خیالِ تو

اومدی توی خیالم
همه جا عطرِ تو پیچید
غمِ دلتنگی تموم شد
آیِنه نگاهمو دید

خندیدی ،میونِ خندت
بی کسیمو جا گذاشتم
با تو یه عمرِ دوبارم
شایدم توی بهشتم

دست تو دستِ من گذاشتی
رسیدم آخرِ رویا
با تو دیگه من ندارم
هیچ غمی برای فردا

“میخوام این خیالِ واهی
تا تهِ دنیا بمونه
بختکِ شومی ندزده
آرزو هامو شبونه

نمیخوام صدای گریم
تو همه دنیا بپیچه
نه نمیخوام که بفهمم
زندگی ِبی تو هیچه”

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • خیلی ساده حرف می زنی و خیلی راحت هم حست رو منتقل می کنی،پسندیدم عزیزم،لایک :-) @};-
  • نمیخوام صدای گریم تو همه دنیا بپیچه نه نمیخوام که بفهمم زندگی ِبی تو هیچه” @};- =D>
  • مرسی شایدم تو بهشتم... ..
  • شعر زیبایی بود......البته باید جسارت منو ببخشی ولی یه انتقاد کوچولو ازت دارم و اونم اینه که حرفایی که زده بودی یه خرده کلیشه ای بود و ای کاش حرفهای نویی هم به میان میاوردی.........ولی باز هم با وجود بعضی محتواهای کلیشه ای احساساتت رو به خوبی ابراز کرده بودی که تحسین برانگیزه @};-
  • salam ahvale shoma, shere ghashangi khoondam azatoon, mikhastam bahatoon raje be khoondane in sher sohbat konam man faaliatam ahangsazie va saze takhasosim Guitar va piano montazere javabetoon hastam 09372059419 davud
  • آرزو جان نبودم و ناخواسته دیر رسیدم ببخش @};- خب نقدها رو دوستان کردند و گفتنی ها رو گفتند من فقط میگم از دیروزت داری بهتر مینویسی و این خیلی خوبه و امیدوارم کارای قویتری رو ازت بخونم @};- @};- @};- به امید بهترینها برای تو عزیز @};-
  • pasandidam laik
  • سلام عزیز زیبا و پر احساس بود لایک @};-
  • خیلی زیبا و پر از احساس =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا بود =D> @};- @};-
  • بانو بسیار خوب..... =D> =D>
  • اومدی توی خیالم همه جا عطرِ تو پیچید غمِ دلتنگی تموم شد آیِنه نگاهمو دید سلام گلم .خیلی لذت بردم عزیزم لایک موفق باشی @};- :-x
  • سلام کار خوبی بود هر چند سلیقه شخصی من نیست موفق باشید @};- @};-
  • چر اینجا همه عادت دارن یا اینجوری مد شده یا حرفائی که میزنن واقعا بهش ایمان دارن که اگه اینطوره اصلا خوب نیست ترانه شما معمولی بود و جای کار داره اینکه منم بیام مثل بقه بگم عزیزم مثل همیشه خِِِیـــــــــــــــــــــــــــــلی خوب بود هیچ کمکی به کسی نمیکنه من اینقدر از این پیغامهای الکی یا شایدم واقعی (خدا کنه الکی باشه) دیدم که از این سایت زده شدم 8-> خود سایت خیلی خوب و حرفه ایه ولی متاسفانه کاربرا یا نمیخوان حرفه ای باشن یا ؟!!!!! در ضمن ببخشید که این مطلب رواینجا عنوان کردم :"> واسه همه دوستان آرزوی موفقیت دارم @};- :-x :-)
    • ببین عزیزم در یک شعره ترانه ( بر خلاف سایر اشعار مرسوم ) نظر افراد غیر حرفه ای هم اهمیت داره چون بنظر تو چند درصد یک اجتماع موقع گوش دادن اهنگی به رعایت اصول می اندیشن؟ پس این سری نظر ها میتونه نماینده عموم مردم باشه از طرفی هرکس ازاده هرچی دوست داره بگه نه من نه شما نه کس دیگری نباید خط مشی برای کامنت ها مشخص کنه شاعر خودش با توجه به سبکش بین نظرات بسری رو بیشتر اهمیت میده مثلا یکی احساس کارب راش مهم حرف های دوستانی که نظر بر اساس حس دادن رو میخونه و کسی هم که نکات فنی رو دوست داری قسمت های فنی رو به عقیده من نظر افراد به شرط این که ترانه رو بخونن و نظر بدن هرچه باشه ارشمنده اما اگر کسی نخونه و فقط تعریف بنویسه اون فرد خیانت کرده نه به من... به کسی که شعر رو سروده این عقیده منه دوست عزیزم بخشید دخالت کردم سبز باشید و پاینده
      • من هم با حامد عزیز موافقم - @};- --- البته به قول حامد عزیز در صورتی که خوانده شود .... محسن عزیز @};- .یادم هست در ترانه ی اخیر خودت در جواب یکی از دوستان گفتی : "اهل فن هم که نباشید مخاطب که هستید ! " و این جواب تو به یکی از دوستان بود و این یعنی اینکه خودت هم قلبن بر این باور معتقدی که نمی توان کلامی را , احساسی را دید و بی تفاوت از آن رد شد حال جدا از قوانبن فن....و البته این تعریف و تمجید ها بخاطر حس خوبی است که ترانه و حس ترانه سرا بوجود میاره ---وگرنه اجباری که به بیان نیست میتوان رد شد ----جسارتی نبود تنها نظر شخصی بود @};- با احترام خدمت دو بزرگوار ... @};- @};-
      • مرسی حامد و شیمای عزیز @};- @};-
    • سلام محسنِ عزیز ممنون از نظرت در مورد ترانم ... من مدتِ زیادی نیست که ترانه میگم و مسلما خیلی مونده تا به حدی که کاملا مورد قبول باشه برسم .دارم سعی میکنم که حرفمو بزنم حالا اگه ضعفی هم هست به مرور برطرفش میکنم در موردی که گفتی هم ..دیدم جای دیگه ای اشاره داشتی دوستِ خوبم ... هر کسی بسته به توانایی و تجربه ای که داره میاد و ترانه ی دوستاشو میخونه و نظر میده یکی مثلِ من که هنوز خیلی وارد نیستم نمیتونم نقد کنم کاری رو و بیشتر از نظر احساسی ِکار نظر میدم ...دوستای دیگه هم همینطور و از این بابت نمیتونیم ایرادی به کسی بگیریم موفق باشی @};-
  • آرزوی عزیز باور کن که حتی آینه هم نگاهم را ندید چون نگاه من شکسته بود در آینه... لایک.. @};- @};- @};- @};-
  • سلام آرزوی عزیزم ترانه هات رو به رشدن تصاویر و تشبیهاتت دارن شعر به شعر بهتر و زیباتر میشن تبریک می گم گلم با نقد های خوب دوستان مطمئنم ازین زیباتر هم ازت خواهم خوند @};- @};- @};-
  • آرزو! يه چيزي بگم؟ منم ببراونجا يه كم بشينم...كنارآتيش... 8-> 8-> عزيزم. احساست قشنگوملموسه. گفتنياي ديگه هم هميشه زحمتش بادوستاي خوبم واساتيد @};- @};-
  • سلام خانم ارزو برای دیشب عذر میخوام چون واقعن مغزم خواب بود و توانایی نقد نداشتم. من نقد حامد عزیز رو هم خواندم /اشاره های بیراهی نداشت که بخوام در موردش حرفی بزنم اما بند اول از نظر من ایرادی بهش وارد نیست و شما از ارایه تشخص استفاده کردید. دانسته یا ندانسته ارایه تشخص:هرگاه صفت و یا حالتی انسانی مثل همین دیدن را به جسم و یا شئی غیر انسانی نسبت دهیم ارایه تشخص صورت گرفته است/ صبح گاهی عنکبوت از تار خود امد به روی گفت با سنگ ای سیاهی قصه ی عمرت بگو ی اهِ جان سوزی کشید و قصه را اغاز.......... مکالمه/ و اه کشیدن صفاتی انسانیست که به یک حشره و سنگ نسبت داده شده است در مورد /با تو یه عمر دوبارم. با اینکه منظور رسونده شده اما با کلیت جمله مخالفم و نظر حامد رو تائید میکنم بختکِ شومی ندزده آرزو هامو شبونه ارتباط معنایی ضعف داره . اول به دزدی اشاره میکنم من اگر چیزی رو سرقت کنم با تمام سرعت از اون مکان دور میشم. طبیعی نیست کسی دزدی کنه و در کنار مالباخته حضور داشته باشه اما بختک . عوام تصور میکنند موجودیست که شب هنگام بروی انها می افتد و راه تنفس را مسدود میکند و وزن بالای این موجود قدرت تحرک را از ادمی سلب میکند/اما این یک خرافه است و خنده دار تر اینکه عده ای باور دارند که اگر در ان حالت دماغ این موجود را بگیرید او ارزوی شما را براورده میکند تا رهایش کنید و این واقعن مسخره ست/ از ان حایی که خواب دیدن بین 30 ثانیه تا 1دقیقه طول میکشد این حالت (بختک) اغلب با دیدن یک خواب و یا بهتر بگویم یک کابوس شروع میشود که علت ان نوسانت فشار خون و اریتمیک شدن ضربان قلب است و بیشتر در حالت طاق باز برای ادم اتفاق می افتد و در این حال که تمام صحنه های ان کابوس است و حالیکه تصور میکنید دیده و درک کرده اید غیر واقعیست و همه را خواب دیده اید تنها ارزویتان تمام شدن این حال است نه چیز دیگر و شاید خیلی هم خوشحال شوید از اینکه بختک شوم این حال را بدزدد و فقط برود / ارتباط این مصرع واقعن به همان وهمی که گفتید شبیه است / نمیخوام صدای گریم تو همه دنیا بپیچه... بنظر من باید جمله ی شما تغییر کنه. این جمله نقص داره نه نمیخوام که بفهمم زندگی ِبی تو هیچه”.... اگر بجای زندگیِ شما نوشتار رو به زندگيِ تغییر بدید خوانش کار رو بشکل صحیح برای همه تضمین کردید. ی ي اما به احساس میرسیم من در کار شما لطافت رو احساس کردم و زبان زنانه رو این خیلی خوبه که شما دارید به زبانتون نزدیک میشید نزدیک شدن به زبان مساوی است با نزدیک شدن به سبک و شاعر باید سبک اختصاصی داشته باشه. من خیلی کار ها هست که میبینم و تصور میکنم نوشته ی دختر جوانی هست اما بعد متوجه شدم مردی 40 ساله نویسنده بوده و بر عکس این اصلن مناسب شخصیت هنر مند نیست /من برای زنان و حقوق زنان شعر زیاد نوشتم اما هرگز نمیشه تصور کرد نویسنده زن بوده . در انتخاب سوژه ها فقط به خودتون فکر نکنید عشق هم یک مساله ی اجتماعی هست شاید بین دونفر باشه اما در اجتماع شکل میگیره /گاهی لازم هست نوع نگاه هایی که دارید رو تغییر بدید و از بیرون به مسائل نگاه کنید تا زیبایی ها و زشتی ها برجسته بشه/ موفق .شاد وشاعر باشید
    • عذر خواهی میکنم ظاهرن کانورت در فونت های ارسالی باعث شده که در مورد نوشتار زندگی هیچ تفاوتی نباشه اما در ارسال من از ی نقطه دار استفاده کردم.
      • مهدی جان بحث مفصله اما خب بحثی که همیشه داشتم و دارم با اساتید مختلف این بوده که من عقیده دارم تشحیص و حس امیزی در ترانه باید حد اقل باشه چون علیرغم اینکه اینها باعث زیبایی در شعر های غیر ترانه میشن اما در ترانه کمی دشواری ایجاد میکنن.. نظرات موافق و مخالفم بخوام بگم جناب میر هاشمی و دکتر نیک فرجام موافق بودن و خب یسری افراد مثل دکتر پور خسروانی مخالف من بودند @};-
    • سلام جنابِ صفا اول از همه از لطفتون یه دنیا ممنونم ...خیلی فرق هست وقتی ترانه ای نقد میشه و خیلی چیزا میشه یاد گرفت . :-) نقدتونو با دقت خوندم ... قسمتی که در رابطه ی آرزو و بختک بود خیلی واسم جالب بود چون نمیدونستم همچین چیزی رو اصلا من خودم این بختک رو تجربه کردم ولی بختکی که من دیدم بینی نداشت متاسفانه :S ;)) فقط میتونم بگم وحشتناک بود! با توجه به ایراداتی که توی کارم شما و حامد عزیز بهش اشاره کردین تصمیم گرفتم ساده نگذرم از کنارش و کارم رو میخوام حتما ویرایش کنم :-) باز هم میگم خیلیییی سپااااااااس خوشحالم افرادی مثل شما در کنارم هستن و واسه ی تلاشم ارزش قائلن و اینو با نقدای دلسوزانشون به خوبی میشه فهمید @};- @};- @};- @};-
      • سلام خانم آرزو شاعر در اوایل سرایش باید برای کارش زمان بذاره و خیلی دقیق معنای واژه ها رو در ظاهر تغییر بده کم کم و به مرور زمان لغات در دستان شاعر مثل موم نرم میشه و شعر پازلی خواهد بود که شاعر با ضمیر خود اگاه و ناخوداگاه تمام تکه ها رو سر جای خودش قرار میده تا تصویر نهایی شکل بگیره.این پله از توانایی به یکسری وسایل نیازمند هست که اکتسابی هست و همه توانایی دریافتش رو دارن/ طبع شاعر هم که در نهاد و بطن قرار داره. این دو همدیگر رو تکمیل میکنند./ این یک ادعا نیست ولی بعد از گذشت سالها نوشتن به این توانایی رسیدم که به راحتی میتونم حس و قلمم رو به شکلی کنترل کنم که اگر کسی بیاد و یک موضوع اعلام کنه و چندین واژه که هیچ ارتباطی به هم ندارند رو هم انتخاب کنه و از من بخاد در موضوعی که خواسته شعر بنویسم و واژه های بی ربطی هم که انتخاب کرده رو در شعر جا بدم به راحتی و در مدتی کوتاه زیر برگه رو امضا و تاریخ میزنم و شعر رو تحویل میدم/این تمامش از ذات من بیرون نمیاد. شاید نیمی از این درونی باشه و نیم دیگر قفط با مطالعه و دریافتن علوم ادبی حاصل میشه /اگر بخوام مثال بزنم بهترینش همون مثَل معروف دو گوش و یک دهان هست دوبرابر نوشتن بخوان.دوتا بشنو یکی بگو/ اما سوژه یابی : مهمترین عامل پیداکردن موضوع نگاه هست که هیچ ارتباط عمیقی به چشم نداره و من معمولن با بستن چشم شروع به نگاه گاوشگر میکنم تا به هدف برسم/ جملات کوتاه بزرگان و اندیشمندان/ ضرب المثل ها / متلک ها / که این اخری در تخصص هموطنان سپاهانیست. این ها همیشه برای من ایده های بزرگ اورده/ از همین خرافه ها براتون مثال میزنم و ببینید که نگاه شاعر چه کرده دکتر پرویز ناتل خانلری از یک خرافه شعری خلق کرد که زندگی خود من رو تغییر داد/ گویند کلاغ سیصد سال بزیَد و گاه عمر ان از این نیز درگذرد، عقاب را سالِ عمر سی بیش نباشد(خواص الحیوان) ایشون با همین یک خط خرافه. مثنوی مصور عقاب رو نوشت که یک تابلو ی هنری با بیش از ده های تصویر ناب است. نگاه کرد اندیشه کرد و با طبع و علوم ادبی خود خلق کرد/ امید وارم نگاه عمیق به مسائل رو ساده نگیرید و بیاد داشته باشید همه چیز از نگاه شروع میشه حتی اگر نابینا باشیم/// اندیشه ها نیک برایتان ارزو میکنم
      • درود جناب صفای عزیز ممنون از توضیحاتتون ... خیلی استفاده کردم @};- ایشالا در ترانه ی بعدیم نکاتی که اشاره داشتین رو به کار میگیرم و امیدوارم بتونم تواناییم رو به خوبی نشون بدم @};- @};- ;))
  • سلام .. آرزو جان......زیبا و دلنشین.. لایک @};-
  • وزنش قابل درک نبود..واسم!!ولی خیلی دوسش داشتم
  • زندگی بی تو چه هیچه!!! ***** واقعاً هم زندگی بی تو هیچه... :-) آرزو جان ترانه ی قشنگت رو دوس داشتم...با آرزوی بهترین ها @};-
  • سلام... ترانه زیبا تونو خوندم...لذت بردم.. مرسی بدرود @};-
  • آروزی عزیزم...لایک داری خانومی.بامهر.مهسا @};- =D> =D>
  • وقتی داش جناب ِ صفا و داش حامد و داش مجید یه جا باشن من حسودیم میشه.. چون به همه جای ترانه اشاره میشه ترانت زیبا بود آرزو جان با داش امیر موافقم،به منم یه همچین حسی داد فدا مدا @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام مثه همیشه احسا س ترانه تون ناب بود خانوم منتظر واقعا از خوندنش لذت بردم. همنفس تک تک واژه های ارغوانی تون شدم. خسته نباشی. جوانتر که بودم، یعنی کمی پیش از آخرین پرستو، خیال می کردم زندگی یعنی: یک سبد عشوه و آشنایی و عشق! اما امروز که برای گریستن بی بهانه ترین بغضم، چشمهای نا آشنای رهگذری را قرض گرفتم، دیدم سبدم با آنکه خالی تر از همیشه، تنها به اندازه تنهاییم جا دارد. @};-
  • آرزو جان کار زیبا و با احساستو خوندم و خیلی خیلی لذت بردم بندای سه و چهار خیلی به دلم نشستن. بقیه ی بندا رو هم با حامد موافقم خیلی خوب بررسی کرده کارو :) امیدوارم همیشه موفق باشی و لایک @};-
  • “میخوام این خیالِ واهی تا تهِ دنیا بمونه بختکِ شومی ندزده آرزو هامو شبونه :-x :-x :-x مهربونه من لایک @};- آرزوی من :-x :-x :-x حس لطیف و ناز کلامتو دوست دارم ---زیبا بود و دلنشین, خوبه من :-x همراه همیشگیتم @};-
  • خیلی زیبا بود ممنون @};-
  • سلام آرزوی عزیز خوشحالم که یه ترانه فرستادی و تونستم به بازدیدت بیام تقدیم به احساس سبزت @};- @};- @};-
  • میخوام امروز یکم به معنا توجه کنم... ببین ارزو گفتی " اومدی توی خیالم همه جا عطرِ تو پیچید غمِ دلتنگی تموم شد آیِنه نگاهمو دید " خب سه بند اول درست... اما بند چهارم اینه نگاهمو دید یعنی چی ؟ چه ربزی به این داره که کسی بیاد تو خیالت و عطرش بپیچه تو هوا و دلتنگیت تموم شه...؟ " خندیدی ،میونِ خندت بی کسیمو جا گذاشتم با تو یه عمرِ دوبارم شایدم توی بهشتم " یند یک و دو و چهار قبول اما باتو یک عمره دوبارم؟ جوری دیگه میگم.. من میرسم به معشوقم و میگم ... عزیرم من وقتی پیش تو هستم حس میکنم عمره دوباره ام... با دمپایی میوفته دنبالم یا باید بگم : وقتی با تو هستم عمر دوباره میگیرم جون دوباره میگیرم نه جون دوباره هستم نمیشه عمر دوباره بود عمر دوباره رو میشه داشت ------------- و یک ویرایش... نمیخوام صدای گریم ک ب ب ک ب ک ب ب تو همه دنیا بپیچه ب ک ک ب ب ک ب ب نمیخوام کسی بفهمه ک ب ب ک ب ک ب ب زندگی ِبی تو هیچه” ب ک ب ک ب ک ب ب اینجوری یکم وزنش بهتر میشه یکم.. @};- :دی
    • باز من سوتی دادم این قرار بود خصوصی باشه :-)
    • سلام حامدِ گل مرسی از نقدت دوستِ خوبم @};- @};- اینه نگاهمو دید: منظورم این بوده که همین حس و خیال بودنت باعث شده من برم یه نگاهی به خودم توی اینه بندازم ( انگیزشو پیدا کرده در واقع ) با دمپایی میوفته دنبالم (خیلی خندیدم اینجارو) با تو یه عمرِ دوبارم ... با تو ( با بودنِ تو )... :-) بیتِ آخرم درست میگی ...مرسییییی
  • بله حتمن /اگر اجازه بدید فردا خدمتتون عرض میکنم /
  • سلام خانم منتظر قبل از نگاه دوبار به شعر شما ممکنه بگید این همون کار قدیمی شماست؟ یا تغییر کرده و این ارسال خودتونه؟
  • سلام میخوام این خیالِ واهی تا تهِ دنیا بمونه زبانشو دوست داشتم لایک
  • سلام ازرو جون..منم یه حسی بهم دس داد.. موفقیتت رو ارزو میکنم @};- @};-
  • سلام آرزوی منتظر @};- @};- @};- حس خوبی داشت ترانت و شروعش رو مناسب دیدم @};- تا انتها هم کار خوب پیش رفت @};- موفق باشی دوست من @};- @};- @};- @};-
  • سلام ارزو جان..واقعاً یه حسی بهم دس داد...ترانت شاد بود و پر از عشق ولی دل من غمگین تر شد..ممنونم +لایک @};-
    • سلام امیر بله راست میگی ...میدونی چرا؟ همش بر میگرده به مصرعِ اول : اومدی توی خیالم!!! :-) خوشحالم تونستم حسمو منتقل کنم مرسی از بودنت @};-
  • این سومین کامنت ِ که ارسال نمیشه... آرزو خانم باید مینوشتم که خیلی خوب بود... @};- @};- درود به شما