تندیس عشق

میخوام از تو بنویسم خط به خط تو خاطراتم
تویی که بودی و هستی با منی که جون فداتم

مینویسم از نگاهت که پر از شرم حضوره
مینویسم از وجودت که سَراپا پُرغروره

مینویسم از دل تو که پر از پاکی و عشقه
مینویسم از دو دستت که بلوری از بهشته

تو مِثِ تندیسِ عشقی توی بی کرانه دل
مینویسم که تو بودی مرهم بهانه دل

نه یه آرزو نه رویا تو خود وجود عشقی
به تن خاکی قلبم معنی سجود عشقی

عشقی از جنس شقایق برتر از آینه و آب
مخمل ناب ترانه زیر نور پاک مهتاب

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1526
۸

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com