جدایی

ترس دیدنت تو اغوش یکی

نمیذاره دل به جاده ها بدم

رسیدم به جنون حتی وقتی که

یک شب همین صحنه رو تو خواب دیدم


سراپا غرق رویای تو میشم

تنهایی که هیچ حتی تو نمازم

شب به شب امروزمو کنار تو

با دست تو از ترانه می سازم


تا دلم صد جا نره بدون تو

اجر به اجر این خونرو ساختم

این درودیوار دیگه سقف من نیست

من اینجارو با عطر تو میشناختم


تو بغض میکردی، دل من میلرزید

همون دل شوره امروز چه شیرینه

زخم میزد زبونت ولی امشب

همون زخم اگه باشه یه تسکینه

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: