جنگ تن

 تن تو مث سرزمین برام

که باید به سمتش قدم پیشه کرد

باید جنگو به جون خرید تا بشه

به اعماق پاک تنت ریشه کرد

باید دستمو بستو بی واهمه

به شلاق چشمای تو تن سپرد

باید پیرهنم بوی مردی بده

بشه از وجودت حواست رو برد

باید اول از قله های تنت

به هر نقطه از جسم تو خیره شد

تمامه حریمارو باید شکست

به اصلی ترین مرز تو چیره شد

می خوام سینه خیز از لبت رد بشم

جهانم همینجا همین وسعته

چقدر شب به رنگ تنت می خوره

واسه حمله شب بهترین فرصته

باید خشم شب زد به آغوش تو

که شاید بشه عشق فردارو دید

نفس هاتو باید گروگان گرفت

به هر جلوه ای از تن تو رسید

می خوام دست من را بره رو تنت

بگو زیر این سلطه حالت خوشه

شب این فرصتی رو که داده به ما

داره ما رو تو غرق هم می کشه

چقدر گرمه این نقطه از وسعتت

ارادت رو چشمت دیگه کم شده

تمامیت تو … تو چنگ منه !

تمام منم با تو محرم شده

می خوام سینه خیز از لبت رد بشم

جهانم همینجا همین وسعته

چقدر شب به رنگ تنت می خوره

واسه حمله شب بهترین فرصته

از این نویسنده بیشتر بخوانید: