عشق من

با طنین صدایت فاصله ی بین سقوط و صعود را به یک باره پیمودم.
عشق من

یه قدم مونده به رفتن تو سکوت
یه قدم مونده به معنای سقوط *

یه قدم مونده به آواره شدن
یه قدم مونده به نابودی من

یه قدم مونده به اوج بی کسی
یه قدم مونده به بی هم نفسی

عشق تو من صدا کرد
منُ از دنیا جدا کرد
منُ با مهر و محبّت
عشق تو از نو بنا کرد

حالا که اوج گرفته دل من
حالا که غصهّ ها از ما دور شدن

حالا که گذشتیم از سد سکوت
حالا که گلخونه شد این برهوت

حالا که از نفسات جون می گیرم
حالا که تو قاب چشمات اسیرم

عشق من !من صدا کن
من از دنیا جدا کن
من با مهر و محبتّ
عشق من از نو بنا کن

* سقوط و سکوت از نظر آوایی هم قافیه می باشند.

مسعود داشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • دوست عزیز نقدی نیست و بسیار لذت بردم مرسی از ترانتون =D> @};- like
  • یه قدم... چه دلشوره ی مثبت و دلنشینی... از خوندنش خیلی خیلی لذت بردم مرسی لایک @};- @};-
  • سلام دوستِ خوبم ترانتونو خوندم راستش من با تکرارِ زیاد اوایل مصرع ها زیاد موافق نیستم ...ولی خوب این سلیقه ایه ;)) موفق باشششیین @};-
  • انتخاب وزنهای مختلف خوبه ولی تکرارها اذیت میکرد حالا که حالا که یه قدم یه قدم !!!
    • محسن خان احمدی به ترانه ی من خوش آمدی اون تکراری فرمودید یه تکنیک سلیقه ای که مورد پسنده خیلی از آهنگساز هاست و من هم گاهاً استفاده می کنم چون مورد پسندم هست ولی خیلی از ترانه سرا ها هم معتقدند که این ضعف دایره ی واژگان ترانه سرا رو نشون می ده و ردش می کنن
  • very nice..................and ...................like =D> =D>
  • سلام جناب مسعود عزیز / برای پیام تسلیت شما و ابراز تاثرتان سپاسگذارم ................................................................... ستاره ای که برای سقوط گذاشته اید و توضیح شما ضرورتی نداشت اما وقتی ان ستاره در پی نوشت معرفی میگردد باید که تعریف کاملی ارائه کرد. اکفاء: اختلاف در حرف روی (با اخرین حرف قافیه روی گویند)مثل سبز و نبض عده ای از اکابر گفته اند مي شود كلمات مختوم به ث و س ت و ط، ذ، ز، ض و ظ را با هم همقافيه نمود در حاليكه عدهء ديگر معتقد اند كه در قافيه علاوه بر شكل صوتي، شكل صوري نيز مهم مي باشد و رعايت آن الزامي است. بناءً همقافيه ساختن كلمات قفس و عبث، التفات و احتياط، التذاذ، راز و مقراض، كار ناصواب است و آوردن در شعر بيش از يك مورد به اصول شعر لطمه مي زند . اما دسته اول قدرتمند ترند چون من هم با انها هم عقیده ام ... مزاح بود اما حق با دسته ی اول است چون تلفظ حروف بیان شده در زبان عربی با هم متفاوت است نه در زبان دری/ جناب مسعود عزیز این شعر نسبت به ارسال قبلی شما حرفی برای گفتن ندارد من امیدوارانه برای لذت بردن و شاید نقد کردن نوشته ی شما امدم اما حرف خاصی ندارم شما معنا و درک 3بیت را موقوف به ترکیب بند کرده اید البته حضور ترکیب و ترجیع بند از 3بیت تا 22 بیت را شامل میشود و شما را نمیشود برای حداقل فاصله مواخذه کرد/اما ایراد معنایی که در شعرتان وجود دارد را خود ملاحظه کرده اید؟ تکلیف مخاطب مشخص نیست و نمیشود ارتباط بند ها را منطقی دید /// جناب مسعود عزیز شما برای تنبیه یک شعر خوب و قابل تحسین به من بدهکار هستید که در ارسال بعدی امیدوارم بده کاریتان را پرداخت کنید/// سبز باش و مانا
  • سلام مسعود جان..چقدر زیبا و صمیمی بود...ممنونم +لایک @};-
  • @};- @};- سلام دوست عزیز اول اینکه یاد یکی از ترانه های یغما افتادم... ترانه روانی بود دوست من ...با بند های ابتدایی بیشتر ارتباط برقرار کردم
  • سلام. زیبا بود و دوست داشتم @};- @};-
  • سلام دوست خوبم..ترانه ی زیبایی بود لایک @};-
  • سلام جناب داشی این ترانه ی زیبارو دوس داشتم و از خوندنش لذت بردم...با مهر @};-
    • سلام خانم جلائی عزیز چه افتخاری بالا تر از این که ترانه ی من حقیر به دل استادی چون شما بشینه بنده نوازی کردید سپاس از شما و همراهیتون
  • عشق من منو صدا کن منو از خودم رها کن.........یه کم ترجیع بندتون شبیه این ترانه بود :-) ببخشید البته :-) ولی ترانه خوبی بود ...ممنون. @};- @};- @};-
    • سلام مینا جان اصلاً گوش دادن به همین ترانه از معین عزیز بود که الهام بخش این ترانه شد و این ترانه را سرودم ممنون از شما همراه همیشگی من @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام مسعود جان .. آفرین به این کار قشنگ و زنده باد استاد رضای معین @};- @};- @};- عشق من منو صدا کن منو از خودم رها کن تو اجاق مرده ی دل آتشی تازه به پا کن @};- @};- @};- @};- خیلی دوست دارم ترانه تو ، :-)
    • سلام مجید جان زنده باشی و زنده باد همه ی دوستداران معین نکته ای که دوست داشتم همه ی دوستان بهش اشاره کنن فقط از نگاه ریزبینانه ی شما گذشت ممنون که به من سر زدی @};-
  • یه قدم مونده به اوج بی کسی یه قدم مونده به بی هم نفسی خیلی به دلم نشست =D> لایک
  • سلام مسعود جان ترانه ی جالبی بود اما حقیقتا من در این ترانه به عنوان مخاطب به هیچ مقصدی نرسیدم شاد باشی @};-
    • دوست عزیزم سلام ترانه ای که هیچ مقصودی رو به شما نرسونده هیچوقت نمی تونه ترانه ی جالبی باشه من تو این ترانه سعی داشتم که بگم تو شرایطی که هیچ امیدی به زندگی نداشتم و به آخر خط رسیده بودم عشق به سراغ من اومد و کورسوی امید را در من زنده کرد و زندگی تازه ای را به من بخشید ممنون از اینکه نظر واقعی تون رو گفتید و تعریف و تمجید بی دلیل نکردید این خیلی برای من مهمِ که دوستانی مثل شما دارم که با بیان واقعیات به من کمک می کنن تا ضعف خودم رو برطرف کنم باز هم به من سر بزنید ممنون از همراهیتون
  • زیباست و با مهسا موافقم @};- @};- @};-
  • مسعود جان...ترانه ی خوبی بود.وزن جالب بود اما به نظر من نمه ی اول کار با نیمه ی دوم اصلا همخوانی نداشت.در هر حال موفق باشی.با مهر.مهسا @};-
    • سلام مهسا جان ممنون از همراهیت اصلاً نکته همین بود که این ترانه دوفضای متفاوت داشت فضای اول تاریک و نا امیدانه و در فضای دوم یک ناجی به نام عشق نور امید را دمیده بود و فضا روشن بود مانا باشی دوست خوبم