جغدِ باران خورده

بوی بارون /توی شهرِ کودکی
عطرِ چا یُ / آبنباتِ پولکی
رنگِ سرخابی /ی / گل هایِ حیاط
طعمِ تکراری /ی / لیمو با نبات
*
صبحِ پاییز / طاقه قران/ سه گذر
زنگِ آخر /کیفْ به سر / کوچهِ تر
ثلثِ اول / ترسِ کار / نامه ی بد
پایِ مادر /جون پناهِ / هر لگد
*
تیپْ ،مخمل /کیفْ ،چرمِ قهوه ای
چتره مشکی /دوده تلخه نقره ای
گل و لایی ،مانده بر/ شلوار ها
سینه مالی، پشته آن/ دیوار ها
*
قلبْ عاشق / لبِ از بوسه/ کبود
رقصِ باران /در شبی /خون آ لود
حلقه هایی ساده / اما /زینتی
تف به ذاتت زندگی/ی/ لعنتی
*
مردِ تنها /بارشی /بر /یک سنگ
صبح فردا /جنگ او /با /دلِ تنگ
می شُمارد/ روز و شب/ ها /را مست
پیرِ مردی/ با /دو /حلقه در دست !

۲۰ تیرماه ۱۳۹۱

——————————————

فکر میکنم به اندازه کافی در اکادمی حضور داشتم

پس لطف کنید و نگید کار اول را نقد نمیکنید

چشم به راه تمام نظرات هستم

از مبتدی تا حرفه ای

جولان ندادم درنظرات را به حساب بی ادبی نگذارید

که سیاست من در قبال ترانه هایم سکوت و لبخند هست

همیشه گفتم و باز هم میگم :

دست موافقینم را میفشارم و پای مخالفینم را میبوسم

—————————————–

ضربه ها رو مشخص کردم  برای سهولت در خواندن

شادزی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • حامد جان نمیشه در مورد ترانت چیزی گفت خیلی قشنگه واقعا میگم دایره کلمات بسیار خوبی داری موفق باشی @};- @};- @};-
  • واي خدا عالي بود خيلي زيبا بود عاشقش شدم اين دوبيت: قلبْ عاشق / لبِ از بوسه/ کبود رقصِ باران /در شبی /خون آ لود بيست بودند اما امومدن اين دوبيت رو بعدش دوست نداشتم حلقه هایی ساده / اما /زینتی تف به ذاتت زندگی/ی/ لعنتی البته به جا اومدن ، علاقه شخصي بود همين =D>
  • بوی بارون /توی شهرِ کودکی عطرِ چا یُ / آبنباتِ پولکی من اهل نقد نيستم اما كارت احساس خيلي خيلي با حالي داشت لذت بردم @};- =D>
  • خب حامد جان ترانه ت که توسط اساتید نقد شده! من فقط می تونم بگم خیلی خیلی از تصویرسازی ها لذت بردم و خصوصا با خوندن بیت اول حس نوستالژیک شیرینی بهم دست داد،Big Like :-) @};-
  • حس خوبي داشت
  • سلام آقا حامد حتما منو مي بخشيد كه اينقدر دير سراغ ترانه ي خوبتون اومدم يه گرفتاري خاص مانع شد اما خوشحالم كه از لذت خوانش ترانه ي زيباي شما محروم نشدم سبك كار شما رو خيلي دوست دارم و اميدوارم بيشتر ترانه به سايت ارسال كنين نظرات رو خوندم و ديدم كه اساتيد به همه ي نكات با ريزبيني تمام اشاره كردن و سهم من فقط لذت از كار شماست موفق باشيد و لبريز از حس زيباي ترانه @};-
  • سلام عمو جون این زیباتر سرودی افرین درود لایک
  • سلام حامدجان @};- خوندن ترانه اي ازتو حس خوبي بهم داد :-) مث هميشه اول ترانه روخوندم بعد نظرات دوستان. ودوباره ترانه روخوندم. كاراي متفاوتوخيلي دوس دارم.تغيير زبان ميتونه اززيبايي يه ترانه كم كنه. ولي تو اونقدرلطيف وملايم زبونو عوض كردي كه كارتو زيباتركرده.يعني من اينطور بهش نگاميكنم : قسمت اول كه ازكودكي گفتي زبان خودموني وبه عبارتي محاوره اي بود. و وقتي شخص بزرگ ميشه زبان هم رسمي ميشه. چقدر زيبا.... حلقه هایی ساده / اما /زینتی....اين بند رو هم خيلي دوس دارم ...واسم خيلي حرفارو به همراه داره. تف به ذاتت زندگی/ی/ لعنتی.....به كاربردن اين جملات كوبنده رو هم خيل دوس دارم توترانه ها. احساست خيلي ملموسه.در عين سادگيش خيلي عميق ونافذه. خلاصه اينكه برخلاف اخلاق تندت ;)) احساس خيلي خيلي دلنشيني داري! 8-> 8->
  • از همه دوستانی که قدم رنجه کردند و با حضورشون من رو شادمان کردند سپاسگزارم در پناه خداوند @};- خودم به شخصه از ساطوری که بروی ترانم کوبیدم راضیم اما رضایت من کوچکترین اهمیتی نداره و همیشه حق با منتقد هست @};-
  • مانده بر/ شلوار ها بارشی /بر /یک سنگ ترانه به این زیبایی فقط همین دو جا زبانت عوض شده منم با دوستان در رابطه با اینکه داستان ترانه ناگهانی و غیر منتظره عوض شده موافقم. درود بر تو شاعر @};-
  • saaaaaaaaaaaaalaaaaaaaaaaaam dadash khooobi bekhoooda naboooodam ta alan vaghti omadam taranatooo didam fekr kardam eshtebah omadam vaghti ax to didam goftam khabam vali na engar aftab az jaye dige dar omadh bekhoooda az eina begzariiim khooodaei ein chetaranei hast vase ma zarb moshakhas mikonii ma khooodemon ye pa ustadim khandh ;)) shookhiii kardam dadash vaghan ahsant =D> asheghe ein ghesmatam تف به ذاتت زندگی/ی/ لعنتی :-x laik
  • سلام خیلی زیبا بود . ممنون از دعوتت و خوشحالم این بار ازتون یه ترانه خوندم . شرمنده دیر اومدم =D> =D> =D>
  • قلبْ عاشق لبِ از بوسه کبود رقصِ باران در شبی خون آ لود مرسی از دعوتت. آفرین عزیزم. لذت بردم. بعد از مدتها اینجا یه کار با معنی خوندم. هرچند زود تمومش کردی. رو یه دوره باید بیشتر مانور میدادی. به منم سر بزن @};- @};- @};-
  • درود بر شما قبل از هر چیز امیدوارم منو بخاطر دیر اومدنم ببخشید :-( ترانه ی قشنگی بود ای کاش یکم طولانی تر بود 8-> @};-
  • سلام آقا حامد ترانتون بسیارزیبا بود لذت بردم. =D>
  • سلام حامد جون منم مثل تو عاشق نقد شدنم. شعرت واقعا میگم عالی بود اگه یکم تغیرش بدی به نظرم یه شعر موندگار میشه. منم البته به نوبه خودم نظرمو میگم که ممکنه غلط باشه. راستش بیتی که گفتی تیپْ ،مخمل /کیفْ ،چرمِ قهوه ای چتره مشکی /دوده تلخه نقره ای اصلا متوجه نشدم به نظرم وزن کارم کمی از بین رفت قافیه هم خوب نبود. دوم هم اینکه یه جا گفتی تف به ذاتت زندگی لعنتی به نظرم اگه اینقد تند نمیرفتی بهتر بود و یکم غیر مستقیم اینو با کلمات بهتر میاوردی خوب تر میشد مخصوصا کلمه تف رو. به نظرم شعرت در کل حس مثبت داشت که این بیت خرابش کرد. ولی در کل بهترین ترانه ای بود که تو اکادمی خوندم حس ایرانی بودن داشت یاد بچگی هام افتادم. منتظرم تو هم منو نقد کنی خدانگهدار @};-
    • عزیزم میشه با ذکر مرجع و صفحه مشکل قافیه من رو بگید تا بهتر بتونم مشکلم رو رفع کنم ؟ و وزن رو هم تقطیع کنید تا متوجه ایرادم بشم ؟ یه دنیا ممنون عزیزم @};-
      • سلام اگر فقط به خواندن ترانه اکتفا کنیم ممکن هست یک ایراد رو دوبار بگیریم/ پیشنهادم این هست که نقد ها هم خوانده بشه /این خیلی به درک کار کمک میکنه/ تیپْ ،مخمل /کیفْ ،چرمِ قهوه ای تیپ/مخ /مل/ کیف/ چر/ مِ../ قه /و/ای= ب ک/ب /ب/ ب ک/ ب ب /ب / ک/ب=ب ک ب ب /ب ک ب ب/ ب ک ب اختیار اشباع در مِ چتره مشکی /دوده تلخه نقره ای چت/ر /مش / کی/ دو /دِ /تل/خِ../ نق /ر/ای=ب ک ب ب/ب ک ب ب/ب ک ب اشباع در خِ == فاعلاتن/فاعلاتن/ فاعلن این از وزن/ تصویر هم اونقدر واضح و گویا هست که تعجب کنم/پوشش فصل جوانیِ این داستان این هست اما نقره= اسم قهوه= اسم ایراد قافیه ای من نمیبینم مگر متد جدیدی برای قافیه سازی امده باشه که من نمیدونم روی رو در هر دو مشترک داریم و حرکت قبلی روی هم مشترک هست/ الحاقی ها هم بیشتر با اهنگین شدنش کمک کرده و مثل ردیف عمل کرده/ مصرع اخر در بند ماقبل اخر هم کاملن احساس شاعر هست به اتفاقی که زودتر از ما میبینه و در بند اخر بیان میکنه/ من ایرادی نمیبینم اما حرف اخر:فرهاد مهراد اونقدر بزرگ بوده که من هم دلم بخواد ازش الگو برداری کنم حیف که نتونستم هنوز
  • سلام زیبا بود فقط توو یه قسمت زبان ترانه عوض شد..البته دوستانم اشاره کردن گل و لایی مانده بر شلوارها و مصرع بعد لایک @};-
  • حامد عزیز ترانتو خونده بودم...اومدم حالا نظر بدم....خوشم اومد خیلی....نشون دادی این همه نقدی که کرده بودی بی دلیل نبود ;)) ;)) ;))
  • ترانه زیبایی بود، اما به نظرم یه دفه داستان رو عوض کردی و حرفی که تو گلوت مونده بود رو به زبون آوردی، کاش یکم مقدمه چینی می کردی بعد "تف به ذاتت..." رو میگفتی، به هر حال تبریک میگم، کار خوبی بود، منو بابت جسارتم ببخش حامد جان @};-
  • سلام حامد عزیز. ترانه ی زیبایی بود بود دوست من. @};- @};- اما از اونجایی که خودت گفتی نقد کنیم منم اون چیزایی رو که به نظرم میرسه عرض میکنم خدمتت عزیزم: ۱. ترانه ات بسیار زیاد تحت تاثیر کار های فرهاد مهراده. به طوری که من در نگاه اول یاد فرهاد افتادم. البته در شروع ترانه نویسی این چیز خوبیه و مدتی طول میکشه که آدم سبک خودش رو پیدا کنه. ولی بلاخره باید پیدا کنه. ۲. مصرع (پایِ مادر /جون پناهِ / هر لگد) رو معنیش رو درک نمیکنم. اگر منظورت اینه که (مادر به من لگد میزنه) پس واژه ی (جون پناه) اشتباهه. اگر هم منظورت اینه که (پای مادر من را از لگد بقیه محافظت میکند) اصولا (پا) همچین توانایی ندارد. در کل واضح نیست. ۳. (قهوه ای) با (نقره ای) قافیه نیستند. ۴. زبان ترانه بین عامیانه و رسمی مردد بود. البته تلفیقی سخن گفتن خوب است اما در این ترانه این دوگانگی های توی ذوق میزد و خوب این کار را انجام نداده بودی. آقا بازم شرمنده. این ها صرفا نظر من بود. خوش باشی رفیق @};- @};-
    • امیر جان حس میکنم منظورش از پای مادر اینه که وقتی پای مادرو تو دعوا وسط می کشیم دیگه از لگد در امون می مونیم، مثلاً میگیم جون مادرت نزن!! هرچند شاید این حس با عبارت "پای مادر" خیلی خوب منتقل نشه!! :-)
    • امیره خوبم از دادن هرگونه کلید عاجزم تنها میتونم توصیه کنم اگر چیزی براتون گنگ هست مرحمت کنید یه دور دیگه هم بخونید اگر باز هم متوجه نشدید قطعا ایراد از ناتوان بودن من بوده... @};- از هر تصویر میشه به تعداد افرادی که ترانرو میخونن تعبیر داشت و اصلا مهم نیست تعبیر شاعر چه چیز بوده ترانه پس از قرار گرفتن در سایت دیگر فقط از برای من نیست و همه مالک این ترانه اند @};- ------------------------------------------------------------------- اما یه سخن به تمام عزیزانی که قدم رنجه کردند تغییر زبان کاملا تعمدی بود و اگر مورد پسند نیست قطعا ایراد از ناتوان بودن من بوده در امر سرایش @};-
  • سلام حامد... @};- @};- @};- ترانه ي خوبي بود اما موضوع تو اين چنتا پاره حقيقتش جواب نميدادووالبت به نظر من...يه هو از بچگي به پيري و از دست دادن عشق... :S :S دو تا پاره ي اول خوب و نستالژيك بود اما مابقي يه هو تلخ شد... قلمت هميشه نويسا دوست عزيز...توقع بيشتر از اينهاست. @};- @};- @};-
  • زیبااااا بود... من در حد نقد در باره ی این ترانه نیستم.من رو یاد ترانه های زیبای شهریار میندازه.. تنها میتونم بگم که شما در ترانه سرایی استادی @};-
  • کار همون خط کشه س،من که خوووب میدونم ;)) ;)) ;)) کاملن فضاش با ترانه های قبلی که ازت خونده بودم فرق داشت و بی نهایت دوس داشتنی بود............بی نهایتاااااا،دیگه تحریممون نکن بازم ترانه بذار لطفن @};- @};- @};-
  • ممنون. زیبا بود یاد کلاس اول رفتنم افتادم. اشک زد تو چشام. یادش بخیر قشنگ ترین شعر دنیا آب بابا بابا آب (پناهی) =(( @};- @};- @};-
  • دلنشین و لطیف موفق باشید :-) @};-
  • زيبا بود ياد بوي عيدي بوي توپ افتادم چقدر اين كارهاي احساسي به دل آدم ميشينه بعضي كارها فقط بايد خونده بشن نيازي به نقد نيست همينكه به دل ميشينه خوبه مرسي =D> لايكككككككككك
  • سلام حامد دیشب طی کامنتها عرض کردم که متفاوت بودن شما در جهت صاحب سبک شدن بوده و این خواسته ی قلبی هر نویسنده ی گوش به زنگه تا اول خودشو بشناسه تا این توانائی رو داشته باشه که درقالب و لباس خودش جوابگی مخاطبهای گوناگون باشه با خوانش اول احساس درگیر یه سری تصویر پرتابی میشه که حضور خودشو دربرهه های مختلفی که ارائه دادی به طور پی در پی با حالو هوائی متفاوت حس میکنه انگار که تو تابستون دچار بارندگی شدید بشی با شروع ترانه من یه دوش تصویر گرفتم وخودمو وسط تصاویر به بند کشیده شده ای که بسیار ملموس و برجسته بودند حس کردم بازی که شما با ضرافت شروع کردی در خفا همین درگیری و یا رویارئی خود مخاطب با خودش و افکارش بود ک این منو به وجد اورد رویاروئی در شعر و تصویر و گویش رخ میده اما این که به نرمی با خودت و گذشته روبه روشی یه کار دیگست که باید بتونی به خوبی از پسش بربیای و این حس رو به مخاطب منتقل کنی نوستالزی درونی کار و پریشانی رو که حساب شده به تصیر کشیده بودی برای من قابل درکه اما باید یه جمع بندی کوتاه داشته باشی از نظر من تغیر زبان در یک کار قطعا باید بیانگر از بین رفتن صمیمیتها باشه و قتی داری چند دهه رو پشت سر هم به تصویر میکشی اونم با استفاده از یک کلمه در دو شکل نوشتاری متفاوت . وزنش ک وزن مورد علاقت بود بهت تبریک میگم مردِ تنها /بارشی /بر /یک سنگ صبح فردا /جنگ او /با /دلِ تنگ می شُمارد/ روز و شب/ ها /را مست پیرِ مردی/ با /دو /حلقه در دست ! زمان حضوربر مبنای چه اتفاقی باید سنجیده شود؟ اینجا برای من فلسفه ی اشراق تداعی میشه که از بالا سایه ای زخم خورده به همه چز نگاه کرده و خواسته هات در این بند فیلتر شدن و فقط جمع بندی تصاویر بود در نگاه اول و سطحی مجموعه ای از تصویرهای پرتابی بود و در نگاه عمیق تر اندیشه ی که بر بستری ملموس به سمت مخاطب هدایت میشد قابل احترام هردو بی وضو به کابین درد سلام کردیم دردها ئی که از منو ت زخم برداشته اند هیچ دیده ای بارانی تر از مانیست فردا که افتاب سرزده برسد بزمی برپاست و چشمهی باران خورده قطعا از اسمانی دیگر امده اند پس بخند تاریکی را فراموش کن تفاوت یعنی لبخند بی صدای من و تو .............................. با احترام @};- @};-
  • خب خیلی خوشحالم که انتظار به سر رسید و بالاخره ترانتو خوندم و کارتو دیدم @};- آفرین خوب اومدی و تو دل مخاطبات نشستی گفتنی ها رو دوستان زحمت کشیدن و مجید شمس حرفای منم زد @};- زیاد منتظرمون نزار واسه کار بعدیت @};-
  • عالي بود...لايك
  • حامد عزیز ترانه ای خوندم که من رو به دوران کودکی برد و همه احساسات کودکی را زنده کرد @};- میدونم که جسارت بخوام نقد کنم وقتی منتقد نیستم و تنها نظر میدم :-) شروع ترانه بی تعارف من را یاد ترانه " کودکانه " شهیار قنبری انداخت و میدونم که کم علاقه نداری به ایشون و زنده یاد فرهاد :-) اما نمیگم دنباله رو بودی چون میشناسمت @};- @};- @};- تصاویر گویا و دوس داشتنی بودن کار صمیمی و زیبائی بود و اما در بعضی بندها زبان ترانه تغیر میکرد و تغییر جوری نبود که به چشم نیاد @};- رقصِ باران /در شبی /خون آ لود گل و لایی ،مانده بر/ شلوار ها سینه مالی، پشته آن/ دیوار ها ....................................................... در کل ترانه بوی خاطره میداد و نظر من اینه کحه ترانه ای که بتونه به ذهنو قلب مخاطبش راه پیدا کنه یک ترانه خوبه و من دوس داشتم ترانتو :-x با امید بهترینها @};-
  • سلام... ترانه بسیار زیبایست...آموختم دوست عزیز @};- بدرود @};-
  • آقای تقی خواه... خب حضور دوستانم پای این ترانه به قدر کافی قوی و موثر بود....من هم نظری کم و بیش نزدیک به سایر دوستان دارم...از نیمه ی کار به بعد زبان ترانه عوض شد...بارون -------- باران ضربه ی کار از نظر من کم بود.تنها در پاره ی آخر کار بود... من این قسمت رو زیاد دوست نداشتم که نظر کاملا شخصیه...«تف به ذاتت زندگی/ی/ لعنتی» ولی کار فوق جدیدی بود و لذت بردم.تعجب میکنم من شما رو خیلی در آکادمی می بینم...چطور این ترانه ی اول شماست؟؟؟ :-S عذر خواهم که دیر کردم.لایک رفیق @};- بامهر.پهلوان
  • حامد عزیز @};- @};- فوق العاده است @};- بهت نبریک میگم برای این توانایی @};- لایک @};-
  • كار به اندازه ي كافي قوي بود...منون :-)
  • سلام حامد عزیز.....مثل خودت عاااالی بود.... لایک...
  • سلام حامد عزیز روی نقد شهاب اتشزاد چیزی نوشتن جسارت زیادی طلب میکنه و من مجبورم موازی و در فرم کارت صحبت کنم/ اولن وزن کارت بدون کوچکترین تنش و ایرادی صحیح هست و استفاده از موقعیت واژه هاست که مخاطب رو به چالش و اشتباه میبره/ پی در جواب نقدی که به وزن کارت شد من عرض میکنم فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلن وزن این کار هست و در بند اخر برای ضربه بیشتر شده فاعلاتن /فاعلاتن/فع لن از وزن بگذریم که ایردای دران نیست/ اما این چیزی که من میبینم و این زبان که چیزی نمونده مالکش بشی یعنی خطاهای سهوی که شهاب اشاره کرد. تو به زودی سبک و زبانت رو بدست میاری/ داشتم فکر میکردم حالا که فرهاد و فریدون نیستن چه گزینه ی خوبی برای اجرای این گفتار داریم؟ من گزینه ای ندارم شاید خودت داشته باشی .البته در این حیطه اعتراف میکنم بی اطلاع هستم و به روز نیستم. اما تاکید میکنم کسی از پس این تاکید ها بر میاد که فرهاد مهراد ثانی باشه/ تغییرات در بند ها کار هر کس نیست و این نشون از هنرت داره و توانایی و شاید غرق شدن در سبکی خاص شاید در گام بلوز پرتاب های زمانی هم قوت کار هست و هم ضعف کار/ قوت از این نظر که ضربه ها نوعی لفاظی رو به کهولت رو تداعی میکنه و ضعف از این دید که یه سریال 10 قسمتی رو در 6.7 قسمت ساختی / یه جاهایی از زمان نقش های کمرنگی میبینم / اما در نهایت موفقیت با تو بوده/ من خیلی دلم میخاست در اولین کارت لت و پارت کنم اما فکر میکنم انصاف و شرافتم زیر سوال میره/ یکسری تصویر هم داری که مخاطب خاص اونها رو میبینه واین خوبه امید وارم تو لباسات رو گلی نکنی/ بهترین روزها و بهترین مکانها رو برات ارزو میکنم و فکر میکنم کمتر از چند شعر دیگه تو به زبان و سبکت میرسی/ خیلی از خوندن ترانت لذت بردم اما در ارسال این ترانه ادیبانه به مجمع های ادبی تمام اسلش ها رو حذف کن تا ببینیم هنرمند کیست و چگونه از پس خواندن این شعر بر می اید /اما در این محیط اماتور وظیفه داری خوانش صحیح رو به دوستانت القا کنی... دوست دارم لعنتی
  • سلام دوست عزیز کار یک دست و موزون و خوبی بود به خصوص فضاسازی هاش و حال و هوای خاص روزهای تکرار نشدنی زندگی همه ی ما که با قلم زنی شما و لمس حس تک تک این فضاهای ملومس مخاطب رو ناخودآگاه به خاطرات گذشته بر می گردونه . اما حس کردم زبان خیلی کم در بعضی جاها محاوره و رسمی می شه که به عقیده ی من باید اصلاح بشه . جسارتن انتظار داشتم در اخر هدف از فضاسازی ها رو متوجه بشم پایان بندت رو دوست داشتم اما انتظار دیگه ای داشتم که زنجیره ی کلامی این اثر منو به جایی که باید نرسوند تصویرساز های رو که کنار هم بذارم مثل یک داستان می شه که با فضاهای حسی در حال پرداخت هست پایان این داستان پیرمردی با حلقه هایی در دست! و زیبا اما بیشتر توضیح می خواستم براش امیدوارم منظورمو رسونده باشم .و از نقد من ناراحت نشید دوست گرامی @};-
  • سلام حامد عزیز قلم نقد ندارم و فقط لذت می برم لایک عزیزم موفق باشی @};- :-x
  • رقص باران در شبی خون آلود... آفرین
  • مرسی کار زیبایی بود ولی کاش ریتم و ضربه ها رو نمی دادی تا بتونه هر کس ملودی خودش رو در ذهن بسازه
  • حلقه هایی ساده اما زینتی تف به ذاتت زندگی لعنتی شلام حامدجون!مرسیییییییی بابت این ترانه ی فوق العاده ت من که واقعن دوسش دارم وتمام تصاویرش رو هم توخیالم مجسم کردم وهم حسشون کردم .عالی بود عالی ولایک @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام حامد عزیز. کارت خیلی دوس داشتم و عالی بود. تنها چیزی که کمی تو ذوقم زد تغییر زبانش بود. درسته که اینم یه سبکیه ولی خیلی نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم. مشکل از منه ;)) @};- @};-
  • زیبا بود یاد شهریار قنبری افتادم +لایک
  • سلام کارتو خیلی خیلی دوس داشتم... چقدر خوب پرداخت شده. از ابتدا تا انتها انقد راحت آدمو با خودش در گیر می کنه که انگار نه انگار خواننده ی این اثرم. آدمو پرت می کنه تو حال و وای خودش. پایان بندی کارتو هم مثل باقی قسمتای کارت خیلی زیاد دوس داشتم.... پیرمردی با دو حلقه در دست! خیلی قشنگ ضربه رو زد. واقعا نمی تونم بیت خاصی رو مشخص کنم و بگم بیشتر دوسش داشتم همه بیتات زیبان. فقط یه کم تغییر زبان واژه ها رو دوس نداشتم. یعنی حس کردم از بیت دوم بند سوم یهو زبان کار رسمی شد. دیگه اینکه مدل نگارش: چتر ِ مشکی، دود ِ تلخ ِ نقره ای.... پشت ِ آن دیوارها.... چرا از "ه" استفاده کردین برای نشون دادن کسره. و این جدا کردن واژه ها با اسلش رو هم دوس نداشتم... خصوصا جایی که بین کار و نامه فاصله انداخت. به نظرم باید درست خوانی رو به خود مخاطب واگذار کنیم و بهش اعتماد کنیم که می تونه. کارت واقعا محشر و لذت بخش بود مرسی لایک @};- @};-
  • سلام دوست عزیز ترانه ت یادآور کودکی هامونه.همیشه باشی برادر در سایه خداوند
  • خواندمت با مهر....احسنت... @};-
  • سلام گرامی.. چقد شروع ترانه ت ناز بود.. اما کاش پایان بندی دیگری داشت.. من را هم یاد شهیار قنبری انداخت.. کار فهمیدن زن/کار تمام وقت من/کار خوبه سر زدن/از عطر تو سر رفتن... من این زبان را دوست دارم..درود...
  • سلام دوست عزیزم @};- ممنون از این گلگشت باصفا(البته جای آقای صفا خالی! :-) ) قبل از هرچیز فلسفه استفاده درهم کلمات رسمی و محاوره رو متوجه نشدم:مثلاً «بارون» بند اول و «باران» بند چهارم...! کلاً دو تا واژه غیررسمی بیش تر به کار نبردین:بارون و جون پناه...پس،از این مورد جزئی می گذریم... القای نوستالژی، تکنیک درگیر کننده خوبیه و برانگیزنده مخاطب از همون اول کار...هر بند ترانه متشکل از زنجیره نماهاست (پلان های منفصل)که در حرکت طولی متن تا حدودی با هم جفت و جور می شن...کمی به هم ریختگی توی پلان ها دیده می شه ؛یعنی این نماها به طور دقیق بین بندها توزیع نشده ن...بین بعضی از بندها هم بست یا رابط پیش برنده وجود نداره و توصیف صحنه ها به صورت موازی پیش می ره...این آشفتگی،بخصوص توی پایان بندی -که تا سطر آخر خبری از تحول مورد انتظار نداره- توی چشم می زنه...ضربه زمانی سطر آخر یهو مخاطب رو -که همراه با موج ترانه به درون سیر کرده به خود میاره...سفری از برون به درون با قطار نوستالژی!اصولاً افرادی که با نیمکره راست مغزشون راحتن می تونن با جست و خیزهای تصویری ترانه همراه بشن!البته یه صدای بم اما تراشیده به همپوشانی تصویرها خیلی کمک می کنه...(چون صدا روی کانون نگاه اثر می ذاره و می تونه تصاویر دریافتی رو جمع یا باز کنه...)از نکات مثبت این ترانه می تونم به انتخاب عالمانه واژه ها و گشودن ماهرانه راز دراماتیک حادثه اشاره کنم...قصه مکرر و در عین حال همیشه تازه و تلخ جدایی...!کارکرد تصاویر ترانه تون به اندازه ای تأثیرگذار هست که به شما دست مریزاد بگم... به امید شنیدن و زمزمه کردن ترانه هاتون ایزد بانوی سرود پشتیبان شما @};-
  • عالی بود. قصه رو خوب شروع کردی و خوب تموم. خیلی دوس داشتم ترانه رو @};- @};-
  • واقعا زیبا بود رفیق و استاد من. بخوصص من از سه بیت آخر خیلی خیلی خوشم میاد به لحاظ معنی و مفهومش. وزن که جای خود داره!
  • سلام حامد جاتن..با اینکه کم پیدای و نمیای ولی ترانت عالی بود..خیلی لذت بردم و ممنونم +لایک @};-
  • بسیار عالی بود حامد جان سیر زمانی خیلی قشنگی رو تو ترانه جا دادی که دلنشین کرد کارتو ، مخصوصاً تصویرشازی ابتدای کارت مثل : عطرِ چا یُ / آبنباتِ پولکی ، تیپْ ،مخمل /کیفْ ،چرمِ قهوه ای و ... اما حس کردم وزن کار تا انتها ثابت نموند ، نمی دونم من نتونستم خوب با اون /ها ارتباط برقرار کنم یا از عمد وزن رو یه کم تغییر میدادی!! ولی در کل اگه کار اولت بود واقعاً لایک داشت... =D> @};-
    • عباس جان در این اکادمی رسم بر این هست که اولین ترانه ای که منتشر میشه رو نقد نمیکنند و درخواست من تنها به این معنا بود که با این وجود که اولین ترانه من در این سایت هست من رو از نظرات خوبتون محروم نکنید @};- ( عذر میخوام بابت حضورم در نظرات )
      • خواهش می کنم حامد جان به نظرم تو مختاری هر زمان که صلاح دونستی در مورد کارت نظر بدی و هیچ آدابی و ترتیبی رو نمیخواد مد نظر قرار بدی، حداقل در جواب نظرات من آزادی عزیز... :-) در مورد وزن خیلی پایبند عروض نیستم و چیزی که میخونم برام مهمه نه چیزی که تو کتاب ها بهش اصرار می ورزن و خب احتمالاً اشکال از من بوده که درست نتونستم ریتم کارتو بگیرم ، شاید اگه یکی بخونتش بهتر متوجه وزنت بشم. اما در مورد نقد خیلی موافق این رسوم دست و پاگیر نیستم چون وقتی اثری نقد نشه حلاجی نمیشه و تفکر خالق اثر پرداخته نمیشه ، چه اثر اول باشه چه کتاب پنجم!!! چون اثر فقط متعلق به خالقش نیست ، قراره آدم های زیادی باهاش درگیر بشن... به خصوص اینکه خودتم گفتی "نگید کار اوله نقد نمی کنید!!" هدف من هم از نقد تو یا هر کس دیگه مسلماً قوی تر شدن کارش و پیشرفت تو این زمینس... موفقیت و پیشرفتت رو آرزومندم... @};-
  • سلام حامد جان به آکادمی خوش اومدی :-) نقد واسه ترانه های بعدی ;)) نه نه ... میگم ایهیم ایهیم ... خیلییییی قشنگ بود و کلی منو یادِ شعرای شهریار قنبری که همشونو دوست دارم انداخت !! توجه: این کار نقد ندارد !!! ;)) @};-
  • درود جناب تقی خواه و اما ترانه تون فوق العاده بود... نقدش با اساتید من فقط یاد میگیرم...با آرزوی بهترین ها @};-
  • من در حدی نیستم که از ترانه زیباتون نقد کنم :-S من فقط لذت بردم و یاد گرفتم =D> =D> =D> @};- @};- لایک
  • @};- @};- @};- فقط فدا مدا
  • درود حامد جان آمدم و دوباره خواندم .. همیشه شاد تقدیم با مهر @};-