فریاد خاموش

این ترانه رو تقدیم می کنم به کسیکه با این یـه بیت تمام لحظه های زندیگم رو پر از سوال بی جواب کرد ؟!

من چه گویم تو را” نازکی آن طبع ” لطیف

تا به حدیست که” آهسته دعا نتوان کرد ”

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فریاد خاموش!

چقد نازک̖ طبع ̖ من  ، نتوستم  ی همراه شم

نبود فریاد  توو احساسـ́م ، شدی باری روی دوشـ́م

 

منــو آهسته می دیــدی ، پــ̓ر از آتیش عشق ̖ تو

واسـ́ت حتما سوال بوده ، چرا اینگونه خاموشم

 

تو اون دنیای چشمات من ، دیدم درگیر دنیایی

همین درگیریـا بس بود، بگی میشی فراموشم

 

تـورو دیـدم تـوو راهـی که ، مسیر رو به فرداتـــ ̖  

تو این راه جدا از من ، چرا بیهوده می جوشم

 

هزار و یک سوال از تو ، برام  تو سینه خاموشـ ̖

با این بغض نفس گیرم ، هنوز عشقت نمی فروشم

 

برام وقتی نبود از تو ، فقط یک بار که تنها شیـم

ببین بی تو  توو این خلوت ، هنوز یادت توو آغوشم

 

فراموشم بـ̕کـ̕ن شاید فـ́راموشم بشی روز ی

تو این راهی که تو نیستی گـ̕ذشت عقل از سر ̖ هوشـ́م

 

ببین از تو برام چی موند که تنها دل خوشیم باشه

همین رخت سفیدی  که ، به نـــام مرگ می پوشم

 

حسین خزایی

۱۳۹۲/۰۱/۰۵

ساعت : ۲ بامداد

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

984
۵۳

  • @};- @};- @};-
  • سلام. خیلی این کار رو دوست داشتم.مرسی. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیزم ببخشیدچنین جسارتی میکنم ولی حس میکنم کار ازقالب ترانه اومدبیرون بیشترشبیه به یه غزل زیباشد ولی درکل من خیلی دوست داشتم ومی پسندم @};-
    • محمد جواد جان درسته .. برای اولین بار سعی کردم خودمو در قالب غزل ترانه محک بزنم که بطور باید و شاید نتونستم اصول کار و پیاده کنم . با نظرات و راهنمایی های دوستان نهایت تلاشمو میکنم . سپاس از حضور نازنینت. @};- @};-
  • درود بر شما و سپاس از ترانتون جناب خزايي @};- @};-
  • سلام حسین جان ترانه ای رو تو قالب غزل گفتن خیلی سخته جسارتا عرض کنم که بعضی جاها ریتم ترانه از اون سادگی و روانی خارج میشه و من با خوندنش مشکل داشتم البته من منتقد خوبی نیستم @};- @};-
  • درود جناب خزایی زیبا سرودین بهارتان جاویدان @};- @};-
  • درود @};- @};-
  • لذت بردم ممنون @};-
  • درود جناب خزایی ممنونم از دعوتتون ترانه ی خوبی بود . نظرات دوستان رو هم خوندم و حرفی برای گفتن نمونده. پیروز باشید @};-
  • خزایی عزیز غزل ترانه ات را خواندم ایرادات سهیل جان و کریم عزیز را هم به جا می بینم کارت خوب است جانمایه تراته سرایی مشهود است .بازخوانی و اصلاح لازمه ترانه خوبه موفق باشی
  • درود بر حسین عزیز کار زیبایی بود عزیزدل فقط فک کنم گاهی دجار دوگانگی زبانی شده بودی تو این ترانه و همین امر یه خورده تو کار به چشم میومد و تو ذوق میزد در کل کار زیبایی بود @};-
  • =D> =D> زیبا بود حسین عزیز @};- @};-
  • سلام جناب! اول اینکه بیت آخر رو خیلی دوس داشتم @};- و بعد اینکه با نظرات بقیه موافقم، بعضی مصرع ها ناقص اومدن و من جسارتا تغییرشون دادم تا به زبان خودم بخونمشون: چقد نازکِ طبع من، نتوستم یه همراه شم نتونستم بگیرم باز، غم دنیاتو رو دوشم منــو آهسته می دیــدی که لبریزم از آتیشت واسه ت حتما سوال بوده، چرا اینقدر خاموشم؟ توی دنیای چشمات من، دیدم درگیر دنیایی همین درگیریـا بس بود، تا کردی باز فراموشم تـو رو دیـدم تـو راهـی که، مسیر رو به فرداتـه تو راهی که جداست از من، چقد بیهوده می کوشم هزار و یک سوال از تو، هنوز تو ذهن من مونده ولی بازم به این دنیا خیالت رو نمی فروشم شاید فرصت نشد یکبار، فقط یکبار تنها شیـم ولی با فکر آغوشت، هنوزم گرمه آغوشم فراموشم بکن شاید فـراموشم بشی روزی تو این راهی که تو نیستی گذشت عقل از سر و هوشم ببین از تو برام چی موند که تنها دل خوشیم باشه همین رخت سفیدی که، به نـــام مرگ می پوشم بازم گستاخی منو ببخشید، قبلن ها اینقدر گستاخ نبودم ;))
    • طاهره جان سپاس از حضور نازنینت. خوب شاعره گل تو این ویرایش هم مشکل وزنی داری . خوب از لطف منونم . حس شاعرانگیت همیشه ستودنی بود . حتما ویرایش می کنم و مجدد منتشر میکنم.
  • سلام داداش حسینِ عزیزم اول از همه بگم کار سرشار از احساسِ ولی احساس کافی نیست اونم برای غزل ترانه...حسین داداش غزل ترانه قالب ساده ای نیست وبقول خانم موسوی سختیای خاص خودش رو داره هرچند اگه بشه مشکلات رو در این قالب به حداقل رسوند کار بسیار خوندنی از آب در میاد بنظر من موفقیت نسبی کسب کردی تو این قالب سخت یکی از مشکلات همین دوگانگی زبان هست که تو اکثر غزل ترانه ها میشه دید حتی در بعضی موارد کسی که شعر و میگه میل میکنه به زبان معیار..مثلا: ناله ز درد هجران وای از غم جدایی فکر وداع باید از روز آشناییِ چاوشی رو گوش بده البته فقط به عنوان یک آشنایی و نه الگو و... ---------------------------------------- من نظرات سهیل پیلتن و کریم عزیز وخانم موسوی رو کامل خوندم هرچی بخوام اضافه کنم تکرار مکرراتِ پس زیاده گویی نمیکنم ----------------------------------------- چقد نازک̖ طبع ̖ من ، نتوستم ی همراه شم نبود فریاد توو احساسـ́م ، شدی باری روی دوشـ́م چقد نازکِ طبعِ من،شروعِ طوفانی میتونست باشه برای یک غزل ترانه ی فوق احساسی ولی از نیم مصراع اول تقریبا مسیر کارت رو به مسیرای دیگه بردی واین خیلی حیفه داداشم نازک طبعی---همراه نشدن وکم اوردن--فریاد نداشتن در احساس (یا همون احساس قوی نداشتن).سر بار شدن ارتباط معناییِ پراکنده ای بین نیم مصراع ها وجود داره که این نمیزاره ارتباط درستی با مخاطب برقرار بشه مثلا همین نازک طبعی با نبودن فریاد در احساس که کنایه از احساس قوی نداشتن هست در تضاد معنایی ان واین برای خواننده قابل قبول نیست ---------------------------------------------- سایر موارد هم مثل هنوز عشقت نمیفروشم با دوستان موافقم ----------------------------------------- البته نقطه ی مثبت غیر از حس قوی این بند پایانی هم بود که بسیار زیبا گفتی ببین از تو برام چی موند که تنها دل خوشیم باشه همین رخت سفیدی که ، به نـــام مرگ می پوشم =D> =D> -------------------------------------------- ممنونم وقت گذاشتی حسین عزیزم @};-
    • رسول جان سپاس از وقتی که گذاشتی و حسن توجه و نکته نظراتت. همه با آموزه های همه ی دوستان نازنین که در پای خوانش این اثر با نکته نظرات به جا و صریحشون منو متوجه نقطه ضعفام کردند . با ویرایش و بازبینی همین اثر آموزه های رو به کار می گیرم. درود بر حسن توجه همه شما. @};- @};-
  • سلام حسین عزیز آفرین این خیلی خوبه که خواستی توو قالب غزل ترانه بگی ولی این سبک سختی های خاص خودشو داره وباید اینو در نظر داشته باشی که همون طور که سهیل و کریم عزیز گفتن قواعد دستوری مثل متمم و حروف اضافه ظاهرن اهمیتی ندارن ولی توو انتقال مفهوم و استخون بندی شعر نقش بسیار بسزایی دارن دوست عزیز یه مثال می زنم ببین بی تو توو این خلوت ، هنوز یادت توو آغوشم این مصراع بدون فعل گنگ و ناتموم مونده چون بار اصلیه یه متن ادبی چه نثر و چه نظم روی فعله می تونستی اینجوری بگی ببین مونده هنوز یادت ....توو این خلوت توو ،آغوشم یا توو مصراع...با این بغض نفس گیرم ، هنوز عشقت نمی فروشم..راستش با این مصراع یاد اشعار دوست گلمون جناب ثعلبی عزیز افتادم که با اینکه ذهن پویا و بسیار شاعرانه ای دارن ولی با رعایت نکردن همین قواعد خیلی ساده ترانه ها و اشعار زیباشون اونطور که شایسته هست دیده نمیشه به طور مثال اینو میشه اینطور نوشت با این بغض نفس گیرم ...من عشقت (رو ) نمی فروشم ..اصلن کاری به پرداخت و مفهوم ندارم فقط توجه کنید که آوردن (را ) که بسته به زبون ترانه مثل اینجا که ( رو ) آوردم چقد توو زبون ترانت تاثیر میذاره باز جسارتن توو مصراع..واسـ́ت حتما سوال بوده ، چرا اینگونه خاموشم....دوست عزیز میدونیم که (واست ) یه کلمه ی ی محاوره اییه خیلی بهتر بود که در ادامه از (اینگونه )استفاده نمی کردی چون ایجاد دوگانگی زبان می کنه میشد به جاش مثلن بگی ..چرا غمگین و خاموشم ...یا ..چرا اتیش ِ خاموشم ببین از تو برام چی موند که تنها دل خوشیم باشه همین رخت سفیدی که ، به نـــام مرگ می پوشم =D> =D> =D> آفرین این بیت رو خیلی دوست داشتم ..جسارت من رو ببخشید دوست عزیز وامیدوارم مثل کارای قبلتون شاهد ترانه های زیباتری از شما باشیم ...به امید موفقیت @};- @};- @};- @};-
    • بانوی بزرگوار سر کار خانم موسوی عزیز ، دقیقا حق با شماست . با توجه به نکته نظرات سهیل و کریم عزیز و دیگر دوستان و شما استاد بزرگوار در این اولین تجربه غزل سرایی کوتاهی های زیادی داشتم و قواعد و چارچوب این سبک چه از نظر کاربرد واژگان و از چه از نظر تالیف بطور باید و شاید رعایت نکردم . اشناء الله با استفاده از نقطه نظرات اساتید ارجمند یچون شما و دوستان همیشه همراه اثر سالم تر و مخاطب پسند تری ارائه بدم سپاس مجدد از حسن توجه و حضور سبز شما. @};- @};-
  • خوندم :-)
  • سلام ترانه زيبايي بود موفق باشيد
  • سلام جناب خزایی.ترانه ی خوبی بود.دوستان هم به درستی به برخی موارد اشاره کردند.سپاس از دعوتت @};- @};-
    • کامیار جان با سپاس از شما و همه دوستان نازنین که با صراحت کلامتون من و متوجه نقطه ضعفهای اثرم کردید. حتما بررسی و رفع می کنم. @};-
  • حسین عزیز درود فکر کنم کمی نیاز به پرداخت داشته باشه ، بعضی جاها معنی ابیات ملموس نیست و انگار برای پرکردن آمده اند و قافیه ها برای رفع کمبود قافیه . درهرصورت مانا باشی . =D> @};-
  • سلام حسین جان ممنون کار زیبایی بود مرسی
  • سلام آقای خزایی ترانه زیبایی سرودید با آرزوی موفقیت بیشتر . . . @};- @};- =D>
  • سلام حسین عزیز کار زیبایی بود لذت بردم از ترانه زیبات @};-
  • درود جناب خزایی عزیز کار زیبایی ازتون خواندم به نوعی ترانه در قالب غزل نکاتی که به نظرم رسید رو با احترام عرض میکنم: اولین چیزی که تو این ترانه به چشم میاد دوگانگیه زبانه برای مثال اونجا که فرمودین : چرا اینگونه خاموشم در زبان عامیانه ای که قالب کارتون هست نمیگنجه بعد اونجا که فرمودین : با این بغض نفس گیرم ، هنوز عشقت نمی فروشم- هنوز عشقت نمی فروشم معنی نداره بهتره این قسمت رو عوض کنین و اونجا که فرمودین: بین بی تو توو این خلوت ، هنوز یادت توو آغوشم - باز هنوز یادت تو اغوشم معنی نمیده میتونید اینجوری تغییرش بدین که : هنوز هستی تو اغوشم از بیت پایانی کارتون خیلی خوشم اومد واقعا زیبا بود ببین از تو برام چی موند که تنها دل خوشیم باشه همین رخت سفیدی که ، به نـــام مرگ می پوشم ازتون سپاسگزارم قلمت پرمهر @};-
    • سهیل جان سپاس از صراحت و صداقت کلامت در نقد اثر بنده . حتما مورد بررسی قرار میدم .
      • درود بر تو حسین عزیز.آقا سهیل در مورد دوگانگی وبی معنی بودن به دو مورد درست اشاره کرده که در واقع شما با تکمیل نکردن جملات با فعل یا حرف(اضافه-ربط) مرتکب ضعف تالیف شدی. مثلا در " هنوز عشقت نمی فروشم" شما نمیتونی حرف "را" رو بعد از عشقت حذف کنی یا در "هنوز یادت توو آغوشم" که فعل "مونده" یا یه چیزی مثل این رو حذف کردی که موجب عدم انتقال صحیح مفهوم شده.موفق باشی
      • با احترام به نظر سهیل عزیز و شما دوست همراه حتما مورد بررسی مجدد قرار می دم . . سپاس از نکته نظر و حسن توجه شما.
  • شعر زیبایی بود آقای خزایی @};-
  • ممنون جناب خزایی @};-