نفرین

گلویِ عشقمُ ، نامرد بریدی
به انگشتِ خیانت توو جوونی
یادت باشه که نفرینم می گیره
خیال کردم که خیلی مهربونی
عجب فکرایی توو ذهنِ دلم بود
چقد نقشه واسِ چشمات کشیدم
تا خواستم کولی و دربدرت شم
با خنجر دردِ هجرُ ، بد چشیدم
می خواستم راهیه کوها بشم باز
یه سر همبازیِ ، رویا بشم باز
می خواستم مالِ تو تنها بمونم
یه قایق غرقِ این دریا بشم باز
ولی تو قایقی صبرُ ، شکستی
کنارِ ساحلِ غم بارِ ، دریا
با دستایِ خیانت رویِ حسّم
کشیدی لحظه ی زشتی توو رویا
بازم عشقم واسِ چشمات هدر رفت
با آهِ ، سینه سوزِ بی قراری
نشسته خطّ ِ اشکی رویِ گونم
شدی نفرین بی هیچ راهِ فراری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: