حرفای تازه

از روزگارِت چه خبر؟
زحال ما داری خبر؟
یه کم واست حرف بزنم؟
باحرفام داغِت بزنم؟
قصه میخوای گوش بکُنی؟
خشم و فراموش بکُنی؟
دلم چقدر تَنگِ برات
شکستی تو عهد و،وفات
فراری هستی ازهمه
بازم دلت پُر ازغمه؟
چرا تو اینجوری شدی؟
باهمه بیگونه شدی؟
حوصله ات ازچی سَر میره؟
که ازمن وما، دلگیره؟
دست وپامو، بستی چرا؟
کلیدش و، باختی چرا؟!
من توروخیلی دوست دارم
اما،زِتو گِله دارم!؟
ما، چیزی که،کم نداریم!
توسینه عشقم نداریم؟!
من دیگه حرفی ندارم
سوختم و دودی ندارم!؟
فقط یه آه، مونده اَزم!
میخوای برم ،یا بمونم؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: