کویر

من از بن بست تنهایی/ تو رو تو اوج میدیدم

نفهمیدم سرابی و/ کویر خشکو بوسیدم

تو نه دنیای من بودی/ نه حتی ناجی تازم

قفس رو باز کردی حیف/ شکستی بال پروازم

حالا رفتی نمیدونی/ به پایانش رسید این ساز

سیاهی سخت پوشونده/ همه ی آسمونو باز

منی که با تو پژمردم/ منی که با تو پوسیدم

فقط از بعدِ تو دست/ خدای مرگو بوسیدم

بزن این آخرین رگ رو/ بزار بارون بیاد حالا

تنم غرق سکوتت شه/ دیگه هیچوقت نشه فردا

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/40720کپی شد!
813
۱۶