عاشق

به هرکی گفتم عاشقم خندید و باورم نکرد
دستی به شونه هام زد و راهی آخرم نکرد

کسی توی نگام نگفت عاشق شدی مبارکه
عشقه که واسه دلت تو صدتا هدیه هم تکه

نمیدونم راه سفر مقصد آخرش کجاست
قصه عشق و عاشقیم چرا مسیرشون جداست

چرا کسی تو زندگیم نیست تا بگه دوسم داره
با مهربونی اشکامو از روی گونه برداره

نمیدونم که عاقبت تقدیر و قسمتم چیه
تو زندگی که میگذره قسمت قلب من کیه

کیه که عاقبت یه روز میشینه تو نگاه من
میشه ترانه ساز عشق برای هر پگاه من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

546
۱۰

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com