دلم دیگه خسته شده

دلم دیگه خسته شده از بازیهای روزگار
برای با تو موندنم نمونده عشقی موندگار
دلم دیگه خسته شده عاشقی اینجور نمیشه
بذار که قصمون فقط قصه بمونه همیشه
فقط با لبخند لبات برگردون اون خاطره رو
فقط با اون برق چشات کم بکن اون فاصله رو
نذار که قلب هر دومون همین جوری اسیر بشه
احساس پاکم تو دلی بمونه و کویر بشه
تا آخر قصه ی ما یه آسمون شریک کمه
غروب یاد جداییت برای من یه ماتمه
چون سرنوشت قصمون به زندگی بسته شده
شریک لحظه های ما از ما دو تا خسته شده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: