فرصت

بیـا رد شیم از این برزخ،  همین جـــایی کـه درگیریم
بدون راه پیش و پس، داریم ایــــن جـــاده رو میریـم

بـه مـــن فرصت بده امـروز،  مثـه دیــروزه رویــاییم
هنوزم وقت هست شــاید، اگــه بــا عشق اینجـــاییم

چـرا تـــوی پریشونیت ،  ازم دلگیرتـر میشـی
چــرا فک میکنی بـا من ،  تو داری پیرتر میشی

ازم چیــزی نمیمونه، اگــه تــو رد بشی از مـن
بذار حست کنم بیشتر، یه لحظه، قبل از این رفتن

تــو میدونی کــه میتونی، بــرام یک آسمـــون باشـی
درسته عشق یک لحظس، ولــی میتونی توش جــاشی

به مــن فرصت بــده بازم ،  خودم دنیاتو گــم کــردم
حـــالا قــدرتو میدونم  ،  الان مــأیوس و پـُــر دردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: