پَر خیالت

با دیدن چشم سیات,سیاهی شب می پره

پَر خیالت خوابمو شبونه با خود می بره …

رو پیرهن کبود تو خط نگاهم باقیه

دل دیوونه م با غمت همیشه هم اتاقیه

رو موج اون موهای تو همیشه در تلاطمم

میون عشق وحسرتت یه عمریه که من گُمم

کهنه نمیشه دیدنت , هر روز میشه یه آرزو …

چشام دوباره بین جمع تو رو میکنه جستجو …

آهای تو که هر روز مثِ یه رنگ خوب و تازه ای

برای دیدن چشات , بهم بده اجازه ای

با دیدن چشم سیات سیاهی شب می پره

نفوذ اون نگاه تو چادر شب رو می دَره

آهنگِ موزون غمت دنیامو بر هم میزنه

وقتی یه روز نبینمت زندگی ماتم می زنه

تیک تاک لحظه های من می لرزه از نبودنت

عقربه ی عمر منم شکسته از سیل غمت

هر روز هوای دیدنت می شینه تو نبض تنم

در به در دیوونه ای که پره از درده منم!

با دیدن چشم سیات سیاهی شب می پره

ستاره ای تا به ابد تو رو با خودش میبره …

از این نویسنده بیشتر بخوانید: