همیشه تَهِ خنده،گریه س…!

به این سادگی ها به عشق دل نبند

منِ ساده رو عشق،زمین گیر کرد!

یه روز عشق رو لبام خنده کاشت

ولی قَدِّ چندسال،منو پیر کرد!

 

به این سادگی ها به عشق دل نبند

ببین حالمو،چقدر ناخوشَم!

واسه رد شدن از این حال و روز

همه لحظه هامو دارم می کُشَم

 

ببین حالمو،ببین چی شدم!

ببین کار من به کجاها رسید!

همه ذوق و شوقم ,واسه زندگی،مُرد!

همه ذوق و شوق نگام ته کشید

 

به این سادگی ها به عشق دل نبند

ببین حال من بدتر از مردنه

به این حال و روز گریه دارَم،نخند!

که تهِ قصه ت،غصه خوردنه

 

چشایی که با گریه بیگانه بود

چه جوری پر از اشکه،ببین…

نمی خوام که مجبور شی،ولی

همیشه تَهِ خنده،گریه س،همین!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: