یه روزی

شعر من دراینجا یک حکایته
تمامی بیتاش یک شکایته
ام آر تی را ببخشید جسارته
حرف راس تلخه اما گفتنیه
یادمه حرفام برات مهم بودند
کدومشون برات مبهم بودند؟
من که تو راه عاشقی
همه چیزو باختم برای آدمی
که زندگی براش یک تجارته
منو ببخش اما همش حقیقته !!!
یه روزی دنیات بودم
همه چیزو رویات بودم
یه روزی چشمات بودم
همه ی باورات بودم
یه روزی همراهم بودی
مونسو غمخوارم بودی
یه روزی ماچم میکردی
از ته دل نوازشم میکردی
یه روزی صدام میکردی
تکیه گاهم، نگام میکردی
یه روزی دستمو گرفتی
چی شد که حالمو گرفتی؟
الان رسیدم به ته خط
یه چشم خون و یه چشم اشک.
دیگرنمی توانم که بنویسم
نه دستام رمقی دارند و نه کاغذ.
بدرود
خط پایان: ——————————————————————–

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام ممنون از دعوتتون @};- ترانه تون احساس قشنگی داشت به توصیه های دوستان توجه کنید مطمینم میتونید کارهای زیباتری ارایه بدید @};-
  • درود دوست عزيز براي خلق يك اثر زيبا احتياج به فضا سازي داري كه من در ترانه تون كم ديدم و زبان ترانه يعني ساده نويسي اما نه به اين حد یه روزی همراهم بودی مونسو غمخوارم بودی یه روزی ماچم میکردی از ته دل نوازشم میکردی یه روزی صدام میکردی تکیه گاهم، نگام میکردی یه روزی دستمو گرفتی چی شد که حالمو گرفتی؟ اين متن ترانه شماس وازت ميخوام مطالعه تون رو يشتر كنيد و انشالله در اينده ترانه هاي پر بارتري از شما ببينم ببخشيد جسارتم رو پر ترانه بمانيد
  • محمد رضا جان قبل از شروع هر ترانه اولین گام و مهمترین گام اینه که بدونی از چی و در چه فضایی می خوای بنویسی . موضوع .. سبک .. حتی نوع و جنس کلمات می تونه انتخاب بشه . اگه ترانه جوششی بود . بعد از نوشتن بذار یه مدتی از اون حس دور بشی و از دید یه مخاطب و خارج از حس ترانت شروع کن به خوانش و خوانش و ... و برقراری ارتباط و ببین جنس کلمات و فضای ترانه برات قابل فهم و قبول . آیا همه اون حرفا و کلماتی که توو ترانه آوردی لازم بوده حذف و یا جایگزین بعضی کلمات چه کمکی به ترانه می تونه بکنهیا آسیبی بزنه. لازمه ریز به ریز همه ناگفته ها گفته بشه . چقد از تشابیح و کنایات که هر کدوم اگه به جای و اصولی استفاده بشن به ترانه ارزش میدن استفاده کردی . البته من در جایگاهی نیستم که بخوام نصیحتی یا نکته ایی بهت بگم . من فقط چیزایی که دوستان بهم نکته نظر دادن و بهت منتقل میکنم تا در ترانه های بعدیت وسواسیت بیشتری نشون بدی و این تغییرات و به عینه ببینی . مانا باشی @};- @};-
  • سلام آقای طامه خسته نباشید از اونجا که همگان از داشته ها خرج میکنند پرسش اصلی فکر کنم این باشه که از کجا درآریم؟نه اینکه چه شکلی خرج کنیم ؟! اینجا مسئله ی تشخیص اول از دومه .یعنی اینکه اول باید (صرف نظر از استعداد شعری)ذخایر اطلاعات ادبی تون رو گسترش بدید از قوانین و قواعد و مهمتر از اون ودر جهت تکمیل اون از استثناءها و جوازها ی بلاغی مطلع بشید بعد گام دیگه رو بردارید کتابی که خانم معرفی کردند بسیار خوبه کمی مناسبتر برای دوستان تازه کار کتاب آقای دکتر کامل احمد نژاد است با عنوان فنون بلاغی که از کتاب آقای شمیسا ساده تر نوشته شده وبه اون حد تخصصی نیست زبان گفتارش .به هر حال یا مکن با پیلبانان دوستی یا بنا کن خانه ای در خورد پیل!حالاکه به سلامتی راه افتادید و علاقه وان شاءالله همتش رو هم دارید سعی خودتون رو داشته باشید .شعرتون صرف نظر از نکته هایی که دوستان اشاره کردند جوانه ایست که طراوت خودشو داره و در انتظار خواهد بود که رشدش بدید موفق باشید @};-
  • سلام محمد رضای عزیز همه جیز رو خانم غفوریان عزیز گفت و با هم آموختیم موفق باشی دوست خوبم
    • سلام مجید جان بله چیزهای مفیدی را امروز فرا گرفتیم. واقعا اینجا یک آکادمی است و به افراد ای ن شانس داده می شود که احساسشان را صادقانه در قالبی مانند ترانه پرورش دهند. تو هم موفق باشی میبینمت دوست خوبم.
  • درود جناب طامه با بهترین آرزوها سال نو رو به شما تبریک میگم. سپاس از دعوتتون. در مورد شعر شما دو نکته یا بهتر بگمدو ضعف جدی درکار به شدت خودنمایی میکنه، اول فقدان وزن و قوافی صحیح و دوم زبان دوگانه. اولین ومهمترین نکته ای که در انجام هرکاری باید درنظـر گرفت رعایت قواعد وضوابـط در اون عمله، و درشعـر اولین قواعد مربوط به رعایت ساختار وفرم هست.در نتیجه تا وزن صحیح رو نیاموزید شعرتون به عنوان اثری مستقل و قابل بررسی هویـت نخواهد داشت. برای شروع همین که لزوم رعایت ریتم رو در ترانه می دونستید خوبه، امّا باید تمام شعرتون وزن درست و یکسانی داشته باشه، مثلا به اختلاف این دو مصرع نگاه کنید. شعر من دراینجا یک حکایته تمامی بیتاش یک شکایته پیشنهادم به شما خوندن کتابهایی است که برای آموزش قواعد وزنی نوشته شدند، مثل عروض و قافیه ی "دکتر سیروس شمیسا" البته پیش از اون اگر تک تک مصرع ها رو حیـن سرودن چندین بار بلند برای خودتون بخونید وسعی کنید همه موسیقی یکسانی داشته باشند هم میتونه روش خوبی برای اصلاح وزن شعرتون باشه. نکته ی بعد رعایت قافیه است همونطور که متوجه شدید حکایت و شکایت قافیه هستند اما برای مثال "مهم و مبهم" قافیه نمیشن چون برای قافیه شدن علاوه بر وجود دو حرف یا آوای یکسان در دو کلمه لازمه موسیقی دو کلمه هم شبیه باشند مثلا مبهم و کم و غم و... و نکته ی دیگه زبان شعرشماست،شما دارید ترانه میگید یعنی شعری با زبان محاوره پس نباید بگید شعر من دراینجا یک حکایته یا تمامی بیتاش یا مهم بودند یا دیگرنمی توانم که بنویسم باید زبان یکدستی داشته باشید وتکلیف شعرتون رو مشخص کنید اما داشتن زبان محاوره در ترانه به این مفهوم نیست که مجوز دارید از هر لغت و ترکیـب محاوره ای استفاده کنید مثل "یه روزی ماچم میکردی". امیدوارم نکاتی که گفتم براتون مفید فایده باشند و به امید ترانه های درخشـان تر در آیـنده ی درخشان برای شما. ((مـــانا باشیــــــــد))
    • درود جناب طامه سپاس از دعوتتون شاعر @};- @};- ترانه ي زيبايي بود و اينكه صداقت تو تمام ابيات مشخص بود... اندازه ي نقد نيستم چون خودمم در اينجا فقط و فقط مي آموزم... من ترانه رو خوندم و لذت بردم...با صحبتاي حميده ي عزيزم هم موافقم... به اميد بهترينها @};-
    • سلام سرکار خانم صادقی متشکرم از اینکه نقد کردید. :-x
    • سلام خانم غفوریان وای ...کلاس خیلی خوبی بود واقعا لذت بردم از کامنت شما. در عین لذت بردن خیلی چیزها فرا گرفتم که روی آنها تمرکز کرده و آنها را در ترانه بعدیم سعی می کنم به کار بگیرم. بازم ممنونم. @};- به امید بهترینها برای شما در سال جاری. کامیاب باشید @};-
  • درود جناب طامه سال نو مبارک @};- ممنون از دعوتتون تقریبا در تمام ترانه قافیه ایراد داشت ، گاهی برای رسوندن مفهوم ناگزیر می شیم که کل مصرع یا بیت رو تغییر بدیم، نه اینکه هر کلمه ای رو که قافیه نیست بنویسیم چون مفهوم رو برسونیم. با امید خوانش ترانه های بی نقص از شما پیروز باشید @};-
    • سلامم بر شما سال نو را به شما شادباش می گویم. بله متوجه شدم . :"> سعی می کنم ترانه ها را با دید علمی پیش ببرم. بازم ممنونم که دعوت مرا پاسخی دادید. @};-
  • سلام دوست عزیز با نظر سامان موافقم . نمونه قافیه الان رسیدم به ته خط یه چشم خون و یه چشم اشک. دیگرنمی توانم که بنویسم نه دستام رمقی دارند و نه کاغذ. نمونه وزن شعر من دراینجا یک حکایته تمامی بیتاش یک شکایته
    • با سلام یه سوال داشتم خدمتتون: یه ترانه می تواند در قسمت هایی قافیه نداشته باشد؟ بله متوجه شدم خیلی ممنونم از تمامی کسانی که ایراد اشعارم را می گیرند و همچنین از شما دوست گرامی. @};-
  • محمدرضا جان سلام دوستان گفتنی هارو گفتن منتظر کاهای بعدیت هستم. @};-
  • سلام..با آقای هاشم پور موافقم..خسته نباشد..به امید بهترین ها... @};-
  • شعر زیبایی بود ولی زیاد به وزن و قافیه اش دقت نکرده بودی.ولی موضوع خوبی داشت @};-
    • با سلام در توضیح کامنت محمد جان گفتم اگر به غیر از آن چیزی بود خوشحال می شدم که میگفتی ؟ الان هم دیر نشده ! خیلی ممنونم ازتون با سپاس @};-
  • زیبا بود ممنون @};- @};- @};-
  • سلام خوشحالم که به خواندن ترانتون دعوت شدم . خیلی از اصول ترانه سرایی سر در نمی آورم ولی چند تا مورد بود که گفتم ولی احساست خوب بود جسارته با گفتنیه قافیه نیستند مهم و مبهم هم همین طور در واژه های عاشقی و آدمی "ی" به تنهایی اساس قافیه قرار نمیگیرد ولی مصوت های ا ، و اساس قافیه قرار میگیرند خط و اشک و در بیت بعد بنویسم و کاغذ هم که معلومه قافیه نیستند تو بیت آخر از نظر معنایی فک کنم مشکل داره
    • سلام محمد جان استقبال میکنم از سخنات بیا با هم بررسی کنیم: در مورد جسارته با گفتنیه چیزی که مفهومو برسونه به جای گفتنیه پیدا نکردم. در مورد دو بیت آخر قافیه را از قصد رعایت نکردم برای رسیدن حس بیشتر.(شایدم کار بدی کردم.نه؟) در مورد بیت آخر هم معنی به این صورته که دلیل اینکه نمیتونم بنویسم این است که: 1) دستام یاری نمی کنند. 2) از ریختن اشک روی کاغذ، کاغذ خیس شده و امکان نوشتن بر روی آن نیست. این انتقادها(ایرادها) را به شدت دوست دارم. با تشکر از تو محمد. @};- @};- @};-
  • سلام محمد رضا جان احساس صادقانتو دوست داشتم اما اکه به قافیه و وزنت در ترانت دقت کنی همه چی عالی میشه .لایک به احساست @};-