برو خدا به همراتِ

اون وقتی که می رفتی ، قلبم توو آتیشت سوخت
دلم خوابُ ندیدهُ ، بد جوری چش بدر دوخت
کنارِ عکسِ نازت ، دعاهامُ شنیـــــــدی
رفتی سفر ، کجا ها، اشک من و ندیدی
برو خدا به همرات ، این وردِ هر دعامه
شادیِ تو عزیزم ، همرنگِ لحظه هامـــه
من موندم و غمِ دل ، با اون آهایِ دردت
بدونِ تو می میرم ، توو غصه هایِ سردت
می گم به دل عزیزم ، منتظرت نمونـــــه
پرنده ام توو زندون ، بی خبر از زمونـــه
امانتی که پیشت ، خیلی برام عزیــــزه
به خاطر اشتبات ، اشک از چشاش نریزه
توو تاریکی می شینم ، با قلبِ پاره پوره
اسیرِ نورِ مهتاب ، عشق به تو خیلی زوره

جاسم ثعلبی ( حسّانی ) ۰۶/۰۴/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: