عشقِ شوم

شکستی باز یه قلبی رو ، با دردِ نازِ گفته هـــات
آتیش زدی یه عشقی رو ، با آه و سازِ خنده هات

فکر می کنی اسیرتم ، تنها و بی کار و کســـی
حرف دلت رو می زنی ، موندم توو این دلواپسی

همه حرفاتُ شنیدم ، وقتی که یادم نبــــــودی
گفتی که دوست ندارم ، تو بمیراون توو حسودی

دوست نداری با من باشی ، چقد اینُ دیر فهمیدم
با یه کسی در هوسی ،چه دردی از تو کشیــــدم

برو دیگه نمی خوامت ، زندگی با تو حرومـــه
با دو دل وابسته ای ، عشق در کنارت چه شومه

رازِ دلت رو عزیزم ، کاشکی می گفتی به دلـم
یه دنیا بدبختی رو تو ، یکدفعه ریختی رو سرم

من موندم و صد خاطره ، ساده بودم توو مکرِ تو
جدایی با جون خریدم ، راحت شدم از فکرِ تــو

جاسم ثعلبی (حسّانی ) ۲۹/۰۳/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

621
۲۱