وهم مسیحایی

به اون ریل خیالی که به سمت من نمی رونه

بگو  کابوس تنهایی مُ سوزنبان نمی دونه

بگو از بودنم خستم توو این طوفان رویایی

و من امروز می میرم توو این وهم مسیحایی

پر از آرامش از دردی که هر روز از تو محرورم

به روح نازکم میگم همین کافی که( در معنی چون )محجورم

نمی شه عاشقی بی عشق نفس ها سرد و بیهودن

مثل پاییز دنیا و مس برگای مطرودن

من  هر روز از تو محرومم ولی هر روز مهروزم

به فکر بودنت هر روز به این در چشم میدوزم

نه مثل  بوف تنها و نه مثل تاس یک تقدیر

فقط چشمامومیدوزم به این زیبا ترین تصویر

از این نویسنده بیشتر بخوانید: