دوباره غم گرفته

دوباره غم گرفته خونه ی قلب تنهام

یه عالمه سکوته حرفای روی لبهام

خدا داره می میره این دل پاره پارم

حالا دیگه گذشته خنده ی نیمه کارم

به دست اون سپردم این دلِ بی گناهو

از خوشی من گرفتم این دلِ سر براهو

با اینهمه هنوزم چشمای من به راهه

بدون اون می میرم دنیای من تباهه

ثانیه های بی اون برای من یه ساله

کاش میومد دوباره ولی اینم خیاله

صبرم دیگه تمومه تا کی طاقت بیارم

راهی دیگه ندارم امشب بازم بیدارم

می سپرمش به دست خدای مهربونم

با اینکه تلخ دوری باز منتظر می مونم

۱۹/۰۴/۹۱ ساعت ۱۲شب

از این نویسنده بیشتر بخوانید: