حسرت

نگاهت توی چشمامه
با لبخندت ازم سیری
ببین عقربه بی تابِ 
که اون میره تو هم میری

صدای خش خشِ برگا
داره کم میشه هر لحظه
که یعنی حسِ من واست
به هیچ چیزی نمی ارزه

منِ ساده دیگه خسته م
میخوام شبیه مردم شم
سَرم پُر میشه از فکرت
وِلم کن تو خودم گم شم

بذار تنهـــــا بمـــونم من ، بذار یــــــادم بره رفتی
بذار حسرت بشه واسم ، مسیرِ تلخِ خوشبختی

منم تنها رو این نیمکت
تو دستام یخ زده هدیه
یه قلبِ قرمزُ روبان
که میباره به روش گریه

سکوتِ دورم از جنسِ
لبِ تیغِ تَهِ درده
واسه ت آسونِ دل کندن
ولی با من چیا کرده

امیدِ هرزِ بی پایان
همیشه تو دلم بوده
منم داغونِ این احساس
خیالت سخت آسوده

بذار تنهـــــا بمـــونم من ، بذار یــــــادم بره رفتی
بذار حسرت بشه واسم ، مسیرِ تلخِ خوشبختی

تیر ۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: