«اصول بیستگانه ی نقد صحیح و اصولی ترانه»

«اصول بیستگانه ی نقد صحیح و اصولیِ ترانه به صورت مختصر و مفید»

درود به پیشگاهتان

از آنجا که معتقدم یکی از دلایل کساد بودن بازار مقالات و نقدهای ما درازه گویی و اطاله ی بیش از حد کلام است به صورت مختصر و در خور این مجال کوتاه اصولی را به رشته ی تحریر در می آورم تا عزیزانی که در این مجموعه مایل به نقد آثار ترانه سرایان هستند این حداقل ها را در نقد خود مورد توجه قرار داده و در هنگام قلم زدن تحت عنوان «نقد» این موارد را مد نظر داشته باشند

باشد که به اشتباه عباراتی چون : فکر میکنم وزن ایراد داشت ، ارتباط برقرار نکردم ، حرف تازه ای نداشت ، کلیشه ای بود و از این دست دیدگاه ها را نقد ادبی و اصولی ندانند . هر کدام از موارد بیستگانه ی زیر جای پردازش طولانی و توضیحات تخصصی دارد که به دلیلی که ابتدایِ عقد کلام عرض شد از بیان جزء به جزء آن خودداری میکنم

با دقت و حوصله بخوانید!

۱- ابتدا خوانش خوب ترانه یعنی طوری بخوانیم که ارتباط با واژ ه ها ،سطرها و ترکیب ها را درک کنیم.

.
۲- در واژه های ترانه ،فعل ها،صفت ها و قیدها مهم اند.

.
۳- در خوانش ،هرجا مسیر ترانه عوض شد،آن را یک بند محسوب کنیم .اگر موقوف المعانی نباشد ،هربیت را در نظر می گیریم ، چون ارتباط ترانه ،در این حالت ،بیشتر افقی است.

.
۴- در ترانه ی امروز  علاوه بر ارتباط افقی ، ارتباط عمودی هم وجود دارد.

.
۵- به واژه های دوپهلو ،ابهام دارتوجه کنیم.

.
۶- در چند سطر اول ترانه،یک تضاد معنوی یا تناقض یا تنش وجود دارد که نکته ای مثبت در مقابل منفی قرارداردکه می توان با دریافت آن ،موضوع ترانه را یافت.

.
۷- این تضاد برای چه مطرح شده است ؟

.
۸- ترانه سرا موضوع ترانه را چگونه تجسم کرده و جان بخشیده است؟

.
۹- فرم ذهنی ترانه را در عبارت با عناصر و واژگان می توان دریافت ودر ترانه های کلاسیک فرم ذهنی نیست.ترانه سرا با شروع بیت اول و تعیین وزن وقافیه ،بقیه بیت ها را مطابق آن می آورد.

.
۱۰- تلمیح را در ترانه در نظر بگیریم .

.
۱۱- طرح مسائل اجتماعی در ترانه ها ی امروز بسیار است. هدف را در نظر بگیریم

.
۱۲- پایان ترانه با آغاز آن کاملاً متفاوت است.

.
۱۳- اجزای ترانه را با هم مرتبط کنیم تا به کل برسیم.

.
۱۴- توجه به قالب ترانه و درک جزئیات مهم است.

.
۱۵- عنوان ترانه ،گاه اطلاعاتی به دست ما می دهد.

.
۱۶- به شواهدی توجه کنیم که شاعر برای جان بخشیدن به موضوع ،استفاده کرده است.

.
۱۷- برداشت از ترانه باید با توجه به واژه های و ترکیب های آن باشد.نه براساس فرض و تخیل.

.
۱۸- همیشه ” متن ” بر شاعر و نویسنده ” مقدم است.بنابراین زندگی شاعر را فوراً به متن پیوند ندهیم.

.
۱۹- ترانه سرا ،تنها با ضمیر خودآگاه خود سخن نمی گویدبلکه با ضمیر ناخودآگاه فردی و جمعی در او مؤثر است.به همین سبب برداشت های متفاوتی امکان پذیر است.

.
۲۰- هیچ نقد و نظری ،جامع و پایان یافته نیست ،بلکه آغاز نقد و نظر دیگری است.

فرهاد شرافت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دکتر بازم بیا منتظر نقداتون هستیم @};-
  • حضور در آکادمی برای من شروع یه فصل نو بود.. با اینکه سالهاست ساعتها پای سیستم از این وبگاه به اون وبگاه گشتم .. هیچ سایتی به اندازه فضای آکادمی برای من پر بار و اموزنده نبود. حضور افرادی با حسی تقریبا مشترک ... که افق دید همگی به یک نقطه و یک هدف اون هم چیزی نیست جز احیا و پاسداشت ارزشهای مردمی با یک دید هنری و واقع بینانه. بازی کلمات در زنجیره احساس برای به تصویر کشیدن خلق و خوی و رنگ احساس مردم در کنار مسائل اجتماعی روز . البته دانش بنده به حدی نیست که بخوام در باب این عرصه نقطه نظری داشته باشم . سپاس و احترام خالصانه خدمت همه بانیان و پیشگامان خلق این فضای بکر و دوستانه.
  • درود جناب شرافت برای مطالبی که عنوان کردید سپاسگزارم. مفید و سازنده بود @};- @};-
  • ممنون .مفید بود ، امیدوارم بتونم از این توصیه ها استفاده کنم ...
  • سلام جناب شرافت زیبا و آموزنده بود. منتها اگر کمی توضیحات بیشتری در پستهای بعدی به آن اضافه کنید بهتر هست. :-x
  • درود و سپاس @};-
  • خواندم... @};-
  • سلام جناب دکتر بسیار بهره بردم من از کامنت شما پای آخرین کارم احساس غرور کردم و مشتاقانه نقد را به کارهایم دعوت می کنم @};-
  • درود بر شما @};-
  • سلام خوشحالم که این مطلبو گذاشتین راستش خیلی وقت بود که دیگه اکادمی نیومده بودم چون حس میکردم بچه ها بیشتر دارن ترانه سرا رو نقد میکنن تا ترانرو.یه جورایی داشتم از نوشتن دلسرد میشدم به هر حال خوبه که این مقاله اینجاست و خوبه که بچه ها ادبیاتو با ریاضیات اشتباه نگیرن موفق باشین
  • سلام گرامی.. مقاله ات را خواندم... بجا بود... ممنون ..
  • درود فرهادعزیزم مطب بسیار ارزنده ودر خور توجه واستفاده مرحمت نمودیدید،خود را شاعر یا نویسنده نمی دانم اما خدا را شکر که پس از 18 سال حضور در عرصه های گوناگون برنامه سازی وسردبیری وتدریس خبر وخبرنگاری به لطف برخی از دوستان!!!شرایطی ایجاد،البته درست تر که ذهن نقادی چون شما خرده نگیرد،تحمیل شد که 8ماهی هست از امور پیش گفته دور وبه خود نزدیکتر شده ام مطالب این حقیر در این سایت وشعرنو هم حاصل همین مدت است وبسیارخرسند از هم صحبتی ودوستی عزیزانی چون شما هستم ونیازمند یاریتان تا سروده ها اندکی قابل شود،بی صبرانه چشم به راه وگوش انتظار دیدارت در کرمانشاهم،فدای تو.
  • سلام و درود لذت بردم و بهره بردم..ممنونم @};-
  • سلم و درود جناب شرافت ممنون که سر حرفتون موندید و این مقاله رو گذاشتید،اینکه میگم سر حرفتون موندید واسه اینه که خیلیا قرار بود کارایی رو انجام بدن که خبری نشد... من با اجازتون کپی گرفتم از این متن تا بیشتر مطالعش کنم فدا مدا @};- @};- @};- @};-
  • سلام و درود... بسیار عالی... از مطالب ارزندتون بسیار آموختم... یزدان نگهدارتان @};-
  • بسیار سپاس از مقاله ای که زحمتشو کشیدین آقای شرافت عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • جناب شرافت سلام پاسخ شما را خواندم بسیار زیبا بود اما همانطور که در ابتدای نوشته ام عرض کردم این برای من یک آرزو نیست بلکه یک حسرت است. فرق کوچکی بین گفته های ما وجود دارد شما حقیقت را گفتید و من واقعیت را .برای درک تفاوت این دو کافیست 5 شنبه ای را در تهران مهمان من باشید تا پرچمداران امروز ادبیات ایران و مافیای منتقدین دست آموزشان را به شما نشان دهم / انگاه باور خواهید کرد که هیچ بدونِ مرزی در این ولایت بدونِ مرز نیست و کشتن نوزادان هنرمندان را خواهید دید.
  • سلام ممنون @};-
  • سلام و سپاس جناب شرافت برای نگارش این قوانین از شما تشکر میکنم و حقیقتن ان را برای خود نه ارزو بلکه حسرت میدانم/ این را گفتم که بدانید در دنیایی واقعی در طول سالها تنها دفاعی که نقد های اثارم را شامل شده لبخند بوده/ همین و بس/ اما در محیط های مجازی وضعیت کمی فرق داشت پاسخ دادن به سوالات مخاطبین جبر بود و هست/ شاید مرگ مولف برایم در ایران با وجود مسائلی که دیده ام دست نیافتنی باشد چرا که دیده ام منتقد شلیک میکند و مولف یا شهید میشود و یا از واژگان خود شمشیر میسازد برای پاسخ/ شاید با مرگ مولف کمی مشکل داشته باشم و مرگ احساس را مبنا بدانم .اگر صادق باشیم اعتراف میکنیم که با مصرع پایانی یک اثر احساس سرودن ان نیز در ما میمیرد. جمله ای که همیشه به دوستانم گفته ام گواه این ادعاست (همیشه و هر جا قلم و کاغذ همراه داشته باشید چون لحظه ی تولد یک اثر هیچ گاه مشخص نیست و اگر فورن احساس را به کاغذ منتقل نکنید خواهد مرد همانطور که در پایان نگارش میمیرد) با این نگاه میتوان گفت نویسنده نسبت به نوشته اش بعد از اتمام فقط مالکیت دارد نه چیز دیگری و عموم مخاطب و منتقدین باید نوشته ی او نفوذ کنند که اگر غیر از این باشد با هر مجموعه ی شعر/ یا هر نوشته ی دیگری .نویسنده باید یک توضیح المسائل نیز ارائه کند.. تا این جا فکر میکنم اندیشه ی مشترکی داریم .پس به سراغ تضاد ها برویم اقای شرافت اگر من به نوشته ای که زیر نقد است و نویسنده ی ان حق هیچ گونه اظهار توضیحی ندارد بیرحمانه یا نا اگاهانه یا غیر علمی و تلافی جویانه حمله کنم چه کسی از هویت اثر دفاع کند؟ به این موضوع هم نگاه کرده اید؟ کاش کنار این 20 بند بصورت مقاله یکی دوبند دیگر به ان اضافه میکردید و ان را اساس نامه ی نقد در این اکادمی قرار میدادید .روده درازی نمیکنم چون میدانم از این به بعدِ نوشته ی من را خواندید. و کفایت میکند/ پایدار و سرفراز باشید جناب شرافت
    • دوست دور اندیش جناب صفا ، اثر هنری هر هنرمند به مثابه ی نوزادی ست که از ذوق او زائیده شده است پس همیشه محترم است و این نکته آنقدر گویا و واضح است که تذکر دادن آن به منتقد ادبی چون توهین کردن به اوست چون منتقد هرگز به کشتن این نوزاد همت نمی ورزد بلکه تنها انگاره های خود را برای تربیت صحیح این نوزاد بیان میکند . اگر جز این باشد مطمئن باشید فرد خاطی از این قاعده ، حتا اگر مدعی نقادی باشد در صنف منتقدین جای ندارد . آئین مرگ مولف یک قانون منطقه ای و کشوری نیست بلکه استوار بر قوانین نقد و نقادی ، نظریه ی جامعی ست که توسط منتقدین برتر و در عین حال مستضعف قرن «بیست» و «بیست و یکم» با قلم های مختلف ولی هم مرز و در یک جبهه به تائید رسیده است تا آنجا که از ارجمندترین و محترم ترین آئین های دهکده ی هنر جهانی ست .
  • فرهاد عزیز بودنت در کنار ما همیشه دلگرمی بخش است زحماتت را به نوبه ی خودم ارج می نهم @};-
  • درود جناب شرافت مطالب بسیار ارزشمند و قابل تأملی بود، امیدوارم همه ی اعضای محترم آکادمی از فرمایشات شما استفاده نمایند... قلمتان سبز و مهرتان جاودان @};- @};-
مطالب پیشنهادی