عمردوباره

نوآهسته رفتی من آروم شکستم

ازاون روز که رفتی باغمهام نشستم

تواین غربت سرد باین جسم پردرد

ندارم پناهی وبی توچه خستم

یکم مهربون باشوبرگرد دوباره

نگاهی به من کن تااشکام نباره

باتودنیای من پرازنوره انگاره

ببین دنیا بی توچه تاریکو تاره

باچشمای نازت نگام کن دوباره

بایک حرف تازه صدام کن دوباره

بگیردستموبادوتادست گرمت

ببخش تو به من بازیه عمر دوباره

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: