سکوت


این سکوت قاتل فریاد منه،خنجرش روی گلوی واژه هاس
واژه ای که ناجی شعر منه،گم شده پشت نقاب التماس

این سکوت مهر لبای بستمه،خط کشیده دور لحظه های من
لحظه ای که مثل خورشید میمونه،توی منظومه ی بی صدای من

تو بگو کلید فریادم کجاس،که باهاش قفل سکوتو وا کنم
فقط این معجزه کافیه که من،خودمو از این سکوت جدا کنم

من از این سکوت سنگی میتونم،با یه تیشه جنس اسمت بگذرم
توی این حس عبور از بیستون،حتی از فرهاد دیوونه ترم

حتی آهنگ شبام آروم شده،حتی جیرجیرک برام ساکت شده
همه چی بی جنبو جوش شده برام،انگاری کل جهان ماکت شده

ترانه سرا:امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

821
۱۵