس ببافم
حلقه شو دور تن من؛ خیلی وقته که کلافه م!
خیلی وقته که رسیدم به حریم صفر مرزی
منو پر کن از ترانه توی لحظه های فرضی
منو پر کن از یه رویا توی حجم بی نهایت
نمی خوام یه روز که دیره!برسی به این حقیقت
برسی به این حقیقت که دلم پیش تو گیره…!
یه مُسکّن بده؛ شاید، که دلم آروم بگیره!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • تصويرسازي زيبايي داشت
  • سلام. مگه این دردها با مسکن هم آروم میشه؟ خوشم اومد از ترانه ت... به امید ترانه هایی بکرتر...
  • ممنون وخسته نباشید. زیبا بود یه جاهایی حس میکنم مفهوم رو فدای قافیه کردین اما یه جاهاییم خوب پیش رفتین.(حلقه شو دور تن من ..خیلی وقته که کلافه ام) من یه تصویر از تابیدن نخ دور کلاف برام ساخته شد که خییییلی جالب بود. @};-
  • ممنون وخسته نباشید. زیبا بود یه جاهایی حس میکنم مفهوم رو فدای قافیه کردین اما یه جاهاییم خوب پیش رفتین.(حلقه شو @};- دور تن من ..خیلی وقته که کلافه ام) من یه تصویر از تابیدن نخ دور کلاف برام ساخته شد که خییییلی جالب بود.
  • سلام زیبا بود.... لایک.
  • حلقه شو دور تن من؛ خیلی وقته که کلافه م! لذت بردم از واژه واژش @};-
  • سلام جسارتن جسارتن جسارتن توی بیت پایین... گاهی خیس گریه می شم توی بغض بی خیالیت بغضمُ بشکون با دستات؛ پس چرا نمی شه حالیت؟ بی مقدمه بهش گفتید پس آخه چرا حالیت نمی شه؟ چی باید حالیش بشه ؟ از شروع ترانه تا این بیت اشاره ای نکردید که می خواید دقیق چی بهش بگید و چه چیزی رو باید متوجه بشه " اینکه دارید از دوریش می میرید" " اینکه بی معرفته" و ... بذا روی موج موهات، آرزوهای قشنگُ بذا تا بچینم از دور، سرخیِ اون دلِ تنگُ تصاویر این قسمت غیر قابل لمس هستن .آرزو هایی که روی موج موهاش می ذاره ! اگر بجای دل تنگ سرخی گونه یا لب های معشوق بیان می شد تصویر ملموس تری بود تا چیدن سرخی یک قلب تنگ که نامفهومه ! در ادامه هم باز به همین شکل ابیاتتون از نظر مفهومی ضعیف بودن . اگر جایی حس کردید نقدو برداشتم شخصی شده منو ببخشید منتظر کارهای منسجم تری ازتون هستم .موفق باشید @};-
    • سلام به شما دوست گرامی ممنونم که بادقت ترانه رو خوندین.اگه ارتباط برقرار نکردین من معذرت می خوام لحظاتی از وقتتون صرف خونن این ترانه شد.به امید خدا توو کارای بعدی... باز هم تشکر می کنم همیشه باشی
  • عالی بود با احساس و زیبا موفق باشید دوست عزیز @};-
  • سلام حس ترانه رو دوست داتم اما چینش احساس و کلمه رو باید بیشتر در نظر بگیری دار راحت حرف میزنی و به سمت ساده نویسی در حرکتی امید که شاهد بهترینها باشم
  • آفـرین ترانه ی زیبایی بود دوست خوبم =D> @};-
  • تصویر تازه زیاد بود....ممنون
  • منم با دوستان دیگه موافقم بهتر از کاری قبلیت بود @};- @};- مرسی از ترانه @};- @};-
  • گاهی خیس گریه می شم توی بغض بی خیالیت بغضمُ بشکون با دستات؛ پس چرا نمی شه حالیت؟ ------------------- سلام جناب بابائی این ترانه رو خیلی دوس داشتم @};-
  • به نظرم این از بقیه کارات بهتره خوشحالم که شاهد پیشرفت شما هستم @};-
  • سلام دوست عزیزم...ترانه ی بسیار زیبایی بود و خیلی خوشم اومد.. یه چندجا کوچیک خوانشش سخت بود ولی بازهم زیبا بود و شایدم من بد خونده باشم.. @};- +لایک @};-
  • این رو ازون سه تای دیگه بهتر دیدم یه لطف بکن از ترانه بعد تاریخ بزن زیرش حتی اگر دقیق نمیدونی حدودی بگو تابستان 88 مثلا @};-
    • سلام حامد جان این کامنتتُ الان دیدم برادر در مورد تاریخ ترانه ها من معمولا همون روز یا روز قبلش اون ترانه رو می نویسم.مهم موضوع ترانه س.موضوع که به ذهنم برسه نوشتن باقی ابیات زمان زیادی نمی بره. باز هم ممنونم بخاطر توجهت همیشه باشی برادر
  • سلام دوست من فضا سازی قوی و تخیل بسیار زیبایی داشتی که واقعاً به دلم نشست ، اونم بدون اینکه به وزن صدمه زیادی برسه و خواننده به سختی کارتو بخونه! به شخصه قافیه های " مرزی - فرضی" رو نپسندیدم و قافیه های "نوازشم - خواهشم" و "خیالیت - خالیت" رو دوس داشتم... اما از لحاظ تخیل ترانه ات بالاتر از ترانه های معمولی بود که این جای تحسین داره... =D> @};-
    • سلام دوست عزیز روزت بخیر.ممنون که اینقدر بادقت می خونی و تجزیه و تحلیل می کنی. خوشحال می شم. همیشه باشی دز سایه خداوند
      • سلام به همه دوستان ممنونم بخاطر نظرات پرمهرتون همیشه باشید در سایه خداوند