باورم نمیشه

پایِ خاطراتِ تو ، بسته شده
انگاری نبودی اصلا ، توو دلم
زود فراموشِ ترانه هام شدی
ساکتم وقتی که نیستی مشکلم
رفتی و دلم برات تنگ نشده
واسه ی خودم عجیبِ به خدا
چَن روزه هر چی دارم فِک می کنم
نمی دونم واسِ چی شدیم جدا
دیگه اسمتم داره یادم میره
با ستاره هایِ شب ، همبازیم
واسِ نقب زدن میونِ کهکشون
به یه نورِ کوچولو هم ، راضیم
دیگه گریه کردنات بی ارزشه
جلدِ خاطراتمون سوخته دیگه
دلِ خسته و پُر از آهِ شبام
چِش به آسمونی نو ، دوخته دیگه
باورم نشد یه روز جدا شدیم
باورم نمی شه رفتی از سرم
باورم نشد مثِ سایه شدی
جا نداری حتی تویِ دفترم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: